سَرو | یادداشتهای زیرزمینی
از پیام ریپلای شده تقریباً پنج ماه میگذره.....😊
بالاخره تمام شد...
اشکال بزرگ کتاب برای من این بود که نویسنده برای تشریح روش ها از کتاب هایی مثال می زد که اغلب برای من ناشناخته بودند خصوصا که چاپ نخست کتاب در سال 1940 منتشر شده و حتی از حیث زمان هم فاصله ی 80 ساله با امروز دارد
و یا مثلا اینترنت، به عنوان یک ابزار،جایگاهی در این کتاب ندارد؛هرچند که با فهم منظور نویسنده می توان تطبیق داد و از این امکان هم برای مطالعه ی بهتر بهره گرفت
مطالعه ی این کتاب به کندی پیش رفت و گاهی به مثابه ی یک ترمزگیر در مطالعه ی کلی من عمل می کرد
چون ناگزیر بودم هنگام خواندن روش هایی را به کار بگیرم که برای نخستین بار زمان بر بودند
حالا هم که مطالعه اش به اتمام رسیده احساس می کنم که بخش هایی از کتاب را به وضوح در خاطر ندارم
خصوصا که با یک متن حجیم آموزشی مواجهیم و عمده ی مطالب کاربردی، مفید و غیرقابل چشم پوشی هستند
بهترین راه برای تثبیت مطالب کتاب پیاده کردن آموخته ها در هنگام مطالعه است؛ البته که هدف کتاب هم جز این نیست
اگرچه در ابتدا سرعت خواندن کند می شود اما به نتیجه و ارزشی که این سبک مطالعه می آفریند می ارزد
در پایان توصیه می کنم برای بهتر بهره بردن از کتاب،در کنار مطالعه از خلاصه برداری غافل نشوید...
"وَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ ۖ
وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ ۗ
وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ"
چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، در حالیکه خیر شما در آن باشد؛ و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید، در حالیکه برایتان بد باشد.
خدا میداند و شما نمیدانید.
📖 سوره بقره، آیه ۲۱۶
و اما هَرَس
دومین اثر خانم نسیم مرعشی:
هرس داستان هراس از جنگ است،جنگی که آتش بس شد و تمام شد اما زندگی مردم عادی نشد.
مثل نوال که زندگی اش با جنگ به کلی تغییر میکند و تا سالهای سال، نه نوال دوباره نوال میشود نه نخلها دوباره خرما میدهند و نه خرمشهر دوباره آباد میشود… .
کتاب روایت خیلی تلخی از جنگ دارد، شخصیت پردازی و فضاسازی عالی به کتاب تعلیق و کشش بی نظیری داده است. زمان داستان دائماً بین گذشته و حال، در حال تغییر است و همینطور راوی داستان بین رسول و نوال تغییر میکند.
#پیشنهادی
.
"...همه در پروندهای گم شدهایم که کسی نویسندهاش نیست. هر کس گناه را میدهد دست همسایه، تا شاید صبح، مأمورها در خانهی خودش را نزنند. اما میزنند. تو مقصری، بیآنکه بدانی به چه. و آن که نفرین میکند، خودش اولین زندانی است..."
.