eitaa logo
سطر ناتمام
124 دنبال‌کننده
23 عکس
5 ویدیو
0 فایل
ارتباط: @Nevisandeee
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 نقد و بررسی آثار چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر یادداشت چهارم: قایق سواری در تهران ✓ عوامل فیلم: - نویسنده: پیمان قاسم خانی - کارگردان: رسول صدر عاملی - تهیه کننده: روح الله سهرابی ــــــــــــــــــــــــــــ مرکز تخصصی هنر و رسانه https://eitaa.com/hwr1400
🔰 نقد و بررسی فیلم سینمایی «قایق سواری در تهران» نویسنده: علی سلیمی بنی ------ قایق سواری در تهران فیلمی درباره بازگشت دوباره آدم‌های جامعه به وضع خوبی است که در گذشته داشته‌اند و کنار گذاشتن فاصله‌های شرقی-غربی‌ای که در طی دو،سه دهه گرفتار آن شده‌اند. فیلم برای این دغدغه ایده‌‌ای دارد؛ اینکه یک دیگر را درک کنیم و غربی‌ها کمی سمت شرق برگردند و شرقی‌ها هم کمی سمت غرب. همه چیز در فیلم در خدمت این ایده است و با آن تناسب دارد. در کل قایق سواری در تهران به نویسندگی پیمان قاسم خانی و کارگردانی رسول صدر عاملی، فیلمی است که هم نمره بالایی می‌گیرد و هم حرف برای گفتن دارد. فیلم به نوعی کمدی رمانتیک است و داستان از اینجا آغاز می‌شود که یک جمع دانشجویی از دهه هفتاد با هم قرار گذاشتند هر سال دور هم جمع شوند؛ مازیار و هدیه دو نفر از این جمع هستند که در همان سال‌های دانشجویی بینشان رابطه عاطفی وجود داشته اما مازیار به آمریکا مهاجرت کرده است؛ حالا ۲۵ سال بعد، مازیار با بازی قاسم خانی، به ایران برگشته و اعلام می‌کند که می‌خواهد با دختر جوانی ازدواج کند اما جا به جا شدن موبایلش در دورهمی با موبایل هدیه که سحر دولتشاهی نقشش را بازی می‌کند، اتفاقاتی را رقم می‌زند. مهمترین نقطه قوت فیلم، فیلمنامه منسجم است و در دورانی که عمده اشکالات فیلم‌های ایران فیلمنامه است، این نقطه قوت چیز با ارزشی است. نویسنده، همه چیز را هنرمندانه و با علت دراماتیک در خدمت ایده خود قرار داده است. برای مثال مازیار به بیمارستان هاشمی رفسنجانی رفته اما هدیه به دنبال او اشتباهی به بیمارستان شهید هاشمی نژاد رفته است که هر اسم نماد گروهی است. آن‌ها برای رسیدن به هم باید مسیری را طی کنند که برای مازیار از غرب به سمت شرق است و برای هدیه از شرق به غرب. هر دو عجله دارند ولی تا مقصد بیشتر از انتظارشان زمان نیاز است؛ مشکلات در مسیر، هم از سوی خودشان است، هم طبیعت چنین مسیری است و باید با آن کنار بیایند. رسیدن هدیه و مازیار به هم، هم مشکل پدر داشتن را برای دختر هدیه حل می‌کند، هم نامزد مازیار که بخاطر موقعیت مازیار به او نزدیک شده را به عشق واقعی می‌رساند. از این دست موارد بسیار زیاد است و جهان استعاری فیلم به دقت توسط نویسنده فیلم و کارگردان آن ساخته شده است؛ اما این موضوع اصلاً توی ذوق نمی‌زند و مخاطب احساس نمی‌کند این وقایع به زور کنار هم چیده شده است تا پیامی رسانده شود. البته این به معنای بی نقص بودن فیلمنامه نیست؛ مواردی پیدا می‌شود که با قاضی کردن منطق خود جهان داستان هم درست چفت و