eitaa logo
سربه‌راه
212 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
367 ویدیو
108 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_cypkwxa&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
حتی وقتی همه‌چیز مهیاست تا نخوای اربعینی نمی‌شی!
لباس شستم، پهن کردم، داروهام و خوردم، آب‌نمک غرغره کردم، ناهار خوردم، نماز خوندم، وسایل کوله رو برگردوندم سر جاش، کوله و کفش شستم، به بهداشت شخصی‌م رسیدگی کردم و برای موهام و بدنم وقت گذاشتم، آویشن‌عسل درست کردم، میوهٔ فراوان خوردم، حساب‌کتابِ مالی کردم، کارها و برنامه‌هام رو نوشتم، چای‌هل‌دارچین‌زعفرون دم کردم، آشپزی کردم و زرشک‌پلو با مرغ و بادمجون پختم به چه مجلسی با شربت خاکشیرآبلیمویی که ساختم و دل تو دل‌م نیست بعد از تجمع زودی بیام بخورم‌ش و قسمتایی از مختار رو که نبودم و ندیدم دانلود کنم ببینم، به این‌جا رسیدم و نوشتم و پیام‌های مرتبط رو رسیدگی کردم، نماز خوندم و الآن دیگه می‌خوام برم یه خرید طولانی تااااااا تجمع. برای آخرِ شب هم قصد دارم یه فرسته بنویسم که بیشتر دل‌تون رو بسوزونه و کباب کنه و خاک‌های عالَم رو بر سرتون بریزید و بیاید فحش‌م بدید و نفرین‌م کنید بلکه یادتون بره چقدددددددددر کوتاهی کردید و کم گذاشتید و هرچی هست و هرچی شده، قطعاً و مطمئناً و حتماً و یقیناً تقصیرِ خودتونه😂😁 حساااااابی تن و بدن‌تون و چرب کنید واسه فرستهٔ آخرِ شب‌م که من از گفتنِ حقیقت واهمه‌ای ندارم و مراعاتِ هیــــــــــــچ‌کس رو هم نمی‌کنم😎 بزن بر سر و سینه😂
پیامی که دوست دارم‌ش❣
سربه‌راه
اربعینی‌ها؛ چه کار کنه؟
به امام رسیدن آسون نیست... اگر آسون بود الآن در ظهور زندگی می‌کردیم... در حکومتِ امام... برای همین می‌گم برید دورِ اربعینی‌ها بگردید اگر خودتون اربعینی نیستید... اونا هرچی بودن... هرچی هستن... خودشون رو به امام رسوندن... وَ این اصلاً آسون نیست!
سربه‌راه
لباس شستم، پهن کردم، داروهام و خوردم، آب‌نمک غرغره کردم، ناهار خوردم، نماز خوندم، وسایل کوله رو برگر
از دیروز که اومدم، کلــــــــــــــــــی پیام بهم دادید دربارهٔ این بسیجیِ مداحی که بدتر از عملیات‌های منافقین شهیدش کردن. آه و ناله و تف بر این دنیا برام فرستادین. خب؟ که چی؟ :) دنبالِ قصاص‌ش افتادین و کارزار درست کردین و انتظار دارین بگم به‌به و چه‌چه؟! :) ای فرورفتگانِ در وهمِ دین! کِی قراره واقعی زندگی کنید؟! برای من نوشتین از این خبر شوکه شدم و آه و فغان(!) خب؟ شوکه هم می‌مونی تا قصاص رو بگیری؟! نه! معلومه که نه! این برای شما اخبارزده‌های کانالیِ دوره‌گردِ توخالی، صرفاً یه پروفایلِ چندروزه است و کپشن و ادا و اصولِ فالووربگیرِ چندصباحی! هفتهٔ دیگه همین موقع از یه خبرِ دیگه شوکه‌اید :)) کارزار درست کردین که قصاص بگیرین؟! مگه قصاصِ رهبرتون رو گرفتین؟! :) ببین! شما مذهبیا واقعاً خنده‌دارید! دلتون می‌شکنه؟ به‌درک! دلِ ارزشمندی داشتی می‌رفتی پی اصلاح :) بهتون برمی‌خوره؟ به جهنم! رگ و ریشه‌ای داشتی می‌رفتی پی جبران :) من که التماس‌تون نکردم من و بخونین :) خودت اومدی سربه‌راه :) خودت موندی :) یه خط از من پیدا کنین که به هرکی اومده خوش‌آمد گفتم یا هرکی رفته به چرکِ زیرِ ناخنم بوده :) خودت انتخاب کردی من رو :) سیب‌زمینی هم خودش انتخاب کنه پاش می‌مونه، ببین تو چه بی اراده‌ای هستی که بابتِ انتخابِ خودت از یکی دیگه طلبکاری :)) بهم بگید چند نفرتون برای خونخواهی زنگ زدید ۱۳۸ آستان قدس؟! روزی چند بار زنگ می‌زنید به روابط عمومی ریاست جمهوری؟! اصلاً تا حالا گوگل کردید شماره روابط عمومی ریاست جمهوری چنده؟! بهانه‌دارهای متکبّرِ توخالی! با شعارنوشته‌های خونخواهی می‌رید تجمع؟! اصلاً... می‌رید تجمع؟! چند نفرِ دیگه رو هم می‌برید تجمع؟! پروفایل‌هاتون به‌ضرورت و اولویته یا به دلخواه؟! دربه‌در دنبال امامِ تجمع و نماینده‌هاتون در مجلسید برای خونخواهی؟! واسه قصاصِ رهبرتون چه کردید که حالا دنبالِ قصاصِ یه بسیجیِ گمنامید؟! از نهم اسفند تا الآن چند بار تماس گرفتین قوهٔ قضائیه؟! ۱۶۲ صداوسیما چند بار صدای اعتراض‌تون رو ضبط کرده که چرا تو تلویزیون حرفی از خونخواهی نیست؟! دقیقاً برای قصاص رهبرتون چه کردید؟! تا اربعین که بیل به کمرتون خورد و یه پرچم سرخ نگرفتید بیاید و تو بهانه‌هاتون غرقید و به‌جای اصلاح، خوشایندتونه بقیه هم مثل خودتون سرشون رو بکنن تو برف و به روتون نیارن از نخواستنِ خودتونه که موندید و امام و اربعین و وظیفه رو نخواستین و نمی‌خواین(!) بعد دنبال قصاص یه بسیجی گمنامید؟! این جوِّ یه هفته‌تونه :) هفتهٔ بعد این موقع این بسیجی براتون فالوور و ژست انقلابی گرفته و انقضاش سر رسیده و دنبال سوژه‌های جدیدین :) خواستید همین‌جوری بمونید ماکو مشکل، اسلام و انقلاب به من و شما نیاز نداره :) هرکی دفع شد، خودش باخته :) هرکی جذب شد، خودش بُرده :) رفتنی رو به‌زور نمی‌شه نگه داشت :) موندنی رو هم به هزار شکنجه نمی‌شه فراری‌ش داد :) اسلام و انقلاب با ریزش من و شما فرونمی‌ریزه :) این من و توییم که بی اسلام و انقلاب فرو می‌ریزیم! اربعین انجام شد. من و تو بودیم نبودیم انجام شد. این‌ من و توییم که اگر اربعین رسوندیم بردیم و اگر نرسوندیم باختیم... قصاصِ رهبرت رو بگیر؛ دیگه کسی جرأت نمی‌کنه حتی به بسیجی‌جماعت چپ نگاه کنه! چون باهوشید(!) باید بگم آیا منظورم اینه برای قصاصِ این طفلی بسیجی کاری نکنید؟ کارزاری؟ زنگی؟ پروفایلی؟ شعارنوشته‌ای؟ بکنید! اتفاقاً هررررررررررررر کاری ازتون برمیاد بکنید! حتی اگر فقط خدا دید و مخاطبی نداشتید. چون اون‌که شهید شده... بی‌نیازه از تلاشِ من و تو :) ببین! این تویی که نیاز داری اسمت رو در لیستِ خونخواهان و دردمندانِ یه بسیجیِ شهید ثبت کنی :) پس بکن! حرفم اینه تو جوّی. وَ به‌زودی اینم وِل می‌کنی. مثل قصاصِ رهبرت که تشییع تموم شد... عکسات و گرفتی... کپشنات و نوشتی... فالوورت و گرفتی... ژست انقلابیت و ساختی... وَ حالا حتی براش یه شعارنوشته نمی‌بری خیابون... شاید حتی دیگه براش خیابونم نمی‌ری(!) جوّته! نه عقیده‌ت! عقیده‌ت بود دست از سرش برنمی‌داشتی تا بهش برسی! مثلِ اربعین! مثلِ ظهور! گرفتی چی گفتم؟ ؛) شب به‌خیر😎
کیکی پختم و تزئین کردم که گر بینید گویید اللَّه اللَّه ز که این قاعده آموخته‌ای؟! کیست استادِ تو این‌ها ز که آموخته‌ای؟!😂❣😍
سربه‌راه
من بالاخره موفق شدم پُف‌مقدار دینار بخرم😒 فکر می‌کنین اصرارم واسه چی‌ش بود؟ می‌خوام از نجف دِهینِ پس
یه ربعی بیکارم و منتظر. گفتم بیام بنویسم خرج سفر اربعین‌م با این‌همه بیماری و رنجوری شد هفت میلیون تومان و تُرابِ نجف بر سرِ یوسفِ گم‌گشته‌ای که این ملکهٔ کم‌خرج و بساز رو پیدا نکرده(!) دیدم زائرایی که چقدر خرج‌تراشن و تهش هم نالون و ناراضی(!) ما الحمدللّه با این‌که گروه شَل و کَلا بودیم و هرکدوم‌مون یه‌جور بیمار، با کمترین خرج و بیشترین فایده انجامِ وظیفه کردیم و برگشتیم. ماشاءاللّه و لا حول و لا قوة الا باللّه. الحمدللّه. مثلاً علاوه بر دو عطرِ یک دیناری که مثل همیشه از فروشگاهِ داخلِ حرمِ ارباب خریدم که بوی بهشت بدم، به چهار دینار از این مام‌ها هم خریدم چون خوشگل و لطیف بود. هنوزم استفاده نکردم چون حیف‌م میاد :) دیشب زن‌داداش گل‌گلی‌م اومد دیدنم و علاوه بر زرشک‌پلومرغِ محشری که براش کشیدم، یکی از عطرهامم بهش هدیه دادم چون این اربعین وقت برای سوغاتی خریدن نذاشتم و به‌ضرورت رفتم و برگشتم، ولی وقتی محبّت کرده و اومده پیشم دوست نداشتم دست خالی برگرده. با این‌که من عطرام و به هر کسی نمی‌دم و خی‌لی به جونم بنده. ولی زن‌داداش گل‌گلی‌م و دوست دارم و مبارکش باشه و ان‌شاءاللّه یه روز گرفتارِ بهشتِ اباعبداللّه علیه السلام شه. قسمتِ جدّیِ دینارها هم صرف اتوبوس و ون‌های عِراق شد که به‌صرفه بود: ده دینار از مرز تا نجف با اتوبوس. یک دینار از نجف تا عمود یک با ون. سیزده دینار از کربلا تا مهران با ون. دینار اون موقع ۱۳۵ هزار تومان بود. با بقیهٔ دینارهام چه کردم؟! :)
سربه‌راه
من بالاخره موفق شدم پُف‌مقدار دینار بخرم😒 فکر می‌کنین اصرارم واسه چی‌ش بود؟ می‌خوام از نجف دِهینِ پس
دِهینِ پسته‌ای با شیره‌های لایه‌لایه؛ دِهینِ سادهٔ حجیم؛ شَعریهٔ بادامی؛ شَعریهٔ پسته‌ای خریدم وَ دوی نیمه‌شب، روی این دو صندلی، در پنت‌هاوسِ مجلّل و اعیونیِ خیابان‌های نجف، چندقدمیِ حرمِ تنها امیرالمؤمنینِ عالَم، با نوشیدنیِ موردِ حسرتِ کلِّ بهشتی‌ها، یعنی شای عِراقی، خوردم و نوشیدم و... شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی... غنیمت است چنین شب که دوستان بینی...😍😭