eitaa logo
مدافعان حرم
39.8هزار دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
2.8هزار ویدیو
47 فایل
🔹 تبلیغات ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر https://eitaayar.ir/anonymous/bs5.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
🔖 ‌ ✍ همیشه نمازهای شبش را با گریه می‌خواند. در مأموریت و پادگان هم که مسئول شب بود نماز شبش را می‌خواند. هیچ موقع ندیدم نماز شبش ترک شود. همیشه با وضو بود. به من هم می‌گفت داری دستت را می‌شوری وضو بگیر و همیشه با وضو باش. آب وضویش را خشک نمی‌کرد. در کمک کردن به دیگران هم نمونه بود. حتی اگر دستش خیلی خالی بود و به او رو می‌زدند نه نمی‌گفت.🍃 ✍ گاهی اوقات نمی‌گذاشت من متوجه کمک‌هایش شوم ولی به فکر همه بود. احترام زیادی به خانواده و پدر و مادرش می‌گذاشت. پدر و مادر خودش با پدر و مادر من از لحاظ احترام گذاشتن برایش یکی بودند. شدت احترام گذاشتن به من و دخترمان به حدی بود که در جمع‌های خانوادگی می‌گفتند مسلم خیلی به زن و بچه‌اش می‌رسد. اگر مبینا گریه می‌کرد تا نیمه شب بغلش می‌کرد و راه می‌رفت تا خوابش ببرد. هیچ موقع نمی‌گفت من خسته هستم. خیلی صبور بود.🔅 🎙‌ راوے: همسر شهید مدافع حرم از جهرم شهید مدافع حرم 🔴@sarbazanzeynab🔴
🌹 هـر وقت با هـم به گـلزار شهــدا می‌رفتیم، مدت زیادی میان مزار شهدا می‌ماند و از عطـر وجودشان بهـره می‌برد. ✓ تا می توانست نمـاز را به جماعت می‌خواند؛ نماز شبش هم ترک نمی شد، حتی در سفرها و یا مأموریت ها. ✓ کظم غیظ مسلم، مثال زدنی بود؛ به یـاد ندارم کـه عصـبانی شده باشد. ✓ احتـرام به پدر و مـادرش در اولویت برایش قرار داشت و به صله رحم خیلی اهمیت می‌داد. ✓ در منزل در کار خانه و غذا درست کردن به من کمک می کرد.با هم خیلی ارتباط خوبی داشتیم و بیشتر با هم دوست بودیم. در جمع آرام و سـاکت بود، اما در منزل خودمان شلوغ و شوخ‌طبــع بود. روزها که به سر کار می رفت یک یا دو مرتبه زنگ می زد و با من و مبیـنا صحبت می کرد و همیشه هم می‌گفت: «من هر کـاری می‌کنـم به خــاطر تـو و مبیناست.» 🔹راوی: همسر شهید مدافع حرم🕊🌹 🔴@sarbazanzeynab🔴