eitaa logo
#صراف_سخن sarrafsokhan@
153 دنبال‌کننده
157 عکس
116 ویدیو
11 فایل
#صراف_سخن جایی که واژه ها وزن دارند با ما روح‌تان را نوازش کنید! از شعر تا دانش و از نغمه تا اندیشه و چه زیبا گفت گوته:هر کس باید در طول روز آوازی گوش کند شعری بخواند،تصویری زیبا ببیند و اگر ممکن بود چند کلمه حرف عاقلانه بگوید
مشاهده در ایتا
دانلود
 ‌ اگر آتش است یارت تو برو در او همی‌سوز به شب فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز تو مخالفت همی‌کش تو موافقت همی‌کن چو لباس تو درانند تو لباس وصل می‌دوز به موافقت بیابد تن و جان سماع جانی ز رباب و دف و سرنا و ز مطربان درآموز به میان بیست مطرب چو یکی زند مخالف همه گم کننده ره را چو ستیزه شد قلاوز تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید تو یکی نه‌ای هزاری تو چراغ خود برافروز که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر که به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز https://t.me/sarrafsokhan🍀🌺🌸
سعدیا…!گر همہ شب شرحِ غمش خواهی گفت شب بہ پایان رود و شرح بہ پایان نرود… https://t.me/sarrafsokhan🍀🌺🌸
چگونه برده ای ازمن‌دل‌وجان‌وتوانم را به امید وصال تو فرو بستم ،زبانم را نشد باتو بگویم عاشق رویت‌منم اما ندیدی واژگان بی کلام دیدگانم را؟؟؟؟ مگر تا آخر پاییز باید جوجه بشمارم بسی امروز وفردایت شکسته استخوانم را زبانِ کوتهِ شعرم نبوده چاره ی دردم کجا جویم دوای این همه آه‌وفغانم را تمام فصلها‌یم بی حضور عشق‌توزرد است بیفشان دانه ی عشقت‌ شکوفا کن جهانم را https://t.me/sarrafsokhan🍀🌺🌸
اقرار به خطا بزرگواریِ بیشتری میخواهد تا اصرار در کشاندنِ کار به جایی که دیگر جبران ممکن نیست. ✍ https://t.me/sarrafsokhan🍀🌺🌸
برای کشف اقیانوسهای جدید، باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشیم. این جهان، جهان تغییر است نه تقدیر.. ✍️ https://t.me/sarrafsokhan🍀🌺🌸
کجا رفتند آن یاران که دیگر با فغان من سری بیرون نمی آید نه از خاکی نه از لاکی https://t.me/sarrafsokhan🍀🌺🌸
تو مگو ما را بدان شه بار نیست با کریمان کارها دشوار نیست https://t.me/sarrafsokhan🍀🌺🌸
☕️قطعه‌ای از کتاب دو درويش در راهی با هم می‌رفتند. يكی بی‌پول بود و ديگری پنج دينار داشت. درویش بی‌پول، بی‌باک می‌رفت و به هر جايی که می‌رسيدند، چه ايمن بود و چه ناامن، به آسودگی می‌خوابيد و به چيزی نمی‌انديشيد. اما ديگری مدام در بيم و هراس بود كه مبادا پنج دينار را از كف بدهد. بر چاهی رسيدند كه جای دزدان و راهزنان بود. اولی بی‌پروا دست و روی خود را شست و زير سايه‌ی درختی آرميد. در همين حين متوجه شد که دوستش با خود چه كنم چه كنم می‌كند! برخاست و از او پرسيد: اين چندين چه كنم برای چيست؟ گفت: ای جوانمرد! با من پنج دينار است و اينجا ناامن است و من جرات خفتن ندارم. مرد گفت: اين پنج دينار را به من دِه تا چاره‌ی تو كنم. پس پنج دينار را از وی گرفت و در چاه انداخت و گفت: رَستی از چه كنم چه كنم! ايمن بنشين، ايمن بخسب، و ايمن برو، که آدم فقير، دژی‌ست كه نمی‌توان فتحش كرد. 📕 https://t.me/sarrafsokhan🍀🌺🌸
🍀 پنجره‌ای به زندگی مشترک ۳۶۰ روز برای ساختن یک زندگی مشترک موفق 📖 روز هفتم | محبت را به زبان بیاور گاهی ما همسرمان را دوست داریم، اما او از دوست داشته شدنش مطمئن نیست. در ذهن خودمان می‌گوییم: «مگر نمی‌بیند چقدر برایش زحمت می‌کشم؟» «مگر معلوم نیست دوستش دارم؟» «مگر هر روز کنارش نیستم؟» اما عشق، فقط یک احساس درونی نیست؛ باید به شکلی قابل دریافت، دیده و شنیده شود. ممکن است شما با انجام دادن کارها محبت کنید، در حالی که همسرتان بیشتر به شنیدن یک جمله محبت‌آمیز نیاز داشته باشد. ممکن است شما با تأمین نیازهای زندگی عشق خود را نشان دهید، اما او بیش از هر چیز به توجه، گفت‌وگو، لمس محبت‌آمیز یا زمانی اختصاصی در کنار شما نیاز داشته باشد. اینجاست که یک اصل مهم در زندگی مشترک شکل می‌گیرد: محبتی که فقط در دل بماند، همیشه به دل دیگری نمی‌رسد. گاهی لازم است بگوییم: «دوستت دارم.» «بودنت برایم ارزشمند است.» «از اینکه در کنارم هستی خوشحالم.» «می‌دانم برای خانواده زحمت می‌کشی و قدردان تو هستم.» این جمله‌ها شاید ساده به نظر برسند، اما برای رابطه، ساده و بی‌اهمیت نیستند. البته محبت نباید به تعارف یا تکرار بی‌روح تبدیل شود. محبت واقعی، توجه به انسانِ مقابل است؛ اینکه بفهمیم چه چیزی او را خوشحال می‌کند و چگونه می‌توانیم عشق خود را به زبانی که او بهتر دریافت می‌کند، نشان دهیم. زندگی مشترک در میان مشغله‌ها به‌تدریج ممکن است از «عشق» خالی نشود، اما از نشانه‌های عشق خالی شود. و گاهی همین نشانه‌های کوچک هستند که چراغ رابطه را روشن نگه می‌دارند. 🌹 تمرین امروز: امروز بدون آنکه منتظر مناسبت خاصی باشید، یک جمله صمیمانه و واقعی به همسرتان بگویید؛ جمله‌ای که شاید مدت‌هاست در دل دارید اما به زبان نیاورده‌اید. نه برای انجام وظیفه؛ نه برای گرفتن پاسخ؛ فقط برای اینکه بداند دوست داشتنش را می‌بینید و به زبان می‌آورید. 🌹 جمله امروز: «عشق را فقط احساس نکن؛ آن را به گونه‌ای نشان بده که همسرت بتواند آن را ببیند و احساس کند.» ✍️ کریم صراف 🌿 | جایی که واژه‌ها وزن دارند با ما روح‌تان را نوازش کنید! از شعر تا دانش و از نغمه تا اندیشه... و چه زیبا گفت گوته: «هر کس باید در طول روز، آوازی گوش کند، شعری بخواند، تصویری زیبا ببیند و اگر ممکن بود، چند کلمه حرف عاقلانه بزند.» راه‌های همراهی با ما: 🔹 تلگرام: https://t.me/sarrafsokhan 🔹 سروش پلاس: https://splus.ir/sarrafsokhan 🔹 ایتا: https://eitaa.com/sarrafsokhan 🔹 بله: https://ble.ir/sarrafsokhan 🔹 واتساپ: https://whatsapp.com/channel/0029VasvnG1HbFV1yMOedc2M 🆔 @sarrafsokhan
🔱 هرمز در برابر یک تهدید خاموش؛ نبرد اصلی هرمز بر سر کنترل آبراه امروز یا حفظ ارزش راهبردی فردا؟ 📅 ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ ✍️ کریم صراف | کارشناس ارشد مدیریت امور دفاعی مقدمه؛ سؤال را باید عوض کرد در روزهای اخیر، بخش بزرگی از بحث‌های رسانه‌ای درباره تنگه هرمز حول یک پرسش می‌چرخد: چه کسی امروز کنترل عملیاتی هرمز را در اختیار دارد؛ جمهوری اسلامی ابران یا ایالات متحده آمریکا ؟ آیا آمریکا توانسته است هرمز را مین‌روبی کند؟ آیا جمهوری اسلامی هنوز امکان بستن تنگه را دارد؟ چه تعداد نفتکش از آن عبور می‌کنند؟ آیا ادعای عبور روزانه چند میلیون بشکه نفت از هرمز درست است؟ این پرسش‌ها مهم‌اند؛ اما از منظر راهبردی، شاید مهم‌ترین پرسش نباشند. پرسش مهم‌تر این است: اگر اقتصاد جهانی بتواند به‌تدریج خود را از وابستگی به هرمز رها کند، آن‌گاه چه چیزی از قدرت ژئوپلیتیکی هرمز برای جمهوری اسلامی ایران باقی خواهد ماند؟ اینجاست که یک تهدید خاموش شکل می‌گیرد؛ تهدیدی که ممکن است در هیاهوی نبرد امروز دیده نشود، اما اثر آن بر آینده بسیار عمیق‌تر باشد. ♦️ هرمز فقط یک تنگه نیست؛ یک «دارایی راهبردی» است ارزش هرمز صرفاً به عرض جغرافیایی، موقعیت جزایر یا توان نظامی طرفین وابسته نیست. ارزش اصلی آن از یک واقعیت اقتصادی سرچشمه می‌گیرد: جهان به آن نیاز دارد. در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی در روز از هرمز عبور می‌کرد و حدود ۸۰ درصد این محموله‌ها مقصد آسیایی داشتند. همچنین بیش از ۱۱۰ میلیارد مترمکعب LNG از این مسیر عبور کرده بود؛ مسیری که حدود ۹۳ درصد صادرات LNG قطر و ۹۶ درصد صادرات LNG امارات را دربر می‌گرفت. بنابراین قدرت هرمز فقط در «امکان بستن آن» نیست. قدرت واقعی در این است که جهان نمی‌تواند به‌آسانی آن را نادیده بگیرد. ♦️ تهدید از اینجا آغاز می‌شود هرگاه یک گلوگاه راهبردی برای مدت طولانی ناامن یا غیرقابل پیش‌بینی شود، اقتصاد جهانی یک واکنش طبیعی دارد: جست‌وجوی جایگزین. بازارها معمولاً منتظر نمی‌مانند تا بحران بعدی اتفاق بیفتد. آنها هزینه می‌کنند تا احتمال بحران بعدی را کاهش دهند. این دقیقاً همان اتفاقی است که باید برای جمهوری اسلامی نگران‌کننده باشد. در ماه‌های گذشته، کشورهای منطقه و شرکت‌های انرژی به‌طور جدی‌تر به دنبال مسیرهای جایگزین هرمز رفته‌اند. گزارش‌ها نشان می‌دهد پروژه‌های جدید خطوط لوله می‌توانند تا پایان ۲۰۲۷ حدود ۳٫۸ میلیون بشکه و تا پایان ۲۰۲۸ حدود ۷٫۳ میلیون بشکه در روز ظرفیت عبور نفت بدون هرمز ایجاد کنند؛ ظرفیتی که بنا بر برآورد Goldman Sachs می‌تواند حدود ۶۰ درصد صادرات نفت پیش از بحران منطقه را در برابر اختلال هرمز مصون کند. این اعداد هنوز به معنای «جایگزینی هرمز» نیستند. اما جهت حرکت را نشان می‌دهند. و جهت حرکت در راهبرد، گاهی از وضعیت امروز مهم‌تر است. ♦️ خطر اصلی «جایگزین شدن هرمز» است، نه بسته شدن آن ممکن است در کوتاه‌مدت جمهوری اسلامی بتواند عبور کشتی‌ها را محدود کند. ممکن است آمریکا بتواند بخشی از این محدودیت را کاهش دهد. ممکن است حتی در مقطعی، کنترل عملیاتی تنگه میان طرفین دست‌به‌دست شود. اما همه اینها مسائل تاکتیکی و عملیاتی هستند. تهدید راهبردی زمانی آغاز می‌شود که یک کشور صادرکننده نفت به این نتیجه برسد: «دیگر برای صادرات خود مجبور نیستم از هرمز عبور کنم.» و سپس کشور دوم، سوم و چهارم نیز همین محاسبه را انجام دهند. در چنین شرایطی، ممکن است جمهوری اسلامی همچنان در کنار هرمز حضور نظامی داشته باشد، اما قدرت چانه‌زنی ناشی از آن حضور کاهش یافته باشد. این تفاوت بسیار مهم است: داشتن یک گلوگاه با ارزشمند بودن آن برای اقتصاد جهانی یکسان نیست. ♦️ پارادوکس هرمز در اینجا با یک پارادوکس راهبردی مواجهیم: هرچه هرمز در کوتاه‌مدت بیشتر به یک ابزار فشار تبدیل شود، انگیزه دیگران برای بی‌نیاز شدن از آن در بلندمدت بیشتر می‌شود. اگر شرکت‌های نفتی و دولت‌های منطقه احساس کنند هر بحران سیاسی می‌تواند صادرات آنها را در هرمز متوقف کند، طبیعی است که میلیاردها دلار برای ساخت خطوط لوله، پایانه‌ها و مسیرهای جایگزین سرمایه‌گذاری کنند. به بیان ساده: بحران امروز می‌تواند سرمایه‌گذاری برای حذف ریسک هرمز در فردا را توجیه کند. این همان تهدید خاموش است. ♦️ نباید ظرفیت جایگزین امروز را با ظرفیت جایگزین فردا اشتباه گرفت البته یک نکته بسیار مهم وجود دارد. هنوز نمی‌توان گفت هرمز قابل جایگزینی کامل است.
طبق برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی، ظرفیت قابل استفاده مسیرهای جایگزین فعلی بسیار پایین‌تر از حجم نفتی است که در شرایط عادی از هرمز عبور می‌کرد. مسیرهای اصلی جایگزین شامل خط شرق ـ غرب عربستان و خط نفت ابوظبی به فجیره هستند و مجموع ظرفیت قابل استفاده آنها حدود ۳٫۵ تا ۵٫۵ میلیون بشکه در روز برآورد شده است. بنابراین: هرمز امروز همچنان یک گلوگاه بی‌بدیل است. اما مسئله این نیست که امروز جایگزین کامل دارد یا ندارد. مسئله این است که: آیا جهان در حال ساختن ظرفیت جایگزینی برای فرداست؟ پاسخ، به‌وضوح، مثبت است. ♦️ خطر دوم؛ تغییر محاسبه ژئوپلیتیکی کشورهای منطقه کشورهای ساحلی خلیج فارس اکنون یک تجربه راهبردی مهم به دست آورده‌اند: وابستگی بیش از حد به یک مسیر صادراتی، یک آسیب‌پذیری است. بنابراین حتی اگر فردا بحران پایان یابد و هرمز دوباره به شرایط عادی برگردد، انگیزه برای حفظ مسیرهای جایگزین از بین نخواهد رفت. این نکته بسیار مهم است. ممکن است بحران تمام شود؛ اما درس بحران باقی بماند. و سرمایه‌گذاری انجام‌شده نیز به‌سادگی از بین نمی‌رود. خط لوله‌ای که ساخته شد، پایانه‌ای که توسعه یافت و قراردادی که برای مسیر جایگزین امضا شد، بعد از پایان جنگ نیز باقی می‌ماند. در نتیجه، هر بحران می‌تواند یک لایه دیگر از وابستگی جهان به هرمز را کاهش دهد. ♦️ یک خطای بزرگ دیگر نباید تصور کرد که با توسعه خطوط لوله، هرمز به‌سرعت بی‌اهمیت می‌شود. این برداشت نیز ساده‌سازی است. بخش مهمی از تجارت انرژی، به‌ویژه LNG، همچنان به حمل دریایی وابسته است و برای بخش بزرگی از صادرات گاز قطر و امارات، جایگزین واقعی و هم‌ظرفیت برای هرمز وجود ندارد. بنابراین سخن از «مرگ هرمز» نیست. سخن از چیزی ظریف‌تر و خطرناک‌تر است: کاهش تدریجی انحصار راهبردی هرمز. ممکن است هرمز همچنان مهم‌ترین مسیر دریایی منطقه باقی بماند، اما دیگر تنها مسیر حیاتی نباشد. و همین تفاوت می‌تواند قدرت چانه‌زنی جمهوری اسلامی را کاهش دهد. ♦️ کنترل امروز، ارزش فردا را تضمین نمی‌کند فرض کنیم فردا مشخص شود که: آمریکا نتوانسته کنترل کامل هرمز را به دست آورد. آیا این به‌تنهایی یک پیروزی راهبردی برای جمهوری اسلامی است؟ نه لزوماً. زیرا ممکن است هم‌زمان عربستان، امارات، عراق و دیگر بازیگران منطقه تصمیم گرفته باشند وابستگی خود به هرمز را برای همیشه کاهش دهند. در این صورت جمهوری اسلامی ممکن است در یک نبرد عملیاتی موفق شده باشد، اما در یک رقابت ژئوپلیتیکی بلندمدت، بخشی از مزیت خود را از دست داده باشد. این همان چیزی است که باید در محاسبات راهبردی دیده شود. پیروزی تاکتیکی، اگر به کاهش ارزش دارایی راهبردی منجر شود، الزاماً پیروزی راهبردی نیست. ♦️ چه بابد کرد؟ پاسخ را نباید فقط در «باز یا بسته کردن هرمز» جست‌وجو کرد. راهبرد آینده باید بر حفظ ارزش هرمز متمرکز شود. یعنی هرمز باید از یک «گلوگاه بحران» به یک شریان امن، قابل پیش‌بینی و اقتصادی برای تجارت منطقه‌ای و جهانی تبدیل شود. هرچه هرمز امن‌تر، باثبات‌تر و اقتصادی‌تر باشد، انگیزه جهان برای سرمایه‌گذاری جهت حذف آن کمتر خواهد شد. در مقابل، هرچه هرمز پرریسک‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر شود، سرمایه‌گذاری برای دور زدن آن توجیه اقتصادی بیشتری پیدا می‌کند. بنابراین یک اصل مهم باید وارد محاسبات سیاست‌گذاری جمهوری اسلامی شود: «قدرت هرمز فقط در توان بستن آن نیست؛ در نیاز جهان به باز بودن آن است.» ♦️ از «تهدید» هرمز به «مزیت» هرمز جمهوری اسلامی ابران می‌تواند یک تغییر پارادایم ایجاد کند. به جای اینکه هرمز عمدتاً در ادبیات امنیتی جهان با واژه‌هایی مانند: انسداد، مین، موشک، جنگ، نفتکش و بحران شناخته شود، باید تلاش شود با مفاهیمی مانند: امنیت انرژی، آزادی کشتیرانی، تجارت، ترانزیت، خدمات بندری، بیمه، سوخت‌رسانی و همکاری منطقه‌ای نیز تعریف شود. این به معنای کنار گذاشتن بازدارندگی نیست. برعکس؛ بازدارندگی زمانی پایدارتر است که با منافع اقتصادی مشترک همراه شود. هرمز باید آن‌قدر برای همه طرف‌ها ارزشمند باشد که هیچ‌کس به‌آسانی نتواند از کنار امنیت و ثبات آن عبور کند. ♦️ سؤال راهبردی واقعی امروز ممکن است رسانه‌ها از ما بپرسند: آمریکا هرمز را در اختیار دارد یا جمهوری اسلامی؟ اما سؤال مهم‌تر برای تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی ایران این است: «ده سال دیگر چند درصد از انرژی خلیج فارس هنوز مجبور خواهد بود از هرمز عبور کند؟» اگر پاسخ این سؤال به‌طور مستمر کاهش یابد، باید نگران بود. زیرا آنچه از دست می‌رود فقط چند میلیون بشکه نفت نیست. آنچه از دست می‌رود، قدرت ناشی از یک موقعیت جغرافیایی است. 📌 جمع‌بندی راهبردی هرمز امروز همچنان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است و مسیرهای جایگزین هنوز توان جایگزینی کامل آن را ندارند.
اما اتفاق مهم‌تر در حال رخ دادن است: جهان در حال یادگیری چگونه بدون وابستگی کامل به هرمز زندگی کند. این روند شاید امروز هنوز نتواند هرمز را بی‌اهمیت کند. اما اگر ادامه پیدا کند، می‌تواند در سال‌های آینده بخشی از قدرت ژئوپلیتیکی آن را فرسوده کند. از این منظر، خطر اصلی برای جمهوری اسلامی این نیست که: «آیا آمریکا امروز توانسته هرمز را کنترل کند؟» بلکه این است که: «آیا جهان در حال ساختن آینده‌ای است که در آن کنترل هرمز دیگر اهمیت گذشته را نداشته باشد؟» و اینجاست که باید با صراحت گفت: «نبرد واقعی هرمز شاید نبرد بر سر عبور چند نفتکش امروز نباشد؛ نبرد بر سر این است که آیا هرمز در آینده همچنان آن‌قدر ضروری خواهد بود که جغرافیای آن برای جمهوری اسلامی قدرت تولید کند یا نه.» هرمز را نباید فقط حفظ کرد؛ باید ارزش راهبردی آن را حفظ کرد. این تفاوت میان حفظ یک آبراه و حفظ یک اهرم ژئوپلیتیکی است. و شاید مهم‌ترین هشدار راهبردی امروز همین باشد: ممکن است هرمز را از دست ندهیم؛ اما اگر ارزش آن را از دست بدهیم، بخشی از قدرت راهبردی خود را از دست داده‌ایم. https://t.me/sarrafsokhan🍀🌺🌸