eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سفر کردن با کاروان سختی داره: سرویس‌های شلوغ، اضطرابِ جا نموندن از کاروان، تحمل کثیفی و بی‌نظمی و فضولی، هدررفتِ بخشی از خلوت‌هات، زیارت‌های بی‌تنفسِ بی‌فکرِ پرسرعت، دیر و زود شدنِ غذا و گرسنگی و پرخوری وَ مواردی بی‌شمااااااار. خب من همه‌ی اینها رو به جون خریدم به‌خاطر مزیت‌های کاروانی سفر کردن: ماشین داشتن و بی‌نیاز شدن از دنبال قطار و اتوبوس و تاکسی بودن بین تهران و‌ قم و جمکران و از دست رفتن زمان، هزینه‌ی سرجمع و معلوم، اسکان و غذا که خودش در هزینه صرفه‌جویی داره، امنیت، بی‌حجاب نداشتن و بدحجابِ کمتر، وَ شب شهادت آهنگ نشنیدن... اما راننده اتوبوس بازم آهنگ گذاشته... هم‌کاروانیا نماز خوندن و همه دارن می‌رن زیارت، ولی براشون آهنگ شنیدن شب شهادت هم مهم نیست... رنج! رنج! رنج! رنج همراهِ منه... بی‌لحظه‌ای تنفس! برای شام نگه داشت می‌رم به راننده یواشکی و آروم تذکر می‌دم.
سربه‌راه
سفر کردن با کاروان سختی داره: سرویس‌های شلوغ، اضطرابِ جا نموندن از کاروان، تحمل کثیفی و بی‌نظمی و فض
از خستگی و بی‌خوابی روبه‌بیهوشی‌ام، اما من وقتی عصبانی‌ام خوابم نمی‌بره. بنابراین با خستگیِ تموم شادم رو بررسی کردم و کلی پیام رو پاسخ دادم و به امور کلاس‌هام رسیدم. ۳۷۰ تا کلاس (بزرگ‌نمایی) رو جابه‌جا کردم که چهار روز بتونم برم زیارت! الحمدلله که شد🙏 حافظ‌خوانیِ دخترام و اصلاح کردم برای مسابقه‌ی ملی حافظ‌خوانی. دوست داشتم اینجا بفرستم که شاد ذخیره نداشت، پوشه تو دیتام نداره و من متوجه نشدم چطور باید ذخیره‌ش کنم. لذا مداحی می‌ذارم تا صدای آهنگ نشنوم😭😭😭 من به این دلیل تن به کاروان دادم و دارم صندلی وسط و روبروی در از سرما یخ می‌زنم، اما تهش آهنگ گذاشتن... پارسال که بی‌کاروان رفتم همون صندلی جلو بودم و در رفاه😭😭😭
از سرویس بهداشتی بدوبدو رفتیم امامزادگان، یه بوسه از ضریح، یه اللهم عجل لولیک الفرج، و بدوبدو تا اتوبوس! خب البته که جای فکر کردن داشت... خصوصا که یاد بقیع میفتی... اما من از خدا طلب می‌کنم به من بصیرت و فهم در همین زیارت‌های لحظه‌ای رو بده. نماز خوندن و مسجد رفتن تو وقت باز که هنر نیست، هنر اینه وسط شلوغی بلد باشم متصل باشم... همین‌که این چهار بزرگوار رو به قدر یه بوسه از ضریح زیارت کردم، هزار الحمدلله. ان‌شاءالله دستگیر من و خونواده‌م و عزیزانم و دخترام و همکارام و همسایه‌ها و آشناهام و فامیل و اموات و احیا و شمایی که می‌خونی باشن. این بقیعِ حرم‌دار و ضریح‌دار تو روستای خسروجردِ سبزوار هست.
سربه‌راه
از خستگی و بی‌خوابی روبه‌بیهوشی‌ام، اما من وقتی عصبانی‌ام خوابم نمی‌بره. بنابراین با خستگیِ تموم شاد
با مسؤول کاروان درباره‌ی آهنگای راننده صحبت کردم. می‌گه راست می‌گین ولی خوابش می‌گیره خودم اجازه دادم😒 داداش مگه مرجع تقلیدی؟! هنوز اولِ سفره و بنده‌خدا برای سوار کردن من جایی خارج از قرار همه، چون از مدرسه میومدم خیلی همکاری کردن. تندی نکردم. خنده_شوخی گفتم شما به زبون خوش بگید، یه امشب و از گوگل مداحی بگیرن، محمود کریمی اصلا ضدخوابه😂 خدا به رزق‌شون برکت بده. رفیق گفت بگین کلی خوراکی بخرن تا صبح بخورن خواب‌شون نگیره ما هزینه‌ش و می‌دیم😁 آقای مسؤول گفت به خدا آدم خوابش می‌گیره. من گفتم پارسال شخصی رفتیم، امسال کاروان اومدیم که آهنگ نشنویم، به خدا خیلی اذیتیم و شرمنده. شما بگید، اگه گوش نداد دیگه خودم باهاش برخورد می‌کنم😂 آقای مسؤول کاروان گفت نههههههه تو رو خدا تنش پیش نیاد😢 رفت راننده رو صدا زد و باهاش حرف زد. الآن صدای چی تو اتوبوس پخشه؟ مداحی😍 کی می‌خونه؟ محمود کریمی😍 چی می‌خونه؟ سربند زردت شده هم‌رنگ خون... یا علیُ یا علیُ یا علیُ...😭😭😭