eitaa logo
سربه‌راه
226 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
396 ویدیو
111 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم!
مشاهده در ایتا
دانلود
متن این مکالمه با شما. بفرستید، بعد خواهم خوند و دقیق‌ترین و نزدیک‌ترینی اگر پیدا کردم... خواهم گذاشت.
این پیچِ تاریخی طاقت‌فرساست.
سربه‌راه
هفتهٔ پیش چنین روز و چنین ساعتی...
یک ماهِ پیش؛ چنین روزی... چنین ساعتی... آه ای حضرتِ آقای امام حسین جان‌م................
سربه‌راه
چند نکتهٔ #نگارشی و #ویرایشی : ۱) یای بدل از کسره (ی _ ٔ )، یایی هست که به‌جای ( ِ ) میاد. مثلاً نم
در ویرایش متن‌م هی به دستورخط فرهنگستان رجوع می‌کنم که نوشتارم به‌روز باشه، دیدم قانون یای بدل از کسره رو تغییر دادن به « ٔ » و دیگه ترجیح با «ی» نیست. چون ترجیحِ قبلی رو نوشته بودم، گفتم به‌روز کنم. دلیل‌ش هم مربوط به تایپ کردن می‌شه که در نوشتن «ی» معمولاً نیم‌فاصله رعایت نمی‌شد و مشکلات و مراعات‌های دیگری هم داره که تخصصیه و خارج از بحثِ این‌جا. پس نوشتارِ درستِ حالِ حاضرِ یای بدل از کسره شده این: خانهٔ - مدرسهٔ - قصهٔ ✅ خانه‌ی - مدرسه‌ی - قصه‌ی ❌
فردای شبِ تصادف، برای تجمع رفتیم همون محل. راستهٔ خیابونِ وکیل‌آباده. ورودی و خروجیِ طرقبه_شاندیز. دنبالش و نگرفتم ببینم عمدی بوده یا غیرعمدی. مست بوده یا هوشیار. برامم مهم نیست. باید مجازات شه. این برام مهمه. روسریِ خونی‌شون رو گذاشته بودن. کفش‌شون رو. روسری، پر از خون بود. خونی که شبِ قبل جاری شده... به رفیق گفتم شده تا حالا این‌قدر زود بیایم مقتلِ یه شهید؟ گفت شاید سال ۱۴۰۱ برای دانیال رضازاده و حسین زینال‌زاده. ولی اون دو تا حافظ امنیت بودن. یعنی ورود کرده بودن به سطحی بالاتر. اینا مردمِ ساده بودن. با تنها وظیفه‌ای که به گردن‌شون مونده: قیامِ خیابانی.