بست پیدا نکرده؛ مثل اینکه مازیار با وجود عجله زیاد و نپذیرفتن دقایقی صبر کردن، به یک باره می‌پذیرد که برود به سمت خانه نیلوفر؛ اما در کل فیلمنامه نمره بالایی می‌گیرد. بعد از مهمترین نقطه قوت فیلم، برسیم به مهمترین نقطه ضعفش که دو تکه بودن شدید فیلم است. دنیای کمدی رمانتیک فیلم از ابتدا جوری نیست که مخاطب به خوبی کشفش کند؛ برای همین اواسط فیلم، مخاطب احساس می‌کند چرا ناگهان فضای فیلم تغییر کرد؟! کمی طول می‌کشد که بفهمد هان من با یک کمدی رمانتیک طرفم! اگر این جهان از ابتدا کشف شدنی ساخته می‌شد با اثری بسیار بهتر و چه بسا فیلمی ماندگار مواجه می‌شدیم. هرچند بازی‌ها در فیلم خیلی چشمگیر نیست اما موقعیت‌ها را پیش می‌برند و چیزهایی که باید برسانند را می‌رسانند. موسیقی با حال و هوای فیلم به خوبی تناسب دارد و دلنشین است. از دوربین هم چیزی که انتظار می‌رود دیده می‌شود؛ کلوزآپ نداریم و نمایش چند باره شهر با نماهایی از بالا، به خوبی تعمیمی که مقصود سازندگان است را برجسته می‌کند. قایق سواری در تهران می‌گوید این آدم‌هایی که امروز از هم فاصله گرفته‌اند همان آدم‌های سابق هستند فقط باید کمی تلاش کنند فاصله‌ها را کم کنند و برگردند. مثلاً امروز رمز موبایل مازیار ساده است، همانطور که رمز کیفش در دهه هفتاد ساده بود؛ مازیار دلش برای تهران تنگ شده همانطور که قبل از مهاجرت گفته بود و یا همچنان دلش پیش هدیه گیر است و نسبت به او کنجکاو. فیلم نمی‌گوید مشکلات وجود ندارد اما یکی از نقاط مثبتش این است که در مشکلات بن بست نمی‌سازد؛ از رفتار هدیه با آشپز رستورانش گرفته که معطل گلایه‌های او از وضع موجود نمی‌ماند و سریع سراغ ادامه کار می‌رود و امید دارد که سفارشات بیشتری بگیرد و اوضاع را بهتر کند، تا پایان بندی فیلم، همگی بر این حل شدنی بودن مشکلات دلالت دارند. بحث‌های زیادی درباره فیلم وجود دارد که در این مجال نمی‌گنجد اما در نهایت، فیلم حرف برای گفتن دارد؛ هرچند ممکن است بعضی با ایده ساده اما جالب و عمیقش موافق نباشند ولی نمی‌توان به آن احترام نگذاشت و آن را ندید و نشنید. باعث خوشحالی است که سینمای ایران قاسم خانی و صدرعاملی را دارد و حرف‌هایی شنیدنی در آن ساخته می‌شود. ------ مرکز تخصصی هنر و رسانه @hwr1400
🔰 نقد و بررسی آثار چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجریادداشت پنجم: آرام بخش ✓ عوامل فیلم: - نویسنده: سعید زمانیان و پدرام پورامیری - کارگردان: سعید زمانیان - تهیه کننده: مجتبی رشوند ــــــــــــــــــــــــــــ مرکز تخصصی هنر و رسانه https://eitaa.com/hwr1400
🔰 نقد و بررسی فیلم سینمایی «آرام بخش» نویسنده: علی سلیمی بنی --------------- آرام با بازی الناز شاکردوست، زنی مجرد و چهل ساله است که چند سالی است سرپرستی دختر بچه‌ای را پذیرفته و سعی می‌کند زندگی شیرین و آرامی را با دخترش داشته باشد اما اتفاقاتی که در گذشته او رخ داده، بحران‌هایی را ایجاد می‌کند. یکی از چیزهای ناراحت کننده درباره فیلم آرام بخش، همین نگاه جبرگرایانه به گذشته و گریزناپذیری از آن