eitaa logo
♪ دنیایی برای سایه ها ♪
88 دنبال‌کننده
441 عکس
948 ویدیو
5 فایل
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1dbcqqw&btn=Sebastian می دانم نیاز به صحبت با همچین پادشاه مغروری ندارید ولی باز هم اگر دردسری درست کردید یا گیر افتاده بودید من هستم . https://abzarek.ir/service-p/msg/4470490
مشاهده در ایتا
دانلود
لیام دیگر طاقت نیاورد وینسنت را در آغوش کشید و گفت:«ممنونم وینسنت.فکر کردم از دست دادمت.» وینسنت اول چهره در هم کشید بعد لبخند زد و گفت :« تنها تون نمی‌ذارم قربان .» لیام چشمانش خیس شد ولی با دیدن ویلیام زود محو شدند، ویلیام بازوی وینسنت را روی دوشش گذاشت و گفت:« حالت خوبه ؟» _ خوبم. لیام هم همین را از وینسنت پرسید و اون در جواب گفت :«خوبم قربان . نیازی به نگرانی نیست.» _ معلومه که نگرانم ، یه هفته بیهوش بودی . _ متاسفم . _ نیازی به عذر خواهی نیست . فکر میکنم شما ویلیام باشید ممنونم که مراقب وینسنت بودید. ویلیام تعظیم کوتاهی کرد گفت :«کاری نکرده ام قربان.» لیام سر تکان داد و گفت :« اما لایق پاداش هستی . چی میخوای ؟» _ چیزی نیست که برای خودم بخوام . _ برای بقیه چی ؟ _ درخواست آزادی دو تا زندانی رو دارم ، اول ادوارد و دوم ریچارد . _ ترتیبش رو میدم . خودت چی ؟نمی‌خوای کنارشون باشی ؟ _ فکر نمیکنم این حق رو داشته باشم . _ بازهم مایلم برات کاری انجام بدم . ولی اینکه چه کاری رو خودت بهم باید بگی . فرصت هم زیاد داری. لیام رو به وینسنت کرد و گفت :« وینسنت مراقب خودت باش و تا وقتی کاملا خوب نشدی باید استراحت کنی. چون کار های زیادی هست که باید انجام بدیم.» _ بله سرورم.اجازه مرخصی میدید؟ _ میتونید برید. ویلیام و وینسنت از دادگاه خارج شدند ، فرمانده کنار لیام ایستاد و دست هایش را پست سرش قفل کرد و گفت :« فکر کنم دو نفر رابطه شون بهتر شده.» لیام با لبخند آهی از آسودگی کشید و گفت :« همینطور اسپنسر.» پایان فصل اول .
https://eitaa.com/zehneashfteh/2766 ممنونمممم منم میخوام گریه کنم دوست نداشتم تموم بشههه😭😭😭
https://eitaa.com/satsojen/8362 خیلی زود تموم شدددددد. ولی ویلیام فداش شم چقدر جنتلمنه. چقدر. ~~~ شرمنده ارههه خودمم خیلی دوسش دارم
خوشحالم وینست و لیام بالاخره باهم آشتی کردن و همو واقعا تا حدودی درک کردن. (ذهن مریض من در حال شیپ کردن اینا) هیچی دیگه فقط می‌تونم بگم کل این داستان شاهکار بود. ~~~ ای وای 😔🤣مریض نگو زشته خیلی لطف داری ممنونم ازت. ❤️
https://eitaa.com/zehneashfteh/2770 باور کن ایده ای برای ادامه نداشتم 😭 (البته شایدم داشته باشم 😁پیام آخر رمان رو دوباره بخون)
کرم کتاب ، هینا چان و بقیه کسایی که رمان سرباز و پادشاه رو دوست داشتید ، ممنونم که تا اینجا خوندید اگر مشتاق ادامه هستید آخرین پارت رو دوباره بخونید .
https://eitaa.com/zehneashfteh/2774 خدا نکنه خواهش میکنم
https://eitaa.com/suneyesmaybe/363 خوشحالم لذت بردی ممنون که خوندی😭✨