eitaa logo
سربه‌راه
215 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
367 ویدیو
108 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_cypkwxa&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
کوتاه‌ترین سفرم بود... وَ حتی یک روز هم نشد که کربلا بودم...
دیروز ۹ صبح رسیدم کربلا... وَ دیشب ۲ سحر راه افتادم به مهران... همین‌قدر مستعجل... وَ مرگ بر آمریکا. وَ مرگ بر اسرائیل. وَ مرگ بر سازشگر. وَ مرگ بر منافق. وَ مرگ بر ضدّ ولایت فقیه. وَ مرگ بر ترامپ. وَ مرگ بر نتانیاهو.
دیر رسیدم کربلا چون وقتی از مشهد راه افتادم بیمار بودم و بدن‌م ضعیف. در پیاده‌روی بیمارتر شدم و رنجورتر.‌ گرمازدگی. سرماخوردگی. تاول. بدن‌درد. تهوع. منی که موکب‌های مشّایه رو درو می‌کردم، نتونستم چیزی بخورم. وَ مشّایه برام چهار روز طول کشید. وَ من خوشبخت‌ترین دخترِ دنیا بودم که خدا با بیماری، من رو بیشتر در مشّایه نگه داشت... برای اوّلین بار، زیارتِ اربعین‌م رو در مشّایه خوندم... برای اوّلین بار، صحنه‌های غم‌بار و هولناکِ جمع کردنِ موکب‌های مشّایه رو دیدم... اون چشم‌های اشک‌بارِ مردهای تنومندِ دشداشه‌پوش رو... آه از مشّایه... آه...
بیمار و رنجور و زردروی و نحیف و آفتاب‌سوخته و شکننده برگشتم اما قوی! چون من از مشّایه برمی‌گردم... وَ هرچه گذاشته بودم برای سیزده مرداد... حوالیِ عمودِ هشتصد و هشتاد و هشت سپردم به حضرتِ آقای امام حسین جان.
تاول سرماخوردگی گلودرد چرک‌ریزش بینی چرک‌ریزش گلو گرمازدگی تهوع زانودرد گرفتگی عضلات پا وَ مهمانِ ورودم به کربلا؛ دندون‌درد! یک کوه قرص و دَوام! هم از مفرزه‌های توی راه و رایگان، هم از صیدلیه و پولی. [رفیق اشاره می‌کنه می‌گه بنویس صیدلیه قصه داره و بعداً باید تعریف کنم😂] وَ من دقیقاً این لیست رو نوشتم که بگم شاید بهترین سفرنامهٔ اربعین‌م، همین سفرنامه باشه! مطمئن‌م نفر اوّل می‌شم؛ هم ایده‌م بدیعه، هم سفر، سفرِ شاذی هست. همین سفرنامهٔ پر از بیماری و ناتوانی اما کوتاه‌ترین دورهٔ علمی و عملیِ عبودیت و تمرینِ ظهور... من بسیار بسیار در این سفر اذیت شدم. بسیار بسیار بیماری کشیدم. اربعین که شب شد و هنوز نرسیده بودم کربلا، تو عمودِ ۱۳۶۹، تو یه موکبِ شیک و شکیل که آقام امام حسین جان روزی‌م فرمودن... آه... گفته بودم در سفر خوش‌روزی هستم... گفته بودم بدون صف سیر و سیراب می‌شم... گفته بودم با تموم باورم اطمینان دارم اربعین کجا می‌رم و زائر کی هستم... تو موکبِ شیک و شکیل و تمیز و خالی و خنکِ عِراقی‌های عمودِ ۱۳۶۹، زدم زیر گریه... اما اما اما اومدم با تموم عقیده و باورم بنویسم وَ شاید تلخ‌تون بیاد اما با تموم احساس تعهدم به هرکه سربه‌راه رو می‌خونه می‌نویسم که اگر اربعین جا موندید شما نخواستید جزو سپاهِ ظهور باشید! اگر اربعین جا موندی «تو» «خودت» نخواستی جزو سپاه ظهور باشی! ما فقط یه سفرِ زیارتی نرفتیم! همه‌چیزِ دنیا داره از اربعین عبور می‌کنه! وَ این اربعینه که داره مدارِ دنیا رو تغییر می‌ده! نگاه به ایران نکنید؛ اربعین در رسانه‌های غربی سانسوره! سانسورِ شدید! برای همین من هیچ‌وقت جز از جادهٔ اصلی و «همگانی»ِ طریق الحسین به کربلا نمی‌رم، چون کف این جاده دوربینا رو کاشتن. نه طریق‌العلما و جادهٔ کاظمین... وَ همه اینجان! وَ خدا با همه است! ببین؛ برای اربعین هر کار کردی و هرجا بودی برای ظهور هم همون کار رو می‌کنی و همون‌جایی!
سربه‌راه
تاول سرماخوردگی گلودرد چرک‌ریزش بینی چرک‌ریزش گلو گرمازدگی تهوع زانودرد گرفتگی عضلات پا وَ مهمانِ ور
اگر جزوِ جامونده‌ها بودید حتماً به دیدارِ اربعینی‌ها برید تکریم‌شون کنید در بزرگ‌داشتِ اربعینی‌ها سنگِ تموم بذارید. بذارید در سرنوشت‌تون نوشته شه اگر جا موندید، حسرت‌به‌دل بودید و دورِ اربعینی‌ها می‌گشتید... وَ از امروز از همین حالا برای اربعینِ سالِ بعد «بخواید»!
سربه‌راه
اگر جزوِ جامونده‌ها بودید حتماً به دیدارِ اربعینی‌ها برید تکریم‌شون کنید در بزرگ‌داشتِ اربعینی‌ها سن
وَ اگر اربعینی و از سپاهِ ظهورید حالا وقتشه به این سؤال پاسخ بدید: خب؟ اربعین رفتم که برای ظهور چه کنم؟!
سربه‌راه
وَ اگر اربعینی و از سپاهِ ظهورید حالا وقتشه به این سؤال پاسخ بدید: خب؟ اربعین رفتم که برای ظهور چ
تو گردنه‌های ایلام براتون نمودارِ اربعین_ظهور کشیدم😂 اربعینی‌ها روش فکر کنن... دوست داشتین بلند بلند هم فکر کنین من بخونم. ممکنه به‌خاطر بیماری و قرص پشت قرص و خواب‌آلودگی یکی‌درمیون پاسخ بدم، اما می‌خونم چون من زائرِ دوووووووووورِ آقا هستم و تا برسم خونه خی‌لی راهه... فقط این‌که من برسم بازم حرم دارم😍 شما نزدیکا ندارید😂 دلتون آتیش بگیره😂😂😂
سربه‌راه
یه چیزی که تو این سفر بسیااااااار دیدم و اذیت‌م می‌کرد، بحثِ آداب زیارته. اهل مفاتیح باشید! اهلِ دین از منبع و سرچشمه باشید! یکی از باقیات صالحاتِ من، مفاتیحیه که به رفیق هدیه دادم؛ سفر به سفر همراه‌شه و اگر یادتون باشه آخوند کاروان‌مونه همیشه😂 من قرآن و مفاتیح و اینا نمی‌برم با خودم، اونم فقط مفاتیحی که من براش خریدم میاره و جداً میخونه و اعمال رو برامون مرور می‌کنه. مثلاً دیروز رسیدیم کربلا، وقت نداشتیم و سریع رفتیم صف زیارت. خب حالمون خوب نبود و اگر کاری نمی‌کردیم اون دو ساعتی که تو صف و فشارِ جمعیت بودیم، سخت‌تر می‌گذشت (از نظر بیماری و بی‌حالی و ضعفی که نمی‌تونستیم بایستیم می‌گم). رفیق مفاتیح گرفته بود دستش و بخش به بخش زیارت آقا امام حسین جان علیه السلام رو می‌گفت بخونیم. هم اعمال‌مون رو انجام دادیم، هم زیارت رفتیم، هم زمان رو مدیریت کردیم، هم حواس‌مون رو از تمرکز بر مریضی پرت کردیم. از زیارت برگشتیم فقط عالیة المضامین رو خوندیم و تونستیم سریع بریم فروشگاه حرم و من عطر بخرم، بعد هم بریم مفرزه دوا بگیریم. رفیق خط به خطِ توضیحات رو هم می‌خوند و برامون می‌گفت. هر دفعه همین کار رو یکی‌مون می‌کنه. یعنی هر دفعه داریم آداب زیارت رو مرور می‌کنیم. سال‌های قبل که اربعین گسترده و همگانی نبود، ماها با کاروان دانشجویی می‌رفتیم، سطح دانشگاه واقعاً متفاوته. خصوصاً دانشگاه تهران که حاج‌آقا علوی رو دارن و واقعاً این آقا ما رو رشد می‌دادن... اما از وقتی اربعین خونوادگی و همگانی شد، سطح زیارت اومد پایین... چون یک نفر توی خانواده بر مبنای اصل و سرچشمه پی زیارت نیست... شما اربعینی‌ها کمترین وظیفه‌تون برای ظهور، اِحیای دین هست! با مفاتیح زیارت رو جلو ببرید! با مفاتیح! نه با استاد چلاغی و خانم الاغی و حاجی فلانی و صفحهٔ فلان بلاگر(!) کدوم‌تون بود برام نوشته بودید موقع امتحان فلان آیه رو می‌نویسم روی برگه نمره بگیرم(!) این رو از کجای دین آورده بود؟ گفت فلان بلاگر نوشته(!) در نجف، خانم‌ها در صف زیارت آقا امیرالمؤمنین علی علیه السلام، وقتی طنابِ هر بخش از صف بالا می‌رفت می‌دویدن(!) برای نوجوان‌ها بازی و خنده شده بود و برای پیرزن‌ها اضطراب و هول(!) خب این در آداب زیارت و شرفیاب شدن محضر امام هست یا سربه‌زیر و آهسته قدم برداشتن و مؤدب پیش رفتن؟! یا در مشّایه با وجودِ موکب‌های عالی و حمام‌های تمیز، غالب زائرها به بهداشت شخصی‌شون نمی‌رسن... حرف بزنی می‌گن با عرق و ژولیده باید رفت زیارت(!) اولاً من از مفاتیح صفحه گذاشتم! تو منبع‌ت چیه؟! ثانیاً چطور ژولیده زیارت رفتن برات مهمه ولی کباب ترکی نخوردن نه؟! در مفاتیح نوشته ماجرای زنی که اشک می‌ریخت و لب به غذا نزد... اون‌وقت چطور در کربلا صف‌های گوشت و کباب ترکی شلوغه؟! چطوریه که کثیفی توصیهٔ زیارته، سیر خوردن و اعیونی خوردن نه؟! یا واقعاً این‌که اتصالاتِ نماز رو زائرای اربعین نمی‌دونستن اذیت‌کننده بود... یعنی بدیهی‌ترین مسائل(!) کجای دین نوشته زن و مرد در یک راستا می‌تونن نماز بخونن؟! سال‌های قبل همهٔ نمازهای مشایه‌م به جماعت بود و چه خوشبخت من... این‌بار فقط دو یا سه نماز جماعت شد... چون هرجا رفتم مرد پشت سرم ایستاده بود و وقتی معترض می‌شدم چون دین رو نمی‌دونست محل نمی‌داد(!) یا صف به جایی وصل نبود و زائرای اربعین روی هوا جماعت می‌خوندن(!) دین، دلبخواهی نیست! اصول داره! علی‌الاصول داره! شما مرجع نیستید! عالم نیستید! وَ چون زائر اربعین شدید، معصوم هم نیستید(!) خدا منّت سرتون گذاشته اجازه داده پاتون به لشکرِ اربعین برسه که اتمام حجت شه! که بستر برات مهیا شه! که بکشونی خودت رو تا ظهور! که بکشونی خودت رو تا امام! واگرنه اربعین به من به تو نیازی نداره! ظهور می‌شه! من و تو باشیم یا نباشیم! بیچاره من و توییم اگر خودمون رو جزو اون ۳۱۳ تا نکنیم! یکی‌تون قد علم کنه و حتی یه مسجد رفتن رو از آداب مفاتیح بگه و نشر بده! خرید کردن. حمام کردن. ناخن گرفتن. بابا! به‌جای دوره‌گردی‌های بی‌حاصل که تا وصل به دوره‌ای هستید از شدت معنویات توهم مرجعیت می‌زنید(!) اما تا دوره تعطیل شه نماز واجب‌تون قضاست(!) یک بار مفاتیح رو از اول شروع کنید به خوندن و عمل کردن! مهم نیست چند سال طول بکشه! مهم صراط مستقیمه! تو پای در راه نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت! از تو حرکت! از خدا برکت! اربعینی نیستی اگر اِحیای دین نکنی! نهی از منکر نکردین که با کاشت مژه و ناخن شش‌گوشه احاطه شده و به رگ هیچ‌کس برنمی‌خوره حریمِ امام شکسته...
سربه‌راه
اِحیای دین کنید از مرجع و منبع تا برسید به این‌که عبا، حجاب نیست! چادر زینتی حجاب نیست! پیرو امام حسین علیه السلام اهل آرایش نیست! سینه‌زنِ حسین علیه السلام اهل بگو و بخند با نامحرم نیست! زائرِ امام حسین علیه السلام مؤدبه و برهنه از حمام عمومی بیرون نمیاد... به بهانهٔ شلوغی دو تایی و سه تایی حمام نمی‌ره... نوشتنِ اینا اذیتم می‌کنه... دیدنش رنجم می‌ده... که چطور کسی به سفرِ سختِ اربعین و این «پادگانِ مهارتیِ ظهور» خودش رو می‌رسونه ولی به امام نه! وهب، مسیحی بود. زهیر، عثمانی. بله. از هر مدل و هر عقیده و هر مسلک دورِ امام حسین علیه السلام جمع شدن. اما فقطططططط اون‌هایی با امام حسین علیه السلام موندن و شهید شدن و عاقبت به‌خیر که «شبیه امام شدن». وهب، حسینی شد. زهیر، حسینی شد. هرکس حسینی شد با امام حسین علیه السلام تا ته ته ته تهش موند. ۷۲ نفر از اول ۷۲ نفر نبودن ها! لشکری با امام حسین علیه السلام راهی شد! زیاد بود! زیاد راه افتادن دنبال حسین علیه السلام. اما فقطططططططط ۷۲ تا تا ته ته ته ته‌ش موندن! فقطططططط اونا که شبیه امام شدن! رسیدن به امام مهم نیست؛ موندن با امام مهمه! معیّت. معیّت. معیّت.