https://eitaa.com/satsojen/2226
من بعد دیدن این پیام اصلا ترک نکردم که دوباره عضو بشم که مخاطب پیامت قرار بگیرم(یوهاها پدینگتون بازی در آوردم....خیلی خوشم میاد ایکاش میشد بیشتر پدینگتون بازی دربیارم....)
#پدینگتون
~~~~~~
واوووو من عاشقتم پدینگتون .( مطمئنم با خامه تفت بدمت خوشمزه میشی.)
هوووممممممم ای خبیثثث
https://eitaa.com/satsojen/2217
ای وای برمن😭
خیلی ناراحت شدم....
وای...شاید مصلحتی توش بوده.....
#پدینگتون
~~~~~~~~~~
شاید 😭
وای اصلا امروز بحث من و مامانم همین بود که بشین درستو بخون بعد رمان بنویس بعد اینطوری شدددد
سباستین هروقت خواستی بگو بیام برا ادامه داستان
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
چشم الان خوبه؟
هورااااا یه عضو جدید تر( اصلا اینی که گفتم کلمه به حساب میاد ؟ )خوش اومدی✨✨✨
https://eitaa.com/satsojen/2276
اره اره
#امیلی
~~~~~~~~~~
یکم طول میکشه مورد نداره؟
https://eitaa.com/satsojen/2277
البته که کلمس
تو زبان امیلیایی هم وجود داره ولی معنی دقیق ترش رو میشه تو زبان سباستینایی پیدا کرد
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
اوه خب خوبه
...ادامه
بعد از اینکه قیافه جدی و قویتو مبینیم مطمئن میشم که از پسش بر میای، چون حالت چشمات جوریه که معلومه دنبال انتقام از اون تیرانداز لعنتی ای. قبول میکنم ولی میگم:«میتونی بیای و حسابشو برسی، ولی به شرطی که نمیری. اگه به مردن فکر کنی، خودم میکشمت، پس نمیر.» بعد رو به ساتسوجین میگم: « تو خودت یه پا مجروح حساب میشی، پس باید بمونی خونه و هم به زخم گربه رسیدگی کنی و هم به خودت برسی. ما میریم و تو حق نداری پاتو بیرون بزاری.»
#امیلی
~~~~~~
لبخند مرموزانه ای میزنم و بعد از پوشیدن دستکش هام باهات همراه میشم .
با دست های مشت کرده پشت سرت راه میرم تو جلوتر میری بیرون و یا اون پنجاه نفری که کمین کردن مواجه میشی ، منم پشت سرت یهو ظاهر میشم و میگم :« جذابه مگه نه ؟»
https://eitaa.com/satsojen/2278
اوکی مشکلی نیس
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
ممنون
https://eitaa.com/satsojen/2280
باشه مشکلی نیس هروقت تونستی بفرست
*تیر انداز رو نوشتم تیز انداز🤡
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
درست میکنم