eitaa logo
سربه‌راه
226 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
396 ویدیو
111 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم!
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
بیاید به زبان کنکور که مخصوصِ این هفته است توضیح بدم😂 کلاسای جنجالیِ کنکور که باب شده و طبق آمارهای
می‌خوام بگم فضای مجازی هم کدهای خاص و روش‌های خاص داره. به‌راحتی بعد از یه مدت می‌تونی بفهمی مخاطبت گیرش کجاست... بعد می‌تونی روی اون گیر سوار شی و کیفش رو ببری :) مثلاً وقتی دستت بیاد از صد مخاطبت نود و دو تا آقاست دیگه نمیای دربارهٔ ست کردن کیف و روسری حرف بزنی روزمره‌ت رو طوری می‌چرخونی که ریش‌تراشت دیده شه :) روزمره هست ها! ولی تو در مخاطبت نیاز ذهنی ایجاد کردی... به‌مرور می‌تونی بر اون نیاز ذهنی سوار شی... یا وقتی بلدِ این شی که در ایتا چی سه‌سوت بازنشر می‌شه و در بله چی رو می‌فرستن مجله، می‌تونی با همون ادبیات و حتی با کلمات خاص هر اپلیکیشن بنویسی :) ایتا یه‌جور... بله یه‌جور... واسه کتابم لازم نیست کتاب‌خون باشی! کافیه دستت بیاد گیر مخاطبت کجاست... اون گیر رو یه جستجوی ساده می‌زنی کتاب برات پیدا می‌شه :) با همون کتاب مخاطب‌ت رو نگه می‌داری و اون خیال می‌کنه وَوی معجزه شده که با این گیر ذهنی وارد این کانال شد و حالا اون داره دقیقاً ازش صحبت می‌کنه :) مثلاً من شما رو دوره‌گرد شناختم. به‌راحتیِ آبِ خوردن می‌تونم شستشوی مغزی‌تون بدم دوره بهتون بفروشم😂 یعنی دورهٔ حاضرجوابی هم بذارم شما دوره‌گردا می‌خرین😂😂😂 دیگه نویسندگی و فیلمنامه‌نویسی که جای خود(!) راااااحت پول یک سال هر شبِ جمعه کربلا رفتن اونم هوایی و هتلی رو درمیارم :) گرفتین چی شد؟ من خی‌لی خی‌لی ساده‌ش کردما😂
سربه‌راه
وَ حرفِ آخر این‌که وقتی معیارِ کتاب‌خونی رهبری بود که باید یه کشور رو در منطقهٔ ناامنِ غرب آسیا با کلی دشمن خارجی و داخلی امن و امان وَ در رشد و پیشرفت نگه داره با روزی کلی جلسه و دیدار حتی در کهولتِ سن... ولی هرررررررر کتابی خونده بود وَ در کتاب صاحب‌نظر بود... من هم کتاب‌خون نیستم! من سطح‌م پایین و کانالای ایتایی نیست(!) من حتی سطح‌م دوره و فلان استاد هم نیست(!) من اونی رو که ازم تست مطالعه گرفت کوبیدم سینهٔ دیوار و به رخش کشیدم کسی که کتاب‌خون نیست نباید تست مطالعه بگیره(!) نه! من هرگز سطحم فرهیخته‌نماهای بلاگر نیست! سطحِ من مدفونِ دارالذکره که واقعاً و راست‌راستکی سرش شلوغ بود ولی شبا با کتاب خوابش می‌برد... مثل اون که شدم منم کتابخونم❣
دختره زد روی شونه‌م و وقتی برگشتم با روی خوش بهم گفت خدا قوّت علمدار! به‌خاطر پرچم‌م گفت. من خندون بودم قبلش، اما به اون رو ترش کردم و گفتم شما هم علمدار باش! با پرچم بیا بیرون به‌جای گفتنِ خدا قوّت! این اثر داره نه خدا قوّتت که بگی یا نگی واسه من بی‌اهمیته! رفت تو افق ورّاجِ بی عمل.‌
سربه‌راه
دختره زد روی شونه‌م و وقتی برگشتم با روی خوش بهم گفت خدا قوّت علمدار! به‌خاطر پرچم‌م گفت. من خندون
واسه امربه‌معروف هم به‌ندرت پیش میاد وقتی می‌گم، از اون‌ور یه مذهبی میاد یواشکی بهم می‌گه خدا خیرت بده! منم بهش می‌گم خدا مذهبی‌های بی‌تفاوت و لال رو مرگ بده! شما هم بگو! برای من بلبل‌زبونی، برای اونا لال؟! نیازی به دعای تو ندارم بزدل!
سربه‌راه
دختره زد روی شونه‌م و وقتی برگشتم با روی خوش بهم گفت خدا قوّت علمدار! به‌خاطر پرچم‌م گفت. من خندون
این‌قدر یه پرچم دیده می‌شه که زن و شوهره از کنارم رد شدن، شوهره به زنش گفت اینا تا انتقام نگیرن، ول‌کنِ ماجرا نیستن! گرونی به هیچ‌جاشون نیست! با صدای بلند جواب دادم قحطی هم بشه تا انتقام نگیریم به هیچ‌جامون نیست! تازه من وقتی پرچم نمی‌برم کوله‌پشتی و سنجاقی‌های روش عَلَمیه واسه خودش! فحشه که سرِ سنجاقیام می‌خورم و آتیشیه که می‌سوزونم😂 رفیق تو اربعین گفت چرا سنجاقیات و نیاوردی؟ گفتم میاوردم عِراقیا همه‌ش و ازم می‌گرفتن😍 این‌جا عِراقیا بهتر از مشهد روی انتقام کار کردن............ سنجاقی‌های من تو مشهد بیشتر دشمن‌سوز و دوست‌چاق‌کُنه😎✌️🇮🇷
- همسایه‌مون از پیاده‌رویِ اربعین برگشته ولی سالمن ماشاءاللّه! + می‌دونین چند عمود رفتن؟ ـ آره دویست تا پیاده رفتن، بعد ماشین گرفتن! + ما کلش رو پیاده می‌ریم. در گرما و سرما. در کمبود و فراوانی. در سلامت و بیماری. ـ آهاااااااااا وای چه سخت... خب چرا شما سوارِ ماشین نمی‌شین؟! + چون می‌ریم پیاده‌رویِ اربعین! ـ [سکوت و حیرت]
سربه‌راه
من هر سال این مشکل رو دارم! هر سال! هر سال! هر سال! که آدم‌هایی یهو سروکله‌شون پیدا می‌شه که تا قبل
هر سال می‌نویسم که چند نفر از همکارام، چند نفر از دوستام، چند نفر از همسایه‌ها، وَ حتی چند نفر از شاگردام آویزونم می‌شن و می‌رن روی اعصابم که با من بیان اربعین. توی سفرنامه‌م هم خوندین که چهار اتوبوس آدم بودیم ولی چقدر درخواست داشتم که با من بیان حرم! به‌نظرتون از چیه؟! بله! معلومه! من به‌شدت خوش‌گذرونم! سفرام ظاهراً سخت و پر از ماجراست! نیمه‌شعبانام و خوندین دیگه! یه قم رو دیدین از یه تور بیشتر این‌ور اون‌ور رفتم! ولی من چنان بلدم خوش بگذرونم که باور کنید از ترسِ چشم خوردن نود درصدش رو به کسی نمی‌گم و بین خودم و دوستام می‌مونه، ولی همون ده درصدی که درز می‌کنه به‌قدری تو چشمه که باید بگم از اربعین تا الآن که اومدم یه هزینهٔ هنگفتی صدقه دادم :) رفیق خی‌لی وقته نمی‌ذاره عکسِ با هم‌مون رو بذارم پروفایل. تازه عکسای خودم رو هم نمی‌ذاره. چشمش ترسیده😂 همین اربعین یه عکس دارم روی یکی از مبلای داغونِ کنارِ جاده... شبیه سنوار گرفتم با کلی ماجرا و خنده😎 این‌قدر دوست دارم اون رو بذارم پروفایل که خدا می‌دونه ولی از دعوای رفیق می‌ترسم😂😂😂 ولی همین دویست تا عمودرفته‌های بقیه‌ش با ماشین، تهش سالِ بعد التماس می‌کنن با من بیان😐 به‌جای این‌که وسطِ خوشی‌های دیگران خراب شین، سبک زندگی‌تون رو عوض کنید!
سربه‌راه
- همسایه‌مون از پیاده‌رویِ اربعین برگشته ولی سالمن ماشاءاللّه! + می‌دونین چند عمود رفتن؟ ـ آره دویست
با ماشین‌رفته‌ها می‌رن زیارت... ما پیاده‌ها می‌ریم دورهٔ فشردهٔ مهارت‌آموزیِ ظهور😍 تنها دورهٔ راست‌راستکی که مهارت‌آموز منفعت می‌بره و دستِ پُر برمی‌گرده... واقعی و بدون وهم...❣😭😍 هزاران درصد تضمینی😭❣😍
سلام ممکنه شما آقای جوادی آملی رو با نمازی که بر آقاجان خوندن دوست داشته باشید، ولی من سرِ نظریهٔ «حیّ متألّه» به ایشون جذب شدم و با این‌که گفتن «مردم سطح‌شون رو ببرن بالا» حال کردم و پیگیرِ این مردِ باسواد شدم. به ایشون گفتن آقا شما ثقیل صحبت می‌کنید، مردم متوجه نمی‌شن. کمی سطح پایین صحبت بفرمایید. ایشون فرمودن مردم سطح‌شون رو بیارن بالا و مطالعه کنن، ما اومدیم که رشد کنیم دیگه! از اساس جذبِ هرکی می‌شم که دنبالِ رشد باشه! در همهٔ ابعاد! دوستی که پی رشده. رشد خودش. رشد من. شغلی که توش رشده. رشد شاگردم. رشد خودم. رشد محیطم. سفری که توش رشده. شده به مریضی و پیاده. زیارتی که توش رشده. یعنی باب دلِ امام. شده خودم از دلخواه‌م بزنم و سامرّا و کاظمین نرم. نمازی که توش رشده. شده وسطِ شلوغی و چادرم کثیفه و حمام به دلم نبوده و حال ندارم ولی اول وقت. به جماعت. دانشگاهی که توش رشده. نه دانشگاهِ جوک(!) کتابی که توش رشده. چه فکرم. چه قلم‌م. مسابقه‌ای که توش رشده. سطح بالا. فضای مجازی‌ای که توش رشده. فیلمی که توش رشده. چه مختار. چه جومونگ. آشپزی‌ای که توش رشده. اشکی که توش رشده. خنده‌ای که توش رشده.‌ رشد! ما اومدیم که رشد کنیم دیگه! شما سطح‌ت رو بیار بالا و مطالعه کن!
به نویسندهٔ کتاب دکتر جکیل و آقای هاید وَ فیلمنامه‌نویسِ هفت سامورایی غبطه می‌خورم، اما هرگز از این‌که از سیمین دانشور باید جلو‌ بزنم کوتاه نمیام.
خدایا شکرت که می‌تونم آبِ یخِ یخچالی سر بکشم❣ الحمدللّه ربّ العالمین😍