هر وقت کربلا میرم، حتما از امام حسین علیه السلام رزقِ ایدههای فرهنگی طلب میکنم. رزقِ استمرار. رزقِ دقیق و بهوقت بودن.
هرچه در مدرسه داره اتفاق میفته؛ عنایتِ آقا امام حسینه...
نشون به اون نشون که اوّل سال گفتم هر کلاسم رو نذرِ یه نفر میکنم.
نهمِ دوی امسالم که میشناسید و منبع ایده و قشنگی و اجرا شده؛
نذرِ امام حسین علیه السلام بودن...
رسیدم خونه از دفترچهم عکس میذارم😍
استمرارِ کارِ فرهنگیِ امام حسین علیه السلام رو ببینید؛
تو مجلسِ ابن زیاد لعنت الله علیه که اُسرا رو بردن، از امام سجّاد علیه السلام پرسیدن تو کی هستی؟
گفتن علی، پسرِ حسین...
ابن زیاد و سگ گاز گرفت و عصبانی و با ترس پرسید:
مگه علی پسر حسین رو نکشتن؟!
آقای ابن زیاد!
از علی بدت میاد؟
اون برادرِ بزرگترم بود و من علیِ بعدیِ حسینم😎
هدایت شده از چشموچراغ
💥۱۶ فروردین، بهمناسبت سالروز درگذشت #پروین_اعتصامی، شاعر نامی
✍🏼 پروین از دیدگاه #سیمین_دانشور
در دانشکدهٔ ادبیات، پشت میز کتابداری میدیدمش. چشمهای درشتش کمی تاب داشت و روسری سر میکرد. بیشتر دانشجویان، «خانم کتابدار» صدایش میکردند و من، «خانم». یک روز گفت: دانشور، کلیات اوهنری را بردهای و پس نیاوردهای؛ جریمه میشوی. گفتم: هنوز تمامش نکردهام. گفت: تو بیاور، دوباره امانت بگیر. دانشجوی پسری که بعدها شناختمش، دکتر [محمد] معین، در کنارم به انتظارِ گرفتن کتاب بیتاب مینمود. گفت: خانم پروین اعتصامی گزارش نمیدهد هوای دخترها را دارد. خودِ خودش بود. غافلگیر شدم. میدانستم که باید میشناختمش. میدانستم که این خانمخانمها را در ذهنم، در قلبم، در کل وجودم جایی دیدهام یا باید دیده باشم و یا شنیدهام. سیر نگاهش کردم. کمی چاق اما غمگین مینمود و مثل شعرش بالابلند نبود. سرش که خلوت شد، به مخزن کتابخانه رفتم؛ خواستم دستش را ببوسم که نگذاشت. چای که میخوردیم، دو تا از بهترین شعرهایش، «سفر اشک» و «مست و هشیار»، را از زبان من شنید، اما نتوانستم لبخندی به لبهای بستهاش بدهم. حتی حیرت نکرد که «قند پارسی» اش تا شیراز رفته و برگشته و آن روز هیچکداممان نمیدانستیم که پایان غافلگیرکننده سال بعد است…
#پرسه_در_متون
@cheshmocheragh2
سربهراه
💥۱۶ فروردین، بهمناسبت سالروز درگذشت #پروین_اعتصامی، شاعر نامی ✍🏼 پروین از دیدگاه #سیمین_دانشور در
کانال رو گروهی از فرهنگستان زبان و ادب فارسی اداره میکنن و مطالبش مستنده😍
من اگر تهران بودم، در دلِ فرهنگستان به هر حیله رهی میکردم...😍
کاش دکتری خوندن محال نمیشد...😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
دشمن پشتِ سنگرم صبح تا شب بزن و بکوب داره و عملیاتِ روانیش مؤثر واقع شده و بندهایی در دلم از هم گسسته.
دژِ سنگرم و شکافته و برجوباروی خودش رو بالا برده.
من سربازی بودم که فرمانِ ترکِ سنگر رو نداشت و لای شکافها، بذرِ گل کاشت و به دیوارهای غِنازده، «وَ تَواصَوا بِالصّبر»ِ پرهیزکار قاب کرد، تا اینکه برف، سپیدیِ دلخوشیهام و به نَم کشید و لَک انداخت...
من دورِ دخترام بگردم😍
خداااااااااااا که الآن دلم میخواد همهشون و از غایتِ علاقه، در آغوش بِلِهَم ولی مجازیان و دوووووور😭😍😍😍
این تصاویر باشه تا بعد توضیح بدم.
دیگه به این بعد گفتنای من عادت کردین😂 چند تا بعد بوده که باید میگفتم و نگفتم؟! از دستم رفته😁
دیروز تو راهپیمایی یکی بهم زنگ زد. میخواستم جواب ندم که بچهها گفتن خب ببین کیه! (عادت دارم به تلفن جواب ندادن😁 فقط خانواده و رفیق و مدیرم و چهار نفر دیگه رو جواب میدم. بقیه خودشون و شرحهشرحه هم بکنن محاله جواب بدم مگر منتظر خبری باشم یا از افرادی باشه که بدونم وقتم و نمیگیره و شناخت داره بهم و فقط برای کاری مهم تماس گرفته. بقیه باید پیام بدن، دلم خواست جواب میدم، نخواست نمیدم). جواب دادم و یکی از همسفران راهیان نورِ سال ۱۴۰۰ اینا بود.
خیلی صمیمی سلام و احوالپرسی کرد و گفت کجای مسیرید بیام ببینمتون😒
من از روندِ زود صمیمی شدن خیلی بدم میاد. هنرجوهای نویسندگیم که غالبا دانشجو و بزرگ هستن، بیشتر این مدلیان. من بهشون صمیمیت میدم یادشون میره من معلمشونم! زود آباجی میشن و حتی مورد داشتم نیم ساعت تو حرم نشستم باهاش به گفتگو، ضمیرش از شما به تو تغییر کرد(!) همینقدر ندیدبدید و بیجنبه! که خب من هم میذارمشون کنار و اگر کوه استعداد هم باشن، برای من بیادب محروم ماند از لطف رب هستن.
پیچوندمش و اصرار کرد. به رفیق میگم چون تنهاست یاد ما کرده؟! آخه قبل از این تو تابستون یه بار یاد ما کرد و اونم دقیقا وقتی عکس دستهجمعی از خودمون روی کوه گذاشتم پروفایل(!) خب میتونست با آدابش دوستیابی کنه و ما رو به خودش جلب کنه، نه که صبح راهپیمایی تنها بوده یاد ما کرده!
دوستیابی خیلی خوبه ولی نه فقط برای روزها و ساعاتِ تنهایی(!)
اینجاست که من آدما رو سوءاستفادهگر و مکّار میبینم و بهشدت معتقدم به نظام تنبیهی_تشویقی.
باید تنبیه بشن آدمایی که دم اربعینا پیداشون میشه... راهپیماییها... دم هیئت رفتنا... صبحهای جمعه...
مابقی ایام ندیدمت گلم(!) ما واسه رفعِ تنهاییتیم ها؟!
مسأله زیاد و همیشه بودن نیست، مسأله همون محبت و بهوقت بودنه است. من دارم دوستایی که سال تا سال هم و نمیبینیم اما میدونم دوستمه؛ بهوقت، در شدت و آسانی، در خشم و محبت. امتحانپسداده.
آدمی که اگه ده سال هم بهش یه پیام ندم، میدونم هست و میدونه هستم و بعد از ده سال بی سلام و علیک پیام بدم صد میلیون قرض میخوام، بی سلام و علیک میپرسه شماره کارت؟ اونم پیام بده و صد میلیون بخواد پیام میدم کلیه AB+ برات میذارم دیوار.
خلاصه از خجالتش درومدم و انشاءالله که آداب دوستیابی و دوستی رو هرچه سریعتر آموزش ببینه.
سربهراه
دیروز تو راهپیمایی یکی بهم زنگ زد. میخواستم جواب ندم که بچهها گفتن خب ببین کیه! (عادت دارم به تلفن
قبلا هم یادمه دربارهٔ آدمای الکی نوشتم. مثلا یکی از چیزایی که روی اعصابمه، اون بیست نفر الکیِ اینجان!
دستِ بالا بگیرم، فرستههام تا ۴۰ نفر خونده میشه. پس بیست نفر الکی اینجان! کاش نرمافزاری، آمارگیری، چیزی بود میشد اون ۲۰ تا رو پیدا کنم حذفشون کنم.
کم باشیم ولی «باشیم».
من از زیادها و زیادبودنهای بیمحتوا بیزارم.
سلام
با شروع کرونا و ورود امثال رضا هلالی به مقوله سرود، به نظرم سرود چند پله توی کشور ارتقا پیدا کرد و خوب هم بود و درست. سرود های خوبی هم تولید شد. اما چند تا رویه اشتباه داره جا میفته و این داره اذیتم می کنه! من هنوز سعی می کنم هرجا سرود می شنوم وایسم گوش بدم و شعرش رو بالا و پایین کنم و ظرافت های نغمه و ... . یعنی راحت از کنار سرود نمی گذرم. اما! اما بعضی رویه ها به نظرم غلطه.
یکی غلبه موسیقی بر محتواست! که خودش دو تا آفته! یکی رفتن به سمت موسیقی و نغمه پرت و پلا! اشاره نکنم به آخرین کار گروه نجم الثاقب... یکی هم ضعیف شدن شعر! بی سر و ته می چسبونن به هم...
یکی لب زدن بچه هاست!!! یه آفت سنگینی این ماجرا داره و اونم اینه که دیگه سرود به جای تکیه بر صدا، بر چهره تکیه می کنه!!! هرکی خوشگل تر، میارنش بالا که لب بزنه :|
اما
با همه اینها من رشد گروه های سرود رو خیر می بینم. خیلی خوبه!
+ با خوندن این پیام جون گرفتم.
وقتم تلف نشد. چیزی یاد گرفتم. منطقی بود. نکات مثبت و منفی رو همزمان دیده بود. در دلش راهکار داشت، نه نق زدن. عقل و جزئینگری داشت نه احساس و هیجان.
نویسندهٔ این پیام یا یه باسوادِ حقیقیه، یا سنوسالدار و باتجربه.
آدمشناسیم میگه اولیه.
من هم با شما موافقم و فرستههایی در این مورد در کانال دارم.
کتاب غنا و موسیقی حضرت آقا رو هم علاوه و توصیه میکنم.🙏