eitaa logo
♪ دنیایی برای سایه ها ♪
45 دنبال‌کننده
121 عکس
335 ویدیو
1 فایل
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1dbcqqw&btn=Sebastian می دانم نیاز به صحبت با همچین پادشاه مغروری ندارید ولی باز هم اگر دردسری درست کردید یا گیر افتاده بودید من هستم . https://abzarek.ir/service-p/msg/4470490
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/satsojen/3253 کدوم ده تا ~~~~~~~~~~~~~~ ده تا راز بزرگ این سرزمین
من نمیدونموش ~~~~~~~~~~ چیو
ده تا رازو ~~~~~~~~~~~~~~ اره
نمانده در دلم دگر توان دوری ~~~~~~~~~~~~~~ از که از چه
امیلییییییی
خب ده تا رازو بگو ~~~~~~~~~~~~~~ میگفتم که دیگه راز نبود ولی خب یه پنج تاشو میگم تا از حسرت دل خون نشین ۱ سنم ۲ من چطور پادشاه شدم ۳ این دنیا چطور ساخته شده ۴ اسم واقعیم ۵ سن این دنیا
https://eitaa.com/satsojen/3262 اکنون می نویسم مرا عفو بفرما پادشاه ~~~~~~~~~~~~~~ به خاطر یکی از وزیر ها باشه
https://eitaa.com/satsojen/3264 وزیره ساتسوجینه؟😂 ~~~~~~~~~~~~~~ از کجا فهمیدی؟
https://eitaa.com/satsojen/3265 بالاخره منم یه راهایی دارم دیگه ~~~~~~~~~~~~~~ واهه
https://eitaa.com/satsojen/3083 سباستین در راه کمی عذاب وجدان گرفت، حسی که تا آن لحظه تجربه نکرده بود. عذاب وجدان از اینکه امیلی و ساتسوجین رو پیچونده بود ، در حالی که اونا فقط نگرانش بودن. ولی چاره ی دیگه ای برای سباستین نذاشته بودن. همین الانشم اگه امیلی بیدار میشد و با خبر میشد که سباستین چیکار کرده، احتمالا سباستین تا یه مدت به دلیل شکستگی دست و پا خونه نشین میشد. و دقیقا به همین خاطره که سباستین باید سعی کنه تا اثر دارو ها از بین نرفته، به موقع به خونه برگرده. ~~~~~~ بعد از اینکه تمام مسیر رو با فکر کردن گذروند به کارخونه میرسه . متروکه ست و همچنین تاریکه . کلاهش رو روی سرش محکم می‌کنه و سوییچ موتور رو داخل جیبش می‌ذاره . از در پشتی وارد میشه ، در آروم باز میشه و صدای قژ قژ ترسناکی میده اما هیچکدوم از اینا باعث تغییر حالت چهره بی روح و جدی سباستین نمیشه اگرچه هنوز حرف های اون پیرزن قلبش رو مچاله می کرد ولی هنوز سر پاست. چند قدمی که بر میداره صدایی جوان داخل کارخونه طنین انداز میشه :« بالاخره اومدی ، یکم دیر کردی . بهت نمیاد آدم نا منظمی باشی » سباستین سر میچرخونه تا کسی که داره باهاش حرف میزنه رو ببینه ولی اون تو سایه ها مخفی شده .