eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه بابا بگه فیلمی قشنگه و بشینیم با هم ببینیم، تیتراژِ اولِ فیلم که شروع شه و اولین اسم رو بنویسه، بابا کلللللللللللِ فیلم رو تعریف می‌کنه و تو می‌مونی و حوضت😐 اما داداش کوچیکه این‌طوریه که پریشب گفت این فیلم و دیدم قشنگ بود و به سلیقه تو هم می‌خورد. امشب نشستیم ببینیم، فیلم به‌جاهای حساسش رسیده و هیجانی شده که من عینِ ماهیِ از آب بیرون‌افتاده در بال‌بال زدنم که بگو چی میشه؟ فرار می‌کنه؟ زنده می‌مونه؟ کدومشون خیانت کرده؟ اون‌وقت داداش پاش و انداخته رو پاش و در حالِ اسپری کردنِ موهاش، با لبخندِ مونالیزا می‌گه اسپویل نمی‌کنم، با هیجانِ فیلم لذت ببر 😶😫😖 ولی خی‌لی فیلمِ خفنی بود و خدایی لذت هم بردم👌 بارک‌الله به داداش😎 بازیگرِ هر هفت دختر هم یه نفره🤩 @sarbehrah
سربه‌راه
@sarbehrah
۱. مؤسس که از بعدِ طوفانم تو مدرسه و اتمامِ مسأله‌ی شارلاتان به‌دستِ خودم، دید من فریبِ نصیحت‌های خاله‌خرسانه‌ش رو نمی‌خورم و نمی‌تونه هم محتاجِ تخصصم باشه، هم برای روشِ نمره دادنم تعیین‌تکلیف کنه، قیدِ ادامه همکاری با من رو زده و دیگه برای سالِ آینده به من پیشنهادی نداد، تا جایی که دیروز برنامه‌ی سالِ بعدِ خانم ریاضی و علوم و زبان رو بستن، اما به من چیزی نگفتن! ولی مجبووووووووور شد جلوی کلللللللللللِ دبیرهای دو شعبه‌ی متوسطه اول و دوم، من و صدا کنه روی سِن و با دستِ خودش دسته‌گل و کارتِ هدیه رو تقدیم‌م کنه چون انشای دخترم تو خوارزمی منتخب شد :) اون به من گفت ولی نعمتِ ما والدین هستن و من به اون گفتم ولی نعمتِ من خداست. خدا عزّتم داد :) ۲. هفتم‌هام درسِ آدم‌آهنی و شاپرک رو با کاردستی‌ای درست کردن که همممممممه‌چیزش از وسایلِ دورریز بود. اگه وسایل، تحقیق‌ها و هر چیزی که مربوط به درسِ منه خریدنی، اسراف و ساخته‌ی دیگران باشه، ازشون نمره کم می‌شه. بالعکس اگه از دورریزها باشه، زحمت و تلاشِ خودشون، نمره است که ریخت‌وپاش می‌کنم! کللللللللی هم سرِ اجرای طنزشون خندیدیم با هم :) هشتم‌ها رو بردم حیاط و مسابقه‌ی زوووووووشعر برگزار کردم؛ یعنی باید یک‌نفس دو‌ شعرِ حفظی‌ای که باید برای امتحان از کتاب حفظ کنن رو می‌خوندن و اگه تُپُق می‌زدن یا نادرست می‌خوندن می‌سوختن. برای نفر اول چهار نمره، نفر دوم سه نمره و نفر سوم دو نمره ریخت‌وپاش کردم و نمی‌دونین چه رقابتی شد و خون و خون‌ریزی‌ای :) نهما از پنجره دیده بودن و زنگِ بعد التمااااااس می‌کردن اونا رو هم ببرم بازی :) مدیر و معاون بی هییییییچ هماهنگی‌ای دیروز کللللللی عکس و فیلم از کلاسِ من گرفتن برای تبلیغِ سالِ جدیدِ مدرسه، وَ این در حالی بود که تمامِ زنگِ تفریح رو داشتن خانوم ریاضی و علوم و زبان رو توجیه می‌کردن که یه برنامه‌ی پویایی بریزید ما بیایم فیلم بگیریم از کلاس. اون سه تا هم به خودشون افتاده بودن :) به همکارم که آموزگاری قبول شده بود و گفت اینا دنبالِ تخصص نیستن که من راستِ زندگیم رو بگم، گفته بودم می‌فهممت اما باور نکرد! امیدوارم