است. ارجاعات و دلالت‌های فیلم می‌گوید گذشته گریبان ما را رها نخواهد کرد و نهایتاً، می‌توانیم خود را با آرام بخش و مسکّن، مدتی به غفلت بزنیم. مثلاً همان سپردن آرام در کودکی به پدر و مادری دیگر، امروز گریبان‌ او را می‌گیرد؛ اگر روزگاری جنگ باعث شده است آرام به عمویش سپرده شود، امروز هم دوباره همان موضوع باعث می‌شود به خانه‌ی آرام حمله شود و مسئول بهزیستی به او می‌گوید در خانه‌ای که جنگ و دعواست نمی‌توان بچه نگهداری کرد. اتفاقات گذشته، آرام را درگیر مشکلات روانی کرده و باید به روانپزشک مراجعه کند و مسکّن مصرف کند؛ حتی می‌بینیم که مادر بودن و فرزند داشتن برایش آرامش آور و مسکّن است. اما در نهایت اثر مسکّن‌ها جایی تمام می‌شود و رنج‌ها دوباره هجوم خواهد آورد. کلوزآپ‌های فیلم برای نزدیک شدن و درک دنیای درونی شخصیت‌ها خوب است و تصویربرداری به جز جاهایی که لرزش بیش از اندازه دوربین آزار دهنده می‌شود، مخاطب را راضی نگه می‌دارد. اما بازی‌ها چندان خوب نیست و دنیای درونی فیلم را محسوس نمی‌کنند؛ تقریباً همه‌ی شخصیت‌ها در حد تیپ هستند و عمق پیدا نمی‌کنند. هرچند عمده مشکل، از مرحله پرداخت ضعیف شخصیت‌ها در فیلمنامه بوجود آمده اما مشکل فقط این نیست بلکه در بازی گرفتن هم نقص وجود دارد؛ چرا که می‌بینیم صابر ابر، همان صابر ابر خنثای همیشگی است؛ پورشیرازی هم همان پورشیرازی چند فیلم اخیر است که نشان می‌دهد غیر از شخصیت پردازی در بازی گرفتن نیز خوب عمل نشده است. فیلمنامه هم هرچند در شخصیت پردازی ضعف دارد ولی در مهندسی اتفاقات پی رنگ چندان بد عمل نمی‌کند به جز بخش‌های مربوط به بهزیستی که به نظر سر سری چیده شده‌اند. شخصیت آرام دوست دارد مستقل مطلق باشد و مشکلات گذشته را هم رفع کند؛ مثلا ساعت زنانه‌ای که هدیه می‌گیرد را دست نمی‌کند؛ به تندی به مادرش می‌گوید من شبیه دختران دیگر نیستم؛ برای اینکه غرورش حتی کمی لکه دار نشود، در بین مشکلات دیگری که دارد، از شغلش هم استعفا می‌دهد. او خیلی سعی می‌کند که زندگی متفاوتی از گذشته برای خود و فرزندش بسازد اما فرزندش را از او می‌گیرند و او با این مقاومت تک نفره و کمک نخواستن از دیگران، نمی‌تواند بچه‌ را پس بگیرد و در نهایت درخواست کمک می‌کند؛ اما به نظر می‌رسد این کوتاه آمدن بیشتر از اینکه نقدی باشد بر این خوانش از فمینیسم، تایید و تاکید دیگری است بر اینکه در چنین جامعه‌ای هر کاری هم بکنی، باز هم مقهور گذشته‌ها، روندها و چارچوب‌هایش و عقاید قدیمی‌ می‌شوی. برای مثال آرام هرچند امروز زندگی می‌کند اما بازهم بخاطر اینکه پدرش همچنان عقیده دارد باید برای دیگران تعیین تکلیف کند، تحت فشار قرار می‌گیرد؛ چند سال قبل، ازدواج آرام با کسی دوستش داشته را پدرش بهم زده و حالا اصرار بر ازدواج کردن او دارد؛ خانواده‌اش می‌گویند فرزند باید از خون خود آدم باشد و دختری که آرام از بهزیستی آورده به رسمیت شناخته نمی‌شود. در نهایت هم همانطور که در خواب آرام می‌بینیم، این خانه در حال سوختن است، هرچند به واسطه برگشتن این کودک، به شکل مسکّن گونه از آن غافل باشیم‌. در