برای رسیدن به شما
باید از بیستونِ فرهاد گذشت...
باید از بیدهای مجنون گذشت...
شما معشوقِ شیرینِ همه لیلاهایی یا بوسجّاد...
شما بیاعتبارکنندهٔ همهٔ منظومههای عاشقانهای یا بوسجّاد...
من و فرهاد و مجنون و شیرین و لیلی بفداک یا بوسجّاد❣
دیروز ۹ صبح رسیدم کربلا...
وَ دیشب ۲ سحر راه افتادم به مهران...
همینقدر مستعجل...
وَ مرگ بر آمریکا.
وَ مرگ بر اسرائیل.
وَ مرگ بر سازشگر.
وَ مرگ بر منافق.
وَ مرگ بر ضدّ ولایت فقیه.
وَ مرگ بر ترامپ.
وَ مرگ بر نتانیاهو.
دیر رسیدم کربلا چون وقتی از مشهد راه افتادم بیمار بودم و بدنم ضعیف.
در پیادهروی بیمارتر شدم و رنجورتر.
گرمازدگی.
سرماخوردگی.
تاول.
بدندرد.
تهوع.
منی که موکبهای مشّایه رو درو میکردم، نتونستم چیزی بخورم.
وَ مشّایه برام چهار روز طول کشید.
وَ من خوشبختترین دخترِ دنیا بودم که خدا با بیماری،
من رو بیشتر در مشّایه نگه داشت...
برای اوّلین بار، زیارتِ اربعینم رو در مشّایه خوندم...
برای اوّلین بار، صحنههای غمبار و هولناکِ جمع کردنِ موکبهای مشّایه رو دیدم...
اون چشمهای اشکبارِ مردهای تنومندِ دشداشهپوش رو...
آه از مشّایه...
آه...
بیمار و
رنجور و
زردروی و
نحیف و
آفتابسوخته و
شکننده برگشتم
اما
قوی!
چون من از مشّایه برمیگردم...
وَ هرچه گذاشته بودم برای سیزده مرداد...
حوالیِ عمودِ هشتصد و هشتاد و هشت
سپردم به حضرتِ آقای امام حسین جان.
تاول
سرماخوردگی
گلودرد
چرکریزش بینی
چرکریزش گلو
گرمازدگی
تهوع
زانودرد
گرفتگی عضلات پا
وَ مهمانِ ورودم به کربلا؛ دندوندرد!
یک کوه قرص و دَوام!
هم از مفرزههای توی راه و رایگان،
هم از صیدلیه و پولی.
[رفیق اشاره میکنه میگه بنویس صیدلیه قصه داره و بعداً باید تعریف کنم😂]
وَ من دقیقاً این لیست رو نوشتم که بگم شاید بهترین سفرنامهٔ اربعینم، همین سفرنامه باشه! مطمئنم نفر اوّل میشم؛ هم ایدهم بدیعه، هم سفر، سفرِ شاذی هست.
همین سفرنامهٔ پر از بیماری و ناتوانی اما کوتاهترین دورهٔ علمی و عملیِ عبودیت و تمرینِ ظهور...
من بسیار بسیار در این سفر اذیت شدم.
بسیار بسیار بیماری کشیدم.
اربعین که شب شد و هنوز نرسیده بودم کربلا، تو عمودِ ۱۳۶۹، تو یه موکبِ شیک و شکیل که آقام امام حسین جان روزیم فرمودن...
آه... گفته بودم در سفر خوشروزی هستم... گفته بودم بدون صف سیر و سیراب میشم... گفته بودم با تموم باورم اطمینان دارم اربعین کجا میرم و زائر کی هستم...
تو موکبِ شیک و شکیل و تمیز و خالی و خنکِ عِراقیهای عمودِ ۱۳۶۹، زدم زیر گریه...
اما
اما
اما
اومدم با تموم عقیده و باورم بنویسم
وَ شاید تلختون بیاد
اما با تموم احساس تعهدم به هرکه سربهراه رو میخونه مینویسم
که اگر
اربعین
جا موندید
شما
نخواستید
جزو سپاهِ ظهور باشید!
اگر
اربعین
جا
موندی
«تو»
«خودت»
نخواستی
جزو
سپاه
ظهور
باشی!
ما فقط
یه سفرِ زیارتی
نرفتیم!
همهچیزِ دنیا
داره از اربعین
عبور میکنه!
وَ این اربعینه که
داره مدارِ دنیا رو
تغییر میده!
نگاه به ایران نکنید؛
اربعین
در رسانههای غربی
سانسوره!
سانسورِ شدید!
برای همین من هیچوقت جز از جادهٔ اصلی و «همگانی»ِ طریق الحسین به کربلا نمیرم،
چون کف این جاده دوربینا رو کاشتن.
نه طریقالعلما و جادهٔ کاظمین...
وَ همه اینجان!
وَ خدا با همه است!
ببین؛
برای اربعین
هر کار کردی و
هرجا بودی
برای ظهور هم
همون کار رو میکنی و
همونجایی!
سربهراه
تاول سرماخوردگی گلودرد چرکریزش بینی چرکریزش گلو گرمازدگی تهوع زانودرد گرفتگی عضلات پا وَ مهمانِ ور
اگر جزوِ جاموندهها بودید
حتماً به دیدارِ اربعینیها برید
تکریمشون کنید
در بزرگداشتِ اربعینیها سنگِ تموم بذارید.
بذارید در سرنوشتتون نوشته شه اگر جا موندید، حسرتبهدل بودید و دورِ اربعینیها میگشتید...
وَ
از
امروز
از
همین
حالا
برای
اربعینِ
سالِ
بعد
«بخواید»!
سربهراه
اگر جزوِ جاموندهها بودید حتماً به دیدارِ اربعینیها برید تکریمشون کنید در بزرگداشتِ اربعینیها سن
وَ پیدا کنید
«خواستن»
یعنی چه!
سربهراه
اگر جزوِ جاموندهها بودید حتماً به دیدارِ اربعینیها برید تکریمشون کنید در بزرگداشتِ اربعینیها سن
وَ اگر
اربعینی
و از سپاهِ ظهورید
حالا وقتشه به این سؤال پاسخ بدید:
خب؟
اربعین رفتم که برای ظهور چه کنم؟!
سربهراه
وَ اگر اربعینی و از سپاهِ ظهورید حالا وقتشه به این سؤال پاسخ بدید: خب؟ اربعین رفتم که برای ظهور چ
تو گردنههای ایلام براتون نمودارِ اربعین_ظهور کشیدم😂
اربعینیها روش فکر کنن...
دوست داشتین بلند بلند هم فکر کنین من بخونم.
ممکنه بهخاطر بیماری و قرص پشت قرص و خوابآلودگی یکیدرمیون پاسخ بدم، اما میخونم چون من زائرِ دوووووووووورِ آقا هستم و تا برسم خونه خیلی راهه...
فقط اینکه من برسم بازم حرم دارم😍
شما نزدیکا ندارید😂
دلتون آتیش بگیره😂😂😂