حالا که دید سالِ بعد رو با اون بستن و با من نه، بفهمه :) خدا رو شاکرم که در اووووووجِ عزت و احترام وَ به‌خاطرِ استقامتم بر درست من رو کنار گذاشتن :) ۳. تو همین کانال نوشته بودم مدیری که چند سالِ پیش به خاطرِ نمره‌ی حرام ندادن سرم داد کشید و اخراجم کرد، همین تابستانِ پارسال زنگ زد و من و می‌خواست، یا اون‌یکی مدرسه که به اون پولدارخنگوله نمره پولی ندادم و اخراجم کردن، هنوووووووووووز دنبالِ دبیرِ ادبیاته و رفیق هر بار آگهی‌شون رو تو دیوار می‌بینه با ذوق بهم زنگ می‌زنه و می‌گه ببین هنوز درگیرن :) یا از همممممه جذاب‌تر مدیرِ متوسطه اولی بود که بچه‌های پرروی تلاش‌نکن رو از کلاس بیرون کردم و اونم با من جلسه گذاشت و گفت یا اینا رو برگردون کلاس یا برو، من رفتم و من و کجا دید امسال؟ تو مدرسه‌ی نمونه‌دولتی‌ای که دبیرِ تخصصیِ بچه‌های آزمون‌های خاصم :) آخ که من اون قفل بودنِ زبانش و در سلام و علیک چقدر دوست داشتم وقتی گفت شما اینجایید؟ وَ من بهش گفتم پارسال هم دبیرِ نمونه‌دولتیِ امام حسین علیه‌السلام بودم :)) خدا عزتم داد و من بنیانی و اصولی این ذلیل شدنِ همه‌ی آدمایی که تخصص و درستی رو کنار زدن و، پول و پارتی رو بالا بردن دوست دارم. من از آدمای ضعیف و بی‌عرضه‌ای که به‌جای مبارزه با باطل، عَلیل و اِفلیج می‌چپن گوشه‌ی خونه و پروفایل می‌ذارن که آهِ مظلوم رو خدا جواب می‌ده، متنفرم! تو نوجوانیم خوندم دکتر شریعتی رو که مظلوم، ظالم‌تر از ظالمه، چون اونه که به ظالم جسارتِ ظلم می‌ده! من بعد از هر مدرسه، پرتلاش‌تر از قبل، گشتم دنبالِ کار و همون مسیرِ همیشه رو ادامه دادم و متوقف نشدم و نمی‌شم چون هنوز ظهور نشده و وقتِ استراحت نیست! بعد از اینجا هم باز تلاش می‌کنم و از خودم معلمِ قوی‌تر، متخصص‌تر، به‌روزتر و آگاه‌تری می‌سازم تا هر روزی که دوباره توفیق پیدا کنم و سرِ کلاسی حاضر شم و مبارزه رو پرتلاطم‌تر ادامه بدم :) ۴. یکی از هشتمام کلی شعر حفظه و هر وقت خسته می‌شم بلند می‌شه برام شعر می‌خونه. یک‌شنبه گفتم اَرِحْنا یا سارینا به سعدی! (یعنی با سعدی راحتم کن، آسایشم بده. پیامبر به بلال این جمله رو می‌گفتن برای اذان). دیدم از تو کیفش یه عالمه کاغذ درآورد و گشت دنبال سعدی. فهمیدم از روی گوگل می‌نویسه و حفظ می‌کنه و کتابی نداره. قبلا یادتون باشه براش یه کتاب شعر هدیه بردم (یحیی: سید حمیدرضا برقعی). سعدی نداشت. گفت می‌شه پروین بخونم؟ گفتم چرا؟ گفت پروین دوست دارم. خندیدم و گفتم شبیه‌شم هستی. خوشحال شد :) دیروز براش پروین اعتصامیِ کتابخونه‌م رو هدیه بردم و جلوی بچه‌ها بهش دادم. روی ابرا بود :) بلاگرفته اونم هدیه‌ی روز معلمِ زیبایی بهم داد و بابِ سلیقه‌م :) @sarbehrah
سربه‌راه
۱. مؤسس که از بعدِ طوفانم تو مدرسه و اتمامِ مسأله‌ی شارلاتان به‌دستِ خودم، دید من فریبِ نصیحت‌های خا