آخر با گذر از بحث‌های بیشتری که می‌شود از ارجاعات فیلم درباره مسائلی چون گذشته، جنگ، کودکی و... بیان کرد، می‌توان گفت فیلم شاید ارزش یکبار دیدن را داشته باشد؛ زن زجر کشیده‌ای که خیلی دوست دارد مادری مهربان باشد و اگر نباشد، زنده ماندن هم برایش ارزشی ندارد و خانه‌ی زیبا و با صفایی که در آن مادر و فرزند شاد هستند و لباس های زیبا می‌پوشند، جذاب و دلنشین است اما آرام بخش واقعاً در هیچ بخشی، فیلم ویژه‌ای نیست. --------------- مرکز تخصصی هنر و رسانه https://eitaa.com/hwr1400
🔰 نقد و بررسی مستند «ایستاده در کنار تیمز» - برنده سیمرغ بلورین بهترین مستند از چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر متن یادداشت ✓ عوامل فیلم: - تهیه کننده و پژوهشگر: زهره نجف زاده - نویسنده و کارگردان: سید مصطفی موسوی تبار ــــــــــــــــــــــ مرکز تخصصی هنر و رسانه https://eitaa.com/hwr1400
🔰 نقد و بررسی مستند «ایستاده در کنار تیمز» نویسنده: علی سلیمی بنی ----- مستند ایستاده در کنار تیمز، به سراغ شخصیت و شهیدی بزرگ و موثر اما گمنام، یعنی شهید سید محمد صنیع‌خانی، بنیان‌گذار و فرمانده ترابری سپاه رفته و گویی از این دریچه به بخشی مظلوم و مغفول در جنگ، یعنی لجستیک و ترابری نیز پرداخته است. مستندی که در نه تنها در مضمون بلکه در فرم هم نمره بالایی می‌گیرد و توجه جشنواره‌های مختلف از جمله فجر و سینما حقیقت مؤیدی بر این موضوع است. هم شهید صنیع‌خانی سوژه بکری است، هم ترابری سپاه و به هم دلیل همانند بسیاری از مستند‌های موفق، خود سوژه کمک شایانی به اثر کرده است؛ اما به نظر همین دوتا شدن سوژه‌های بکر، مهمترین نقطه ضعف مستند است. مستند بین پرداخت به زندگی شهید و ترابری جنگ گیر می‌کند و این دو خوب به یکدیگر چفت نمی‌شوند؛ هر چند به نظر قرار است شخصیت شهید، ترابری را به مستند ربط بدهد ولی این ارتباط کامل در نیامده؛ به جز گزارش کاری که شهید از ترابری می‌دهد و مواردی که در مصاحبه‌‌ها به نقش شهید اشاره می‌شود، نقش او ملموس نمی‌شود. همین ناکافی بودن حلقه ربط، باعث شده بخش‌های مربوط به ترابری نیز از یکدیگر گسسته باشند؛ گویی با چند مستند کوتاه که هر کدام کار بزرگ و افتخار آمیزی از ترابری جنگ را روایت می‌کند مواجهیم. مشکل دیگر این است که هر چند مستند درباره شهید صنیع‌خانی است اما ما به خوبی با ابعاد مختلف زندگی شهید آشنا نمی‌شویم؛ اینکه کجا به دنیا آمد و بزرگ شد، چگونه تربیت شد، نقاط عطف زندگی‌اش چه بود و در نهایت اینکه چطور صنیع‌خانی فرمانده بزرگ جنگ، تبدیل شد به صنیع‌خانی کنار رودخانه تیمز، به خوبی ملموس نمی‌شود؛ گویی دو نفر جدا از هم هستند که در جایی به یکدیگر می‌رسند. با این حال با اطمینان می‌توان گفت حق مطلب درباره بزرگی و بزرگواری شهید و نیروهای ترابری جنگ تا حد مطلوبی ادا شده و سوژه‌ها حیف نشده‌اند. یکی از قابل توجه‌ترین اتفاقات در این مستند، استفاده حساب شده از هوش مصنوعی در تولید تصاویر است برای رفع خلأ آرشیو. این استفاده‌ی به اندازه و در خدمت اثر، می‌تواند الگو‌یی