eitaa logo
سربه‌راه
214 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
367 ویدیو
108 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_cypkwxa&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
اوّلین نذریِ اربعین‌مون شد میوهٔ حضرت آقای امام حسین جان علیه السلام، پای بیستون... یه آقا سوار اتوبوس‌مون شد و به همه‌مون سیب داد😭 سلام بر اربعین❣ چیزی به مشّایه نمونده.......... هَلَبیکُم! هَلَبیکُم یا زوّار بوسجّاد❣😭 بفداک یا بوسجّاد❣😭
از کنارِ روستاها که عبور می‌کنیم، یادِ اردوهای جهادی‌مونی‌م... مزارشهید که می‌بینیم یاد راهیان نورها هستیم... و وقتی رانندهٔ شصت ساله گفت تا حالا کربلا نرفته........... هزار استغفراللّه از هر ناشکری و ناسپاسی... من جوانی‌م رو خی‌لی خوب گذروندم... خی‌لی پربرکت... خی‌لی پرتلاش... خی‌لی پرهدف... به درس و کار و فعالیت... جوانیِ من با گروهِ جهادیِ چمران گذشت که دیگه مثل‌ش رو ندیدم... در دانشگاهِ فردوسی... با استادهایی هرچند ضدانقلاب، اما باسواد و سطح بالا... در مسؤولیت‌ها و تجربه‌های چشیدنی... به راهِ کربلا... هزار استغفراللّه از هر ناسپاسی و ناشکری... هزار استغفراللّه از غفلت... خدایا تو در حقم خدایی رو تموم کردی... این منم که برات عبد نشدم...............
دو طرفِ جادهٔ ایلام تا مهران، پُره از بیدِ مجنون... آقام حسین جان؛ واسه لیلاییِ شماست❣
۲۶ ساعته تو راهم. وَ هنوز نرسیدم... همین‌قدر دور. خی‌لی دور. من از خی‌لی دور دارم میام دورت بگردم یا بوسجّاد... من پابرهنهٔ آفتاب‌سوختهٔ بیابون‌گردِ خراسانیِ شمام یا بوسجّاد... بفداک یا بوسجّاد❣ بفداک یا بوسجّاد❣
برای رسیدن به شما باید از بیستونِ فرهاد گذشت... باید از بیدهای مجنون گذشت... شما معشوقِ شیرینِ همه لیلاهایی یا بوسجّاد... شما بی‌اعتبارکنندهٔ همهٔ منظومه‌های عاشقانه‌ای یا بوسجّاد... من و فرهاد و مجنون و شیرین و لیلی بفداک یا بوسجّاد❣
وَ بالاخره سلام بر عِراق❣ فی امان اللّه ایران‌م❣
کوتاه‌ترین سفرم بود... وَ حتی یک روز هم نشد که کربلا بودم...
دیروز ۹ صبح رسیدم کربلا... وَ دیشب ۲ سحر راه افتادم به مهران... همین‌قدر مستعجل... وَ مرگ بر آمریکا. وَ مرگ بر اسرائیل. وَ مرگ بر سازشگر. وَ مرگ بر منافق. وَ مرگ بر ضدّ ولایت فقیه. وَ مرگ بر ترامپ. وَ مرگ بر نتانیاهو.
دیر رسیدم کربلا چون وقتی از مشهد راه افتادم بیمار بودم و بدن‌م ضعیف. در پیاده‌روی بیمارتر شدم و رنجورتر.‌ گرمازدگی. سرماخوردگی. تاول. بدن‌درد. تهوع. منی که موکب‌های مشّایه رو درو می‌کردم، نتونستم چیزی بخورم. وَ مشّایه برام چهار روز طول کشید. وَ من خوشبخت‌ترین دخترِ دنیا بودم که خدا با بیماری، من رو بیشتر در مشّایه نگه داشت... برای اوّلین بار، زیارتِ اربعین‌م رو در مشّایه خوندم... برای اوّلین بار، صحنه‌های غم‌بار و هولناکِ جمع کردنِ موکب‌های مشّایه رو دیدم... اون چشم‌های اشک‌بارِ مردهای تنومندِ دشداشه‌پوش رو... آه از مشّایه... آه...
بیمار و رنجور و زردروی و نحیف و آفتاب‌سوخته و شکننده برگشتم اما قوی! چون من از مشّایه برمی‌گردم... وَ هرچه گذاشته بودم برای سیزده مرداد... حوالیِ عمودِ هشتصد و هشتاد و هشت سپردم به حضرتِ آقای امام حسین جان.
تاول سرماخوردگی گلودرد چرک‌ریزش بینی چرک‌ریزش گلو گرمازدگی تهوع زانودرد گرفتگی عضلات پا وَ مهمانِ ورودم به کربلا؛ دندون‌درد! یک کوه قرص و دَوام! هم از مفرزه‌های توی راه و رایگان، هم از صیدلیه و پولی. [رفیق اشاره می‌کنه می‌گه بنویس صیدلیه قصه داره و بعداً باید تعریف کنم😂] وَ من دقیقاً این لیست رو نوشتم که بگم شاید بهترین سفرنامهٔ اربعین‌م، همین سفرنامه باشه! مطمئن‌م نفر اوّل می‌شم؛ هم ایده‌م بدیعه، هم سفر، سفرِ شاذی هست. همین سفرنامهٔ پر از بیماری و ناتوانی اما کوتاه‌ترین دورهٔ علمی و عملیِ عبودیت و تمرینِ ظهور... من بسیار بسیار در این سفر اذیت شدم. بسیار بسیار بیماری کشیدم. اربعین که شب شد و هنوز نرسیده بودم کربلا، تو عمودِ ۱۳۶۹، تو یه موکبِ شیک و شکیل که آقام امام حسین جان روزی‌م فرمودن... آه... گفته بودم در سفر خوش‌روزی هستم... گفته بودم بدون صف سیر و سیراب می‌شم... گفته بودم با تموم باورم اطمینان دارم اربعین کجا می‌رم و زائر کی هستم... تو موکبِ شیک و شکیل و تمیز و خالی و خنکِ عِراقی‌های عمودِ ۱۳۶۹، زدم زیر گریه... اما اما اما اومدم با تموم عقیده و باورم بنویسم وَ شاید تلخ‌تون بیاد اما با تموم احساس تعهدم به هرکه سربه‌راه رو می‌خونه می‌نویسم که اگر اربعین جا موندید شما نخواستید جزو سپاهِ ظهور باشید! اگر اربعین جا موندی «تو» «خودت» نخواستی جزو سپاه ظهور باشی! ما فقط یه سفرِ زیارتی نرفتیم! همه‌چیزِ دنیا داره از اربعین عبور می‌کنه! وَ این اربعینه که داره مدارِ دنیا رو تغییر می‌ده! نگاه به ایران نکنید؛ اربعین در رسانه‌های غربی سانسوره! سانسورِ شدید! برای همین من هیچ‌وقت جز از جادهٔ اصلی و «همگانی»ِ طریق الحسین به کربلا نمی‌رم، چون کف این جاده دوربینا رو کاشتن. نه طریق‌العلما و جادهٔ کاظمین... وَ همه اینجان! وَ خدا با همه است! ببین؛ برای اربعین هر کار کردی و هرجا بودی برای ظهور هم همون کار رو می‌کنی و همون‌جایی!