۵. تنها دبیرِ مدرسه هستم که سیرِ هدیه گرفتنم هنووووووز ادامه داره و مدیرم هر زنگِ تفریح می‌گن بازم هدیه گرفتین؟ :) ۶. نهم دو فقط از من حرف‌شنوی داره و فقط من و دوست داره. برای اردو مدیر از من خواستن باهاشون حرف بزنم که ثبت‌نام کنن، چون اعتصاب کرده بودن و نمی‌خواستن برن، برای نگه داشتن‌شون سرِ جلسه‌ی امتحان بدونِ تقلب، من رو صدا می‌زنن، وَ اگه خراب‌کاری‌ای کنن فقط من می‌تونم جمع‌شون کنم تو کلاس. دیروز رفتم باهاشون درباره‌ی خانم علوم صحبت کنم که باهاش راه بیان، چون کاری کردن که بازم گریه کرد... کارِ خیلی خیلی بدی کردن... وقتی واردِ کلاس شدم و چهل دقیقه حرفاشون و شنیدم، فهمیدم خانم علوم خیلی باهاشون کل‌کل می‌کنه و زیاد تحقیرشون می‌کنه... راستش دیگه دلم برای خانم علوم نسوخت... چون اونم حرفِ خیلی خیلی بدی بهشون زده بود... ۷. پسر ششمیم در رفاه و آسایش و یه خونواده‌ی فرهنگی زندگی می‌کنه... اما دیروز فهمیدم حالش خوب نیست و کمی افسرده است... این یکی رو باید سر حوصله بنویسم... دل‌ودماغم و رنجور کرده... لعنتیا چرا به بچه‌هاتون زندگی کردن یاد نمی‌دید؟! ۸. یکتا با فریاد می‌گفت ۰/۲۵ از خانم فارسی گرفتنم غنیمته، تو رو خدا آشتی کنید! همه معلم‌ها دوست دارن این چهار تا جدا از هم باشن، چون وقتی با همن کلاس دیگه کلاس نیست، اما من دیروز دیدم از هم جدا نشستن، یعنی که قهرن. من خودم شرّ بودم و هستم، بلدم شرّها رو چطور آروم کنم و کلاسم و حفظ، از کنارِ هم بودنِ دوستا همیشه استقبال کردم و جداشون نمی‌کنم، چون وقتی با کسی باشی که باهاش حال می‌کنی، هوش و توان و انرژیت صد برابره. گفتم دو نمره به خردادِ کل کلاس اضافه می‌کنم اگه همه با هم آشتی باشید و جلسه‌ی بعد اخراجی‌های کلاس بازم دورِ هم باشن! وقتی می‌رفتم یکتا رفته بود روی میز و رو به اون چهار تا التماس می‌کرد که نمره نیاز داره :)) ۹. همکارم صبح اومد نشست کنارم و پرسید سؤالای مصاحبه رو کمکم می‌کنی؟ گفتم حتما! جمله‌بندی رو هم یادت می‌دم که دروغ نشه. داشتم بهش مسیر راهپیمایی‌ها و محل برگزاریِ نمازجمعه و شرایطش رو می‌گفتم که معاون‌مون سر رسید و گفت بگو کرونا داشتم نرفتم راهپیمایی... گفتم دروغ می‌شه... به دروغ قبول شه حقوقش شبهه‌دار می‌شه... دوباره بهم خندیدن :) دستِ همکارم و گرفتم و گفتم دیدی دخترا چطور درس جواب می‌دن؟ آبشارِ فلان در فلان ارتفاع است و فلان جنگل. با فعلِ سوم‌شخص می‌گن چون خودشون نرفتن و ندیدن. شما هم درس جواب بده. اون‌جوری هم جواب دادی، هم دروغ نگفتی. همه ساکت شدن. گفتم تا می‌تونی با دروغ نرو جلو. بذار پولی که از بیت‌المال بهت می‌رسه شیرین باشه و گوارا. اون‌وقت کمش برکت می‌کنه و جایی خرج می‌شه که نور بگیره زندگیت. دخترت عاقبت‌بخیر می‌شه. اما به دروغ، هیچ پولی نه برکت داره، نه نور و شادی. بقیه‌ی سؤالاشم از خودم پرسید و زنگِ آخر وقتِ خداحافظی کلی ازم تشکر کرد. ۱۰. باید هدیه‌هام و جمع‌و‌جور کنم، اتاقم پر شده از وسیله و گل. میزم زیرِکوهِ برگه دفن شده و آخرِ هفته‌ی سختی دارم... ۱۱. تلاش کردم جمعه قم باشم، نشد... خانوم ببخشید و حلال کنید که جوری زندگی نکردم که بتونم روزِ تولدتون خدمت برسم و گوشه‌ی چادرتون رو بوسه بزنم... فقط ازم ناامید نشید... سربه‌راه می‌شم. @sarbehrah
