eitaa logo
مؤسسه سرو استوار
323 دنبال‌کننده
6.4هزار عکس
3.5هزار ویدیو
42 فایل
🔺کانال «سرواستوار» در ایتا: 🔸ایتا: http://eitaa.com/sarveostovar 🆔ارتباط با ما @sarveostovaradmin3
مشاهده در ایتا
دانلود
📜 📌 🔘 ۴۵ / خرید مبل ایشان خاطره ای را خودشان نقل می کردند و فرمودند که : چون قبل از انقلاب همه اش مبارزه و زندان و تبعید و اینها بود و ما نبودیم که بچه‌ها خیلی خلأ نبود پدر را احساس نکنند لذا من برای اینکه بیشتر در داخل خانه حضور داشته و کنار بچه ها باشم ، به دفتر گفتم ، که یک دو نفره ( نه یک سرویس ) برای ما تهیه کنند که وقتی داخل خانه و زندگی شخصی می روم روی مبل باشم که کمر و پایم درد میگیرد راحت باشم ، ضمناً بتوانم در آن فرصت به کارها هم برسم ، نامه‌ها و گزارشها را مطالعه کنم ، در ضمن در خانه حضور داشته باشم تا بچه ها وجود پدر را احساس کنند . بعد فرمودند یک روز آمدم دیدم ، این را که آورده اند ، خانواده ما آن را بیرون گذاشته اند . به ایشان گفتم که چرا بیرون گذاشتید؟ خانواده گفتند: که آقا! تا حالا در خانه ما مبل نبوده ، تا الان زندگی ما بوده ، الان هم مبل در خانه نیاورید ... فرمودند : گفتم این را از پول شخصی ام تهیه کردند نه از پول دفتر ، آن هم بخاطر اینکه حضورم در خانه بیشتر باشد . گفتند خیلی خب ، حالا اگر این باعث می‌شود شما حضورتان در خانه بیشتر باشد ، بچه‌ها بیشتر پدر را احساس بکنند ، ما این مبل دو نفره را تحمل می کنیم . بعد من ( آقای مروی ) ماجرا را از دوستان دفتر سوال کردم. گفتند: این یک مبل بود ، این را تهیه کردیم ، دادیم تعمیرش کردند، پارچه روی آن کشیدند و برای آوردیم . 📚 ویژه نامه تداوم آفتاب ص79 ، 80 🔸 کانال «مؤسسه سرواستوار» در ایتا : http://eitaa.com/sarveostovar
📜 📌 🔘 ۵۱ / دوران رهبری ، ساده زیستی یک خاطره دیگر ، همین ایام ماه مبارک بود . برای قضیه ، ما در دفتر مانده بودیم . شب با یکی از دوستانِ دفتر ، به نمازِ رفتیم . بعد از نماز ، آقا فرمودند: چطور شما این موقع ( موقع افطار ) در دفتر هستید؟ گفتیم: برای استهلال مانده‌ایم. فرمودند: خیلی خب ، را برویم منزل ما . ما هم دلمان می خواست که برای افطار منزل آقا برویم ، ولی هم می کردیم. گفتیم : نه آقا ، در دفتر غذا تهیه کردند.فرمودند : بیایید برویم! ما هم رفتیم. این آقای که پذیرایی می‌کند ، مقداری و و و آورد. ما مقداری نان و پنیر یک مقدار هم حلوا خوردیم ، ولی بودیم که غذا را بیاورند بالاخره افطار است و با غذایی باید ادامه پیدا کند. چون ما کنار نشسته بودیم ، ایشان چشمشان توی چشم ما نمی افتاد، مقداری آزادتر بودیم. این آقای حاج ناصر که می‌آمد ، من یک جوری علامت دادم که چیزی ادامه دارد یا نه ؟ که اگر ادامه ندارد ما همین را بخوریم و گرسنه نباشیم. اگر ادامه دارد ، خب خودمان را به اینها سیر نکنیم. علامتی دادم و ایشان گفت : نه ادامه ندارد. ما هم همان نان و حلوا و نان و پنیر را خوردیم ، ولی اگر دفتر می‌آمدیم ، قطعاً غذایی که در دفتر درست کرده بودند ، برای همین پرسنلی که شیفت کاری داشتند از غذای حضرت آقا بود. بعد که افطار کردیم و حضرت آقا تشریف بردند داخل ، ما به آقای حاج ناصر عرض کردیم که این چه افطاری بود ؟! اگر ما دفتر بودیم یک غذای حسابی به ما می‌دادند. ایشان گفت : که خانواده حضرت آقا مشرف شدند و قبل از رفتن ، یک قابلمه بزرگ از این حلواها درست کردند . به اندازه این سه چهار شب ، افطارمان هرشب حلوا است و با حضرت آقا نان و پنیر و حلوا می خوریم . گفتم چه کار می کنید ؟ ایشان گفت : برای سحر ، ما درست میکنیم و به اندازه ، برای حضرت آقا آبگوشت می‌دهیم و بقیه اش را هم خودمان می خوریم. این آقا بود . از این نمونه‌ها تقریباً فراوان است که واقعاً زندگی آقا ، یک زندگی کاملا زاهدانه است . یعنی من می توانم به جرئت عرض بکنم که زندگی ایشان از نظر کیفیت با قبل از انقلاب نکرده است . البته تعداد اولاد بیشتر شده‌اند . ، و و یک مقدار فضای بیشتری لازم است ، اما کیفیت زندگی هیچ فرقی نکرده است ، همان زندگی ، همان خانه ، همان امکاناتی که ایشان در دوره قبل از انقلاب در مشهد داشتند ، ما شاهدیم الان همان وضعیت است . 📚ویژه نامه تداوم آفتاب،ص 80 ، 81 ( گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین ) 📎 به نقل از سیره آقا 🔸 کانال «مؤسسه سرواستوار» در ایتا : http://eitaa.com/sarveostovar
📜 📌 🔘 ۵۸ / دوران رهبری ، منابع اطلاعاتی این گزارش ها دو بخش است : یکی از کانال‌های است ، یک بخش هم در دفتر داریم به عنوان که در دوره ریاست جمهوری حضرت آقا هم بود و الان هم هست که خیلی هم گسترده و فعال است . این ، هم هایی است که مردم می فرستند و هم هایی است که می زنند ، که همه ثبت می شود ، بعداً می‌شود و خدمت داده می‌شود . در این نامه ها و تلفن ها خیلی از حرفهای هست ، نظراتشان ، مشکلاتشان ، گرفتاری هایشان ، انتقاداتشان ، همه هم خلاصه می‌شود و در یک جزوه ، هر روز مسئول ارتباطات مردمی ، خدمت آقا تقدیم می کند. صبح به صبح روی میز آقا می گذارند ، که این خودش یک دریچه بزرگی است به سوی همه مردم. یک وقتی یادم هست یکی از دولت‌ها -دولت آقای هاشمی یا آقای خاتمی- خدمت بودند،ایشان فرمودند:من بعضی از طرح‌ها و نظراتی را که به آن می‌رسم،بر اساس همین اطلاعات است که از همین ارتباطات مردمی به دست من می‌رسد،می‌بینم عجب نکات خوبی است ،من کاملا استفاده می کنم. غیر از این هر کدام از دستگاه های سیاسی ، فرهنگی ، امنیتی و اقتصادی در کشور ، به نوعی گزارش‌های کاری خودشان را ، شرایطشان ، موقعیتشان ، تحلیل هایشان ، پیشنهادها و انتقاداتشان را برای آقا می‌فرستند. از این دستگاه‌های رسمی هم همه نوع گزارش می‌آید و همه اینها خدمت آقا داده می‌شود. 📰 ویژه نامه تداوم آفتاب ( روزنامه جام جم ) مرداد ۱۳۸۷ ، مصاحبه با حجت الاسلام مروی 📎به نقل از سیره آقا 🔸 کانال «مؤسسه سرواستوار» در ایتا : http://eitaa.com/sarveostovar
📜 📌 ۵۹/ میز و صندلی قدیمی ⭕️ آیة‌الله سید محمود هاشمی شاهرودی(ره): زندگی شخصی آقا از و سلامت خاصی برخوردار است. این سادگی به زندگی نزدیکان ایشان نیز سرایت کرده است. و فرزندانشان اهل نیستند. همین اعتقاد ، آنان را از سوء استفاده از مقام و موقعیت بازداشته است. من این سادگی را در منزل ایشان به تماشا نشسته‌ام. روزی معظم له مرا به کتابخانه خود دعوت کردند. من در آنجا یک بسیار ساده و دیدم در کنار نیز یک صندلی بود. هر دوی آن میز و صندلی، مربوط به قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بود. مقام معظم رهبری در ساده‌ی خود هنوز از همان میز و صندلی استفاده می‌کنند. 📗 پرتوی از خورشید، ص۵۱ 📎 به نقل از سیره آقا 🔸 کانال «مؤسسه سرواستوار» در ایتا : http://eitaa.com/sarveostovar
📜 📌 🔘 ۵۹ / دوران جنگ ، شوخ طبعی آقای کبیری : آقا در جبهه با رزمندگان ، گرم و بودند و در عین حالِ رعایت مسائل نظامی و انضباطی و داشتن قاطعیت و نظم ، با آنان هم می‌کردند. مثلاً روزی که از بازدید داشتند ، دو لشکر محمد رسول الله و سید الشهدا ، در یک جا جمع شدند و سخنرانی کردند. در یکی از فرازهای سخنرانی ایشان ، یکی احساس کرد که باید بگوید و بلند شد و گفت : تکبیر . همه تکبیر گفتند. آقا این نکته را گوشزد کردند که همه جا نباید تکبیر گفت و تکبیر در وسط سخنرانی ، رشته سخن را از دست سخنران می‌گیرد. همین که حرف ایشان تمام شد ، یکی دیگر از بچه ها بلند شد و گفت: . آقا فرمودند: سر به سر من پیرمرد میگذارید؟ باز یکی دیگر بلند شد گفت: . اینجا دیگر آقا و همه بچه‌ها خندیدند و بعد هم سخنرانی خود را ادامه دادند. 📚 کتاب خورشید در جبهه ، ص 42 📎 سیره آقا 🔸 کانال «مؤسسه سرواستوار» در ایتا : http://eitaa.com/sarveostovar
📜 📌 🔘 ۶۰ / ساده زیستی ، زیلوی ساییده شده 🎙راوی: سردار شهید نورعلی شوشتری: 💠 مقداری در خانه مقام معظم رهبری بود. آنها را جمع کردیم و فروختیم و یک مقدار هم پول از خودم روی آنها گذاشتم ، تا به جای آن زیلو ها برای منزل فرشی تهیه کنیم. وقتی زیلو ها را عوض کردیم و را پهن نمودیم ، آقا تشریف آوردند و فرمودند: اینها دیگر چیست؟! گفتم زیلو ها را عوض کردیم. فرمودند: اشتباه کردید که عوض نمودید ، بروید همان زیلوها را بیاورید. اصرار را بی فایده دیدم و با هزار رفتم و زیلوها را پیدا کردم و توی خانه انداختم ، زیلوهایی که واقعاً به آنها نگاه میکردی می دیدی که در آمده و شده اند. 📚 منبع:ماه در آینه ، ص ۱۷۰ 📎 سیره آقا 🔸 کانال «مؤسسه سرواستوار» در ایتا : http://eitaa.com/sarveostovar
📜 📌 🔘 ۷۰ / فیلمبرداری ممنوع حجت الاسلام سید علی اکبر حسینی : 💠 زندگی مقام معظم رهبری آیت الله خامنه‌ای بسیار و در پایین ترین سطح و با کمترین امکانات است. معظم‌له مانند معمولی ترین افراد جامعه زندگی می کنند . ما زمانی خدمت ایشان رفتیم و از درخواست نمودیم ، تا اجازه بفرماید از داخل منزلشان و وضعیت زندگیشان کنیم تا مردم وضعیت زندگی رهبر خود را ببینند و بفهمند که ایشان چگونه زندگی می کند. آقا فرمودند: اگر شما بخواهید زندگی مرا نشان بدهید می ترسم خیلی ها نکنند. 📚 جلوه آفتاب ، ص ۳۵ 📎 سیره آقا 🔴کانال و صفحه «مؤسسه سرواستوار» در ایتا، روبیکا و روبینو👇👇 🔸ایتا: http://eitaa.com/sarveostovar 🔹روبیکا: https://rubika.ir/sarveostovar_official 🔸روبینو: https://rubika.ir/sarveostovar_ir