موفق در این زمینه برای مستندسازان باشد؛ خصوصاً در شرایطی که در بسیاری از موارد مشابه، تصاویر تولیدی با هوش مصنوعی، گسست فرمی و بصری نامطلوبی ایجاد می‌کنند و به کار ضربه می‌زنند. در ایستاده در کنار تیمز، نه تنها اینگونه نیست بلکه اتفاقا تصاویر در خدمت انسجام بصری نیز در آمده و به انتقال حس و حال مد نظر کارگردان کمک کرده است. برای مثال در بخش مربوط به حضور شهید در انگلستان برای درمان، تصاویر تولیدی به خوبی احساس غربت و تنهایی مد نظر سازندگان را منتقل می‌کند. زحمت سازندگان هم در دست یافتن به تصاویری آرشیوی، هم در مصاحبه‌ها، برای سوژه‌ای(سوژه‌هایی)که مغفول و مظلوم بوده کاملا مشخص است و به دست اول بودن و استناد داشتن اثر بسیار کمک کرده است؛ تا جایی که به نظر می‌رسد خود مستند به منبع پژوهی مهمی تبدیل شده است. البته نور پردازی چهره‌ها در برخی مصاحبه‌ها استاندارد نیست و کنتراست نوری بالا در چهره توی ذوق می‌زند‌. برای یک مستند بلند، خیلی مهم است که ریتمش افت نکند و بسیاری از مستند‌های بلند درگیر این معظل هستند اما در ایستاده در کنار تیمز ریتم به خوبی حفظ می‌شود. کات‌های به موقع خیلی به این موضوع کمک کرده است. این کات‌ها البته دو حسن مهم دیگر نیز برای مستند داشته است. یکی اینکه اثر را از سانتیمالیسم حفظ می‌کند؛ برای مثال صحنه‌های مربوط به واپسین لحظات زندگی شهید می‌توانست کش داده شود تا بیش از اندازه مسأله احساسی شود و از بیوگرافی به ملودرام جهش کنیم که کات‌های به موقع مستند را نجات می‌دهد و یکپارچگی را حفظ می‌کند. دیگری اینکه این کات‌ها اثر را از شعاری شدن دور می‌کند؛ برای مثال صحنه‌های مربوط به عملیات‌های موفق ترابری کش نمی‌آید تا با اثری شعاری مواجه باشیم. در موسیقی متن نیز اثر موفق است و لحظاتی که موسیقی داریم، اندازه حفظ می‌شود؛ موسیقی به حال و هوا کمک می‌کند ولی زیادی نیز نمی‌کند. در پایان اینکه ایستاده در کنار تمیز به تهیه کنندگی زهره نجف‌زاده و کارگردانی مصطفی موسوی تبار، هم به جهت سینمایی و مستند حرف برای گفتن دارد هم به جهت مضمون. مستند درباره‌ی ما می‌توانیم با تیکه بر ایمان، توکل و توسل است؛ درباره‌ی آدم‌هایی که به جای«من»می‌گویند«ما»؛ درباره فرمانده و نیروهایی که بیشتر رفیق و برادرند تا ارتباطاتی بی روح و بوروکراتیک؛ درباره آدم‌هایی که بی ریا، خالصانه و بدون چشم داشت خدمت می‌کنند و درباره‌ی فرهنگ جهادی است. کارهای ناممکنی که صنیع‌خانی و یارانش ممکن کردند مخاطب را به وجد می‌آورد؛ از انتقال کشتی عظیم الجثه در کوچه‌ها تا بردن قطار با کامیون! واقعیت‌هایی که به قول یکی از رزمندگان اگر به چشم نمی‌دید، خودش هم باور نمی‌کرد. ----- @hwr1400
بسم الله و بالله نائب امام زمان، بزرگترین ترین مرد دنیا، پرواز کرد. و دردم این است که فرصت عزا برایش ندارم... چرا که ما در وسط جنگ با کفر مطلق هستیم؛ دقیقاً در مرکز آن ای خداوند آسمان‌ها و زمین، ما مطیع تقدیر تو هستیم و به دنبال ادای وظیفه؛ تو را به همان عبد صالح خود سوگند می‌دهم که ما را در این امر خطیر یاری کن.
«اگر کوه‌ها را بخواهی تا همراهت به میدان نبرد روانه شوند، من آن‌ها را به حرکت درمی‌آورم. دستت را بگشا تا با تو بیعت کنم؛ بیعتی که تا آستانه شمشیر بر گردن نیز بر آن استوار بمانم.» متن بیعت سردار سیدمجید موسوی فرمانده هوافضای سپاه با رهبر جدید انقلاب ----------------------------- @satrenatamam | سطر ناتمام
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید حسن باقری: «ما اومدیم بجنگیم، جنگ یه روزش پدافنده، یه روزش صبره، یه روزش مقاومته، یه روزش استقامته، یه روزش هم شوق پیروزیه. اگر ما وابسته به شوق پیروزی باشیم، معلومه که برای دنیا داریم می‌جنگیم؛ برای اون حساب کتاب‌های خودمون نمی‌جنگیم، برای اون حساب کتاب‌هایی که خدا برامون قرار داده، برای اونا نمی‌جنگیم.» ----------------------------- @satrenatamam | سطر ناتمام
20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌بخشی از بیانات امام خمینی(ره) در دی ماه سال ۱۳۵۹: (متن کامل) 👈 را ارتش دارد آن هم رده اوّل ارتش، نه همه. اگر یک روز پیشروی می‌شود، یک روز عقب‌نشینی می‌شود. نباید این را در مجلس یا در بازار یا در نطقها طرح بکنند که چرا این طور شد. شما مطلع نیستید از کیفیت جنگ. 👈 ... و این‌ها همه از مسائلی است که آنهایی که تشخیص می‌دهند باید این امر را انجام بدهند. اشخاصی که تشخیص نمی‌دهند، ننشینند تو خانه‌هایشان در بین مردم بیایند بگویند که چرا این طور شد، چرا این طور شد؟ اینها از مسائلی است که امروز لازم است از آن بشود. 👈 من به همه نصیحت می‌کنم که راجع به جنگ که الآن ما مبتلا هستیم، نیایند اظهار نظر بکنند که «به نظر من این طور است». شما هر چه هست، اما نباید بکنید. 👈 نباید یک مطلبی را که موجب تشویش خاطر روسای ارتش است، موجب خاطر رئیس جمهور هست، موجب تشویش خاطر دولت هست، یک حرفهایی زده بشود بدون اینکه مطلع باشید دارید چه می‌کنید. شما خیال می‌کنید که می‌خواهید خدمت بکنید و به حسب واقع خدمت نیست. 👈 ... اگر خدای نخواسته به واسطه حرفهای ما، به واسطه اقدامات ما در جبهه یک سستی پیدا بشود، یک دلسردی پیدا بشود در جبهه جنگ، مسئولش همه ما هستیم. ----------------------- @satrenatamam | سطر ناتمام
کردن در صفوف متحد مردم، در همدلی بین مردم و مسئولین و فرماندهان، در قوت، قدرت، تدبیر و استحکام مردان جان بر کف میدان، بسیار چیز خطرناکی است؛ شاید خطرناک‌ ترین چیز. مقدمه‌ای است برای نابودی همه‌ چیز. هر بار تردید کردیم، باید به خود نهیب بزنیم و کمرش را بشکنیم. تقویت و خطرناک‌تر از آن، نشر این شک و تردید با هر دلیلی، ممکن است برایمان در دنیا و آخرت باشد. برای مبارزه با این موجود خبیث، شاید یکی از راه‌ها توجه به این مطلب باشد: «بهتر است با اطلاعات کم، قضاوت‌های بزرگ نکنیم.» ----------------------------- 🖇 تصویر مربوط به بخشی از پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب، آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای است. @satrenatamam | سطر ناتمام
مخالفت‌هایی که برخی با تفاهم‌نامه داشتند و دارند و با این پیام رهبری گویی جان تازه‌ای گرفتند و شیر شدند!، به نظر بنده شبیه مخالفت انقلابیون و منافقین است با محمدرضا شاه! باشد،هر دو مخالف هستید؛ اما «» نائب امام زمان کجا، لج بازی و کینه توزی و سیاسی بازی‌ها کجا! ----------------------------- @satrenatamam | سطر ناتمام