انقلابینویس
تا شنید کربلا رنگ صورت ابی عبدالله عوض شد😓. فرمود أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ .. تا
با چه جلالی داره بی بی از محمل میاد پایین😊🌸 ..
#عباس💚 پاشُ رکاب کرده ..
#علیاکبر💚 دستشُ داره می گیره ..
ای روزگار! .. ای روزگار :)))..
هم ام کلثوم سلام الله علیها رو نوشتند ، هم بی بی رو ،
عرضه داشتند حسین جان بیا برگردیم مدینه 😔...
خبری از این مهمونی نبود ..
دور تا دورت با نیزه ایستادند ، کجا اینطوری آدمُ مهمونی می برن؟ ..
حسین جان میون این نانجیبا ، یه نفر دل منو داره میبره ..
هی تیر و کمان نشون میده...