براشون عیدیِ روزِ دختر لواشک خریدم😍 اون دو تا کتاب هم هدیه‌ی ستایشه که خوب رشد کرد و یاد گرفت به‌جای من، کار کردن و درس خوندن رو دوست داشته باشه و تنها کسی بود که از ابتدای دست بلند کردنش برای تیمِ پژوهش تا همین امروز، بی‌وقفه کنارم کار کرد و سنگین هم کار کرد. یه کلاس هفتمی که حالا مدیریت کردن بلده، تقسیمِ وظیفه، زمان‌بندی، دقت به تمیزی در عینِ پرمحتوا بودن، اسراف نکردن، اعتماد به توانمندیِ خودمون، وَ کلی ارزشِ دیگه. عاشقِ کتابه و منم براش کتابایی خریدم که ارزشِ عاشق شدن داشته باشه و به سن‌ش هم بخوره. فردا چه خوشحال بشن دخترام😍 شادی‌شون از طرفِ امام زمان ارواحنا فداه هدیه به خانم فاطمه‌ی معصومه سلام الله علیها❣ @sarbehrah
شبکه نمایش داره زندگیِ یه طلبه‌ی وااااااااااقعا طلبه رو نشون می‌ده بین کلی طلبه‌ی حوزه که الکی‌ان و ما زیاد می‌بینیم! تکراری و قدیمیه اما از منِ معلم به شما نصیحت که تکرار همیشه بد نیست؛ اغلب زنده‌کننده‌ی دله :) @sarbehrah
سربه‌راه
شبکه نمایش داره زندگیِ یه طلبه‌ی وااااااااااقعا طلبه رو نشون می‌ده بین کلی طلبه‌ی حوزه که الکی‌ان و
فقط اونجا که جلوی ویترینِ کتابفروشی ایستاد و دوست داشت برای خودش کتاب بخره، اما رفت برای زن و بچه‌ش هدیه خرید❣ خارج از معرکه‌ی جنگ، چقدر درِ شهادت و عاقبت‌بخیری برای مردها بازه... @sarbehrah
ارزشمندترین هدیه‌م و امروز گرفتم؛ البته نگرفتم! یواشکی گذاشته بود تو کوله‌پشتی‌م! تو دفتر و جلوی بقیه‌ی معلم‌ها! خانم علوم گفت اینا فقط شما رو قبول دارن! وَ به هدیه‌ی توی کوله‌م اشاره کرد. نهم دویی‌ها رو که می‌شناسید. حالا کی هدیه برام گذاشته تو کوله‌پشتی‌م؟ رئیسِ شورشگرها! اربابِ یاغی‌ها! رهبرِ طغیان‌گرها! مجید سوزوکیِ اخراجی‌ها! حتی نوعِ هدیه دادنش خاصِ خودشه! من این هدیه رو بی‌نهایت دوست دارم... بی‌نهایت برام عزیزه... اگه آبرویی دارم صدقه‌سریِ همین مواردیه که همه دورشون ریختن... همه طردشون کردن... همه توبیخ و تنبیه‌شون کردن... هیچ هدیه‌ای نتونست احساساتی‌م کنه و اشکم و دربیاره جز امروز که این و از کوله‌م برداشتم و نامه‌ش و خوندم... من این کلاس و نذرِ امام زمان ارواحنا فداه کردم و معتقدم لوتی‌منش‌های بامرامِ جسور بیشتر به‌دردِ معرکه می‌خورن تا مذهبی‌های بزدلِ عافیت‌طلب! @sarbehrah
بستِ نوّاب‌صفویِ حرم که می‌شه پایین‌خیابون، خوشگلی‌هایی از این جنس داره، خصوصا اگه اردیبهشت باشه و هوا ابری و بارونی و سرد❣ @sarbehrah
کوه‌های دوردست پوشیده از مِه هستن. من قله‌های در مِه رو نَوَردیدم و لذتش رو چشیدم. دوردست‌ها و درخت‌های توتِ دامنه من رو صدا می‌زنه اما باید برم مدرسه... بارون می‌زنه؛ نه دائم، اما پرشتاب! خیال می‌کردم تابستون از گرما و کم‌آبی هلاک شیم، اما رحمِ خدای اردیبهشت می‌باره... برای این بارون‌ها شکرگزاری کردید؟ نمازِ شکر خوندید؟ صلواتی هدیه به امام زمان ارواحنا فداه فرستادید؟ @sarbehrah