https://eitaa.com/satsojen/2789
عهه قصرشونم به اسم منه🤣❤
به به
#پدینگتون
~~~~~~~~~~~~~~
داداش تمام اونا به نامت
https://eitaa.com/satsojen/2790
چه فرمانده ی باحالیه
ادم خوبیه درسته؟
#پدینگتون
~~~~~~~~~~~~~~
آره خودم خیلی دوسش دارم
https://eitaa.com/satsojen/2790
من جای وینسنت بودم پشیمون نمیشدم
به هیچ وجه پشیمون نمیشدم
#پدینگتون
~~~~~~~~~~~~~~
حیحیحیحی میبینیم
https://eitaa.com/satsojen/2820
یا خدا نه چیز اشتباه شد اصلا کیبوردم اشتباه مینویسه تقصیر من نیس
منظورم پادشاه خوب بود
#امیلی
~~~~~~
اهااااا
https://eitaa.com/satsojen/2823
وای🤣
قبلا ندیده بودم ولی الان نظاره نمودم😔
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
خوبه 🤣
https://eitaa.com/satsojen/2833
الان نه ولی تقریبا یه ساعت دیگه اره
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
باشه اشکال نداره .
سباستین الان اگه میتونی بیا
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
باشه ولی تو باید پارت بدی
https://eitaa.com/satsojen/2835
یادم نبود اوکی الان میفرستم
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
ممنون
https://eitaa.com/satsojen/2648
سباستین با تعجب میگه:«چی داری میگی؟چطور ممکنه؟» امیلی در جواب با خشم میگه:« نمیدونم. حالام یا لجبازی رو میذاری کنار و با پای خودت برمیگردی، یا یه جوری می کشونمت به سمت خونه که ارزو میکردی کاش گزینه اولو انتخاب میکردی. حالا عجله کن یکیشونو انتخاب کن .»سباستین از درد به خودش میپیچه و میگه:«به نظرت من شبیه کسیم که میتونه با پاهای خودش راه بره؟»و بعد از درد فریاد ارومی میزنه. امیلی بهش نزدیک میشه و تو گوش سباستین پچ پچ میکنه:«میتونم ولت کنم بمیری.»
(ادامه داره)
#امیلی
~~~~~~~~~~
هاهاها ولم کن بمیرممممم
ادامه:
سباستین به طرفش برمیگرده و میگه:«ولی تو اینکارو نمیکنی.»اگرچه در ته دلش یه حسی مثل ترس هست. شایدم استرس. از اینکه امیلی ممکنه رهاش کنه تا بمیره. البته قطعا به روش نمیاره. امیلی با پوزخند میگه:« از کجا مطمئنی؟» که سباستین از درد فریادی میکشه.
_یا اون گلوله های لعنتی رو در بیار و یا برو گمشو.
_این لحن برای کسی که میتونه نجاتت بده چندان مناسب نبود، ولی قبول میکنم، به شرطی که ازم خواهش کنی.
_عمرا. ترجیهم اینه که بمیرم.
_خود دانی ولی چیز سختی نیس. فقط بگو "لطفا" و زنده بمون.
ادامه داره
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
جان ما؟؟؟