eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
بریم «هوش» و «دقت» ببینیم کِیف کنیم :) @sarbehrah
برادرم می‌گه هنوزم قسمت‌هایی از «هوش» و «دقت» داره پخش می‌شه. خبر خوشایندیه. می‌رم شبکه نمایش، روایتِ استعدادهای محشرِ خدادادی ببینم :) @sarbehrah
شاگردم کلیپی که چهارشنبه باید پنج‌نفره ارائه بدن و برام فرستاده. کلیپ که نیست، از آپارات برداشته دو تیکه‌ش کرده سر و تهش اسم نوشته، همین! می‌نویسم کارِ گروهی‌تون قوی باشه، از کلیپ نمره‌ای نمی‌گیرید. یه نامه‌ی بلندبالا نوشته که تا حالا کسی یادشون نداده پس اونا هم یاد ندارن و فلان! داشتم فکر می‌کردم این نهمه، دیروزم هشتما گفتن ۱۵۰ هزار تومان دادن کلیپ براشون ساختن و من تهش گفتم این‌که چیزی نداره! گفتم نمره‌ای برای کلیپ نمی‌گیرین، دو تا صفحه کتاب و چسبوندین به هم دیگه، خودتونم نه تازه! تو مدرسه‌ی پول‌دارا، من یکی از معیارهای نمره‌دهی به ارائه‌های بچه‌ها رو گذاشتم کم‌هزینه بودن :)) از دیروز دارم فکر می‌کنم اینا که کتاب نمی‌خونن... یه‌سره هم که سرشون تو گوشیه... استوری‌های خفنی هم که از سوراخای دماغشون می‌سازن(!) چطور کلیپ و پاور و سرچِ مطلب بلد نیستن؟! چطور Tich8 و لایتنر رو که من سال ۸۷ بدونِ نت و فضای مجازی و موسسه برای خوندنِ زبان استفاده می‌کردم، اینا که خفن‌ترین موسساتِ زبان می‌رن حتی اسمش و نشنیدن؟! از دیروز دلم براشون بیشتر می‌سوزه؛ اینا نه عُرضه‌ی نسل قدیم رو دارن، نه دانش و تکنولوژی نسل جدید و... @sarbehrah
زمان: حجم: 333.3K
معسومیت مصطفی مستور @sarbehrah
صبحت بخیر آقای من❤️ @sarbehrah
پژوهش هزینه نیست؛ سرمایه‌گذاریه. @sarbehrah
آقای سخن‌گو فرمودن اولین کار ما اقدام‌پژوهیه؛ یعنی باید اختلال‌ها رو در آموزش و پرورش شناسایی کنیم تا بتونیم بعد براش برنامه بریزیم. همکارا در صفِ دریافتِ ابلاغ و گواهیِ جلسه‌ان که شاملِ منِ نیروی آزاد نمی‌شه، منم اولین اقدام‌پژوهی رو انجام دادم :) لیوان‌های چای که رها شدن... پوستِ کیک هم هست که نمی‌تونم عکس بگیرم... بعد از اتمامِ جلسه‌ی رابطینِ پژوهشیِ آموزش و پروش... یعنی قشرِ فرهنگیِ دنبالِ اختلالاتِ دانش‌آموزا... یعنی قشری که داعیه‌ی حلّالِ مشکلات بودن رو دارن... 😊 @sarbehrah
سربه‌راه
پژوهش هزینه نیست؛ سرمایه‌گذاریه. @sarbehrah
۱. از دیروز صبح ساعت پنج و نیم تا این لحظه، فقط سه ساعت خوابیدم. کووووووهِ کارای مدرسه مونده و فردا هم بعد از مدرسه، جلسه با اولیا هست و بعدش کلاس خصوصیم. پنج‌شنبه هم کلی کارِ اداری دارم و باید برم پُست و کلاس خصوصیم و تا هشت شب نیستم. کلللللل جمعه و شنبه باید کوووووووه انشا بررسی کنم و با این حال سرم درد می‌کنه برای ایده‌هایی که به ذهنم زده :) ۲. جلسه‌ی امروز دو تا سخنران داشت؛ سخنرانِ آقا که مسوول کل یه جای خفنه و اصلِ کاری، هم دیر اومد، هم شعارمعار داد... ولی سخنرانِ خانم هم قبل از من داخل سالن بود، هم وسطِ برخی شعارهاش، حرفایی داشت که به دانشم اضافه کرد و بهم ایده داد. درست‌ترین جمله‌ش رو هم که عکس گرفتم براتون. ۳. ان‌شاءالله این به‌جبر رابط پژوهشی شدنم خیر کثیره؛ کاری به برنامه و اموری که بخشنامه‌ای باید اجرا بشه ندارم و ایده‌های خودم رو در کاورِ این فرصت پیش خواهم برد. ۴. برخی همکارا دنبالِ ابلاغیه و تشویق و تقدیر و جایزه بودن و بیست دقیقه از زمانِ جلسه فقط داشتن همین و می‌گفتن(!) من نیروی آزادم و از هفت دولت آزاااااد :) هیچی بهم تعلق نمی‌گیره و بنابراین فرصتِ خوبیه زور بزنم جوری کار کنم که یه تقدیرنامه از امام زمان ارواحنا فداه داشته باشم... خودم رو کم‌کفایت و کم‌توان می‌بینم اما «لیس للانسان الّا ما سعی»... به نیّتِ جهادی می‌رم جلو تا جایی که خدا بخواد :) ۱_۴. البته که دین و مذهب رو تا جایی که خوندم و آموختم؛ دعوت کرده به بهترین عملکرد و بهترین بودن؛ لذا با تمامِ قوا برای تقدیرنامه‌های دنیایی و بهترین بودن هم تلاش می‌کنم چون یه دختر چادریِ طرفِ انقلاب و رهبری بشه اوّل یا برتر، فرق داره تا یه... این فرق داشتن خودش در بسترِ ظهور مؤثره! از اونایی هم نیستم که به بهانه‌ی رضای خدا و اخلاص، رقابت نکنم و بگم هرچه بادا باد(!) یه رقابتیِ دوآتیشه‌ام که تا همین سن، سرِ ۲۵ صدم نمره حسابی دویدم که من نفرِ اوّل باشم، نه یه ضدانقلاب! نه یه همکارِ معاند! نه یه بی‌تفاوت! نه یه... ۵. مدرسه، چماقِ بالای سره و با این‌که شورای دبیرانِ مهر پیشنهادِ مسؤولیت دادن به دخترا رو دادم، اما هم‌چنان فقط چند مورد زبون‌ریزِ سفارش‌شده موردِ توجه مدرسه اس... حالا که کار پژوهشی دستمه، خیلی فرصت‌ها دارم، ان‌شاءالله یه تیمِ پژوهشی تشکیل می‌دم از دخترا :) ۶. فعلا چند نفر تو ذهنم هستن؛ ف نهما چون درس‌خونه، پیگیر و دغدغه‌منده، بچه‌ها ازش حرف‌شنوی دارن و محترم و مؤدبه. ف هفتما چون کمی منزوی و خجالتیه اما درس‌خونه و نقاشیش خوب؛ هم برای کارای تصویری می‌تونم ازش استفاده کنم، هم تلاشیه برای رفعِ مشکلش. سینِ نهم چون بلای مدرسه است و با هیچ‌کس راه نمیاد، اما من و اذیت نمی‌کنه به لطف امام زمان ارواحنا فداه، و من امید دارم به این بهانه بتونیم کوهِ هیجان و بی‌قراریش رو بهش مسیر بدیم و مدیریت کنیم. از هشتما هم الف مدنظرمه چون از کلاس و درس و شخصیتِ من خوشش نمیاد و تلاشش و کرد کلاسم و به هم بریزه، اما یه روز که غایب بود با بررسی دوست کناریش فهمیدم باهوشه و اگر محیطش مناسب باشه، می‌تونه از هوشش استفاده کنه. فقط نمی‌دونم اون قبول می‌کنه با من کار کنه یا نه! ۷. می‌خوام بگم بابتِ فعالیت‌شون در تیمِ پژوهش، نه نمره‌ای می‌گیرن، نه جایزه‌ای، نه هیییییییچ امتیازی، تازه باید در درس‌شون هم پیشرفت داشته باشن تا کسی نگه خنگا رفتن دور خانم ادبیات به پژوهش، وگرنه از گروه حذفن، حق پیچوندنِ هییییییچ کلاسی رو هم بابتِ امور پژوهشی ندارن و خونه‌ی هم‌دیگه هم نباید پلاس شن، همه‌ی کارها باید در ده دقیقه‌ی زنگ تفریح انجام شه! این گزینه رو بیش از همه‌ی جرقه‌ها دوست دارم و دلم می‌خواد بازخورد بچه‌ها رو ببینم :) شما هم بازخورد بهم بدید :) ۸. باید مدرسه رو هم هوشمندانه در سطحی نگه دارم و توجیه کنم که از تیمِ ما همون رؤوسِ بخشنامه‌های پژوهشی رو ببینن و از باطنِ تیم چیزی متوجه نشن :) الخیر فی ما وقع 😍 هزار الحمدلله❤️ @sarbehrah
یادتونه نوشته بودم شغلم اثرگذار در سرنوشت بشره؟ امروز که مادر و پدرا رو دیدم فهمیدم نع! هیییییییچ اثری نداره... نود دقیقه برابرِ مداومتِ تربیتِ این مادر و پدرا اثری نداره... با بغض دارم میرم سر کلاسِ شاگرد پسرم و خوشحالم که اون و تربیتش من و به وجد میاره... @sarbehrah
جلسه با اولیا _ ۱: کلاس رقص به مادرِ یکی از نهما می‌گم درسش خوبه، باهوشه، مطلب رو زود می‌گیره اما مدام سر کلاس کسله و نیمه‌خواب. می‌گه از هر چیزِ بی‌هیجانی زود حوصله‌ش سر می‌ره، باید هیجان براش باشه، تو خونه هم این‌طوریه که یه ساعت درس می‌خونه، یه فیلم می‌بینه، می‌رقصه. دوباره یه ساعت درس، یه فیلم، رقص. درواقع بهم فهموند باید یه ساعت درس بدم، بعد فیلم بازی کنم و بعد برقصم تا دخترش از شدتِ هیجان من و آرایه‌های ادبی و حافظ و سعدی رو بذاره جیبش(!) فیلم بازی کردن بلدم، کلاس رقصِ قیمت‌مناسب سراغ ندارید؟! :/ @sarbehrah
جلسه با اولیا _ ۲: غذای سوخته مادرِ هشتمه اومده می‌گه دخترم نشسته با گوشی باباش چهار ساعت کلیپ برای کنفرانس درست کرده، شما گفتید افتضاحه، نمره ندادید. اومده می‌گه لپ‌تاپ برام بگیرید، چون سیستم نداشتم کلیپم خوب نشده! گفتم صفحاتِ کتاب و چسبونده بود به هم، یعنی فکر و خلاقیت نداشته، لپ‌تاپ نیاز نداره، کمی تلاش کنه. می‌گه به هم‌گروهیش دادید بیست، به این دادید شونزده. می‌گم چون هم‌کلاسیش مشارکت کلاسی داره، پرسش کلاسیش همیشه عالیه، حواس‌جمعه به درس، امتحانش هم خوب داده. می‌گه کلیپ و این درست کرده، این چرا بیست نگیره؟ می‌گم عرض‌کردم؛ نمره‌ی ارائه‌شون با تلاشِ کلاسی‌شون جمع شده، از طرفی اون کلیپ نمره‌ای نداره! می‌گه کللللللی دخترم زحمت کشیده! می‌گم خانم! شما به دخترت بادمجون و گوجه می‌دی می‌گی برو شام درست کن. چهار ساعت می‌ره پای گاز اما با بادمجون و گوجه‌ی سوخته میاد سر سفره، شما چیزی برای خوردن و لذت بردن و تشکر داری؟! چهار ساعتم زحمت کشیده. زورش میاد... می‌گه باشه... عیبی نداره... دو دقه بعد جای مدیر می‌بینمش که داشت می‌گفت دبیر ادبیات به زحمتِ بچه‌ی من نمره نداده! :/ @sarbehrah