eitaa logo
سربه‌راه
218 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
360 ویدیو
108 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_cypkwxa&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
از غیر مذهبیه سؤال کن معیارات برای ازدواج چیه؟ می‌گه دین انسانیت! تعهد! گذشته‌ش به من مربوط نیست! از مذهبیه سؤال کن معیارات برای ازدواج چیه؟ بسم اللّه می‌گه و به اذن اللّه غرغره می‌کنه: ایمان، تقوا، عمل صالح! حالا بیا کلاس نویسندگی تا دروغاشون و برات رو بیارم!😎 غیرمذهبیا وقتی داستان می‌نویسن؛ محبوب و معشوق چشم‌رنگی و موبلوند و سفیدپوست و باربیه... مذهبیا وقتی داستان می‌نویسن؛ شهید چشماش به قهوه‌قجری می‌مونه و ابروهاش طاقِ آسمونه و گونه‌هاش ساحلِ آفتاب‌خوردهٔ خلیج فارس که شن‌های ساحل کمی روش پاشیده و کک‌مکی شده... گرفتی؟!😂 شعارها رو بریز دور! این‌طوریه که بعد از ازدواج صد تا گند بالا میاد! چون با شعار دارن زندگی می‌کنن! درونِ همه‌شون پوچ و چهره‌زده است! زیبایی! اندام! تن و بدن! قدوبالا! موی و روی! سطحِ ازدواجِ سگ و گربه(!) حتی یک مورد تا حالا نداشتیم صورتِ معشوق رو ساده مثلِ صورت شهید فرشته باقری توصیف کنه... یا صورتِ معمولیِ شهید ذوالفقاری... یا صورتِ سیه‌چردهٔ یامال... محبوب‌ها و معشوق‌ها و قهرمان‌های داستان‌ها همیشه باید زیبا باشن(!) درواقع یه نویسنده یا فیلمنامه‌نویس می‌تونه با قلمش فرهنگِ چهره‌پسندی رو مثلِ آبِ خوردن محو کنه و ارزش‌های ماندگار رو جایگزین کنه، اما خودِ داستان‌نویس‌ها و فیلمنامه‌نویس‌هامون چهره‌زده فاقد ارزش‌های ماندگار وَ شعارزده هستن(!) برای همین هیچی درست نمی‌شه :) به‌قولِ سیمین بهبهانی: وای که ردّ پای دزد آبادی ما چقدر شبیه چکمه‌های کدخداست :) همه در شعار و بر منبر رئیسعلی دلواری هستن(!) اما بیاید تو داستان‌هاشون ته دلاشون رو پیدا کنید: همه‌شون مونیکا بلوچی رو می‌پسندن(!) وقتی هم بهشون موضوعِ اجباریِ آگاهانه بدی، زردترین و کانالی‌ترین داستان‌های آبکی رو تحویل‌ت می‌دن چووووون این‌جاشون🧠 به چیزی که نوشته ایمان نداره! برای داستان‌نویسی و فتحِ این دنیای تن‌زده، غاده نیاز دارم... که این‌قدر محو ارزش‌های مصطفی شه که نفهمه کچله... آه.
سربه‌راه
از غیر مذهبیه سؤال کن معیارات برای ازدواج چیه؟ می‌گه دین انسانیت! تعهد! گذشته‌ش به من مربوط نیست! از
یک هفتهٔ پیش رفیق از پشتِ تلفن ازم یه سؤالِ ترسناک پرسید که همهٔ برنامه‌هام رو به هم ریخته: با رفتن به دبستانِ پسرانه، سالی چهارده ابراهیم رئیسی تربیت می‌کنی. با مردمی که بهش رأی نخواهند داد چه می‌کنی؟!
شهید سید بشری خامنه‌ای. شهید سید بشری خامنه‌ای. شهید سید بشری خامنه‌ای. !
از امشبِ مختار: ۱۸ و ۱۹ دی‌ماهِ کوفه بود. شمر و شبث و خولی و سنان اومده بودن تا سرِ کوچه ماست بگیرن. بنده‌های خدا همه‌شونم دستِ خالی بودن. این‌که بانکای کوفه و ایستگاه‌ها و اتوبوس‌ها و متروها و پاسگاه‌ها و خونه‌های مردمِ کوفه و مسجدها و خلاصه کلی از جاهای کوفه هم شکست و آتیش گرفت و سوخت و خاکستر شد و ویران شد هم‌ دست‌شون خورده، شما مگه دست‌تون نمی‌خوره به چیزی ویران بشه؟! مزدورای حکومتِ مختارِ دیکتاتور ولی با این‌که همه‌چی کارِ خودشونه، ریختن ماستاشون و کیسه کردن! می‌گن که چهل هزاااااااااااااار کُشته دادن، حالا تا ببینیم کد ملی‌های این چهل هزار و رسیدِ میلیونیِ گرفتنِ نعش‌شون رو تو کدوم قسمت رسانه‌ای می‌کنن(!)