eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
بقیه مسافرا همه عراقی‌ان :) حبیبتی، حبیبتی می‌کنن دلِ آدم ضعف می‌ره :) بوی عطرای تندشون اتوبوس و برداشته. فقط ما دو تا ایرانی‌ایم. ایران و بار کردن دارن برمی‌گردن :) دورِ امام زمان علیه السلام بگردم، این‌قدر در شرایط بحرانی راه افتادیم، پرچمی نداریم، عَلَمی نداریم، حتی وقت نکردم برای امام حسین علیه السلام گل بخرم. غریبانه و بی‌یال و کوپال اومدیم🥲 حالا اربعین ما رو می‌دیدین؛ واسه خودمون یه لشکر بودیم :)
یه پسره تو اتوبوس و جلوتر از ماست که نمی‌دونم ایرانیه یا عراقی، به هر دو زبان مسلطه. موهاش بلـــــــــــــــــــــــــــنده و با کش بسته، یه قمقمهٔ فانتزی باکلاس داره، بندِ عینکش فانتزیه و رنگی، انیمیشن نگاه می‌کنه، ناخناشم بلنده، وَ از همه مهم‌تر سوهان درمیاره ناخناش و مرتب می‌کنه(!) حالا من و رفیق، با دستایی که آخرین‌بار معلوم نیست کِی شسته شده، افتادیم به پرتقال پوست کردن و لواشک خوردن که چاقو کثیف نشه بخواد بشوریم :) چه قشنگه دنیا😂
رفیق خوابه، من یادداشتام و کردم، کارام و کردم، بیکارم. گفتم بیام اینجا چون با شما کار داشتم؛ می‌دونم اینجا معلم ابتدایی داریم. یه لطفی بکنید بهم بگید برای تقویت املا چه روش‌هایی دارید؟ مباحث دستوری مثل زمان فعل رو چطور به کوچولوها یاد می‌دید؟ اگر روش‌هاتون و دسته‌بندی کنید به سه سال اول و دوم ابتدایی که چه عالی. معلم هم نبودید، ایده‌ای داشتید بگید. برای بادمجون می‌خوام. ترمش رو با من تمدید کرده و حالاحالاها با منه.
دوست شیرازی‌م امروز نذری داشتن و برای کاروان دونفره‌مون شمع روشن کرده😭 حالا بیاید با هم گریه کنیم؛ تهِ اتوبوس یه حاج‌آقا (آخوند) پیدا کردیم که از قم راه افتاده بره کربلا... ما فقط کاروان نداریم، اون کاروان نداره... یار نداره... پول نداره... حتی دستش یه کیف هم ندیدیم... از نظرِ تدبیر و عقل نمی‌پذیرمش اما این‌که گفته یا امام حسین منم اومدم و پاشده بی هیچی اومده... آه... آقا امام حسین؛ بیچاره‌تر اون‌که دید کربلات و...
آقا امام حسین؛ آن‌کس که تو را شناخت، جان را چه کند؟ فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟ دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشی دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند؟!
بگذشت و بازم آتش در خرمنِ سکون زد دریای آتشینم در دیده موجِ خون زد خود کرده بود غارت، عشقش حوالی دل😭😭😭😭😭😭😭😭😭 بازم به یک شبیخون بر مُلکِ اندرون زد دیدارِ دلفروزش در پایم ارغوان ریخت گفتارِ جان‌فزایش در گوشم ارغنون زد دیوانگانِ خود را می‌بست در سَلاسِل هرجا که عاقلی بود اینجا دم از جنون زد😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
سعدی ز خود برون شو گر مردِ راهِ عشقی کان کس رسید در وی کز خود قدم برون زد😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
روضهٔ شبِ جمعه‌مون از جادهٔ کرمانشاه همین یه مصراع: دیوانگانِ خود را می‌بست در سَلاسِل... آه آقا.................
آقا امام حسین❣ ما در این شهر غریبیم و در این مُلک فقیر😭😭😭😭😭😭 به کمندِ تو گرفتار و به دامِ تو اسیر😭😭😭😭 درِ آفاق گشاده‌ست ولیکن بسته‌ست از سرِ زلفِ تو در پایِ دلِ ما زنجیر😭😭😭😭😭😭
از سرِ زلفِ تو در پای دلِ ما زنجیر دیوانگانِ خود را می‌بست در سلاسل... 😭😭😭😭😭😭
راننده صدای زن گذاشته... کاش می‌شد گوشام و دربیارم، بذارم تو جایی شبیهِ جای ایرپاد، با صوت قرآن شارژ شه...
من همیشه تو دعاهام راه رو تعیین می‌کردم، اما این‌بار می‌خوام نتیجه رو دعا کنم. راه با خودشون. مثلا همیشه می‌گفتم خدایا من با ادامه تحصیل خیلی حالم خوب می‌شه. مدرکِ نابودشده‌م و بهم برگردون. این‌بار ولی زیرِ قبّه می‌خوام از خدای آقا آرامش بخوام. از راهی که خودشون صلاح می‌دونن.