هدایت شده از مقر أبر ⭑
هدایت شده از ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
تا ذرهای نور میدید ترس تمام وجودش را فرا میگرفت، ترس تا استخوانش فرو میرفت و ماهیچه هایش را از هم میشکافت، اما تکان نمیخورد، خشکش میزد تبدیل میشد به مترسک داخل مزرعه، انگار عاشق نور شده بود، میخواست تا ابد در نور باشد حتی اگر نابود شود، با خیالش خوابش میبرد، از نبودش قصه میگفت و آواز میخواند، از صبح تاریک تا شب سیاه منتظر نور میماند، چشم انتظارش روی درخت می نشست و نگاه میکرد، به تاریکی خودش و دورش نگاه میکرد و فکر میکرد، خیال میبافت و آرزو میکرد، نمیدانست قاصدک چیست اما اگر میدانست حتما یکی میچید و نور را در کنار خودش بدون درد آرزو میکرد، اگر درد هم داشت باز هم خواهان او بود، آخر میدانید او تاریک بود اما ایا او تاریک بود؟
او نور بود اما آیا نور بود؟ هر چه که بود، بود، مهم نبود، ستاره بود یا زخم، درد بود یا رنج، شب بود نه او شب نبود هرگز هم شب نمیشود اخر وقتی تاریکی میدید راهش را کج میکرد، چشم هایش را میبست، حرف تاریکی هم پیش می آمد، حرفی نمیزد، بحث را عوض میکرد، میدانست دوستش ندارد، میدانست تاریک است اما قلبش، روحش، آن ذرهی کوچک سیاه درونش که متوجه نمیشد.
|تاریکی|
هدایت شده از سکوتنوشته_
آدمها دوست دارند اتفاقاتِ مقابل چشمانشان، همانطوری تفسیر شود که آنها میخواهند.
اگر برایشان از غمهایت بگویی، شروع میکنند به نصیحت کردن و روایت گذشتهشان. دلشان میخواهد به همه نشان دهند که چیزهای زیادی میدانند و تجربه کردهاند که هیچ کس دیگری از آنها سر در نمیآورد.
آدمها از حقیقت میگریزند. از هر آن چیزی که به کامشان تلخ بیاید و یا باعث شود منافعشان در معرض خطر قرار بگیرد، میگریزند.
من اما ترجیح میدهم تلخی یک حقیقت آزارم بدهد، اما معتاد شیرینی یک دروغ بیارزش نشونم. ترجیح میدهم حقیقت بر صورتم کوبانده شود، اما یک دروغ صورتم را نوازش نکند.
من شاید از زندگی و واقعیتها فرار کنم