eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
بعد از نمازِ صبح، اومدیم شبستانِ کربلا که دعای ندبه باشیم، نمایشگاه فاطمیه زدن. این بخش که شهدای خانم کار کردن برام تحسین‌برانگیز بود. براتون فیلم می‌گرفتم که رفیق گفت اون جلو یه خبریه! رفتیم جلو... @sarbehrah
روبروی دوربین نشستیم که مراسم و زنده از شبکه دو پخش می‌کرد، صفحه اولِ ندبه رو بیدار بودم، بقیه‌‌ش و‌ خوااااااب😂 بعدِ مراسم رفتیم صبحانه حلیمِ نذری بگیریم، رفیق می‌گه براتون بنویسم پیرش کردم، فکر نکنین نشستم به مناجات😂 نه! این طفلی جوشِ برگشتمون رو داره که یک‌شنبه به کارام برسم، من راه افتادم دورِ مسجدِ جمکران که گروه پیدا کنم با هم بریم کوهِ حضرتِ خضر سلام الله علیه😂 دیگه با خشونت من و کشوند بریم برسیم قم😁 @sarbehrah
همون فیضیه‌ای که انقلاب از دلش متولد شد❤️ @sarbehrah
شکر خدا از نذری‌های جمکران شکم‌مون سیییییر بود، فقط داشتیم از خواب بیهوش می‌شدیم. رسیدیم حرم و رفتیم طبقه بالا بالکن شرقی که می‌شه خوابید و استراحت کرد. حالام وقتشه بریم زیارت و حرم‌گردی😍 تا الآن هرچی زیارت داشتم نیابت از شما هم گرفتم؛ لذا زیارتاتون قبول ان‌شاءالله🪴 دعا کنید با امام برگردم شهرم. با امام. @sarbehrah
هم‌زمان یه بزرگواری در سوریه نایب‌الزیاره‌م بودن😭 هزار الحمدلله❤️ عاقبت‌شون شهادت🌿 @sarbehrah
سربه‌راه
استادِ جان هم اینجا هستن😍 هزااااااار الحمدلله❤️ با این‌که بدوبدو زیارت بودیم و حرم‌گردی و بخشی از اطرافِ حرم و به شدت خوابمون میاد، اما تا بعدِ نماز گفتن استاد سخنرانی دارن، خودمون رو رسوندیم در هوای تنفسِ یه عالِمِ حیّ باشیم😊 مگه چند تا آخوندِ آدمیزاد داریم که دیانت رو عینِ سیاست، وَ سیاست رو عینِ دیانت بدونن؟! @sarbehrah
سربه‌راه
مریم‌گُلی لطف کرده لوکیشن فرستاده که بریم منزلِ پربرکت‌شون. من عذرخواهی می‌کنم و می‌گم این‌قدر همیشه سرعتی اومدم زیارت که می‌خوام یه امشب و همه‌ش دورِ حرم بگردم... بعد می‌رسم به صدای مشّایه... جلوتر می‌رم می‌بینم موکبِ مشّایه است... حتی آتیش و کتری‌های مشّایه... حتی کاورِ تنِ خادماش، همونای مشّایه... خونه‌ی مریم حتما لبریز از برکتِ دلِ زلالشه که مشتاقه مهمانه؛ حبیبِ خدا... اما اینجا مشّایه است مریم... من مجنونِ دورافتاده از وطن... دیوانه‌وار می‌رم و از پسری که چای می‌ریزه می‌پرسم شای عِراقی؟ به ایرانی جواب می‌ده نه... وَ من یادم میاد پاهام تاول نداره... صورتم آفتاب‌سوخته نیست... من یادم میاد ایرانم و حضرتِ لیلا عِراق... حوالیِ گنبدِ دخترونه می‌چرخم و مستانه دنبالِ لهجه‌های عِراقی می‌گردم... امامِ مشّایه زائرش رو فراموش نمی‌کنه... عِراقی‌ها رو با دسته و هیئت می‌فرسته اینجا... به زبانی که می‌کُشه من رو، عزاداری می‌کنن... فاطمیه است یا اربعین؟! قم هستم یا کربلا؟! کسی صدام کنه... با ذوق بهم بگه: هَلَبیکم یا زائرِ بوسجّاد... من نیاز دارم وقتِ شنیدنِ «زائرِ بوسجّاد» از هجومِ عشق به زانو زمین بخورم... @sarbehrah
سربه‌راه
به زبانی که نمی‌فهمم؛ دوستتان دارم. به زبانی که آشنای من نیست؛ دوستتان دارم. به زبانی که ضرب‌آهنگش کوبه‌های محکمی‌ست بر سینه‌های مُحبّین؛ دوستتان دارم. به تمامِ زبان‌هایی که اشتراک‌شان شما و خانواده‌ی شماست؛ دوستتان دارم. به روضه‌های بدونِ ترجمه... به رنگِ پوست‌های بدونِ هم‌شکلی... به بالا و پایین رفتنِ دست‌ها حولِ التهابِ عشق‌تان؛ دوستتان دارم. به مرورِ نور در خاطره‌ی تاریک‌زده‌ام؛ دوستتان دارم. به فاطمیه‌های متبرّک به عبای شما؛ دوستتان دارم. به آشنایی‌های بعد از سی‌سالگی؛ دوستتان دارم. به سحرگاهِ مستانه‌ی گنجشک‌های قدمگاهت؛ دوستتان دارم. به سجده‌ی مردِ پاکستانی برابرِ بارگاهت؛ دوستتان دارم. اماما! صنما! مَها! نگارا! به جوانه زدنِ رابطه‌ی دیرینه‌مان... به امیدِ وصلت...؛ دوستتان دارم. دختری را که نیم‌شبی به آوارگیِ مقدسِ بیابانت کشاندی، سایه‌ی سر باش! روزهای مانده‌ی جوانی‌ام؛ دخیلِ عبایت... مرا بخواه! مرا به آرزوهای دورم که به استجابتِ قنوتِ شما نزدیک است، بخواه! ضلعِ جنوبیِ سهله رؤیای من؛ دخیلِ نوای حنجره‌ات آن‌گاه که سهله را قیامت کند. @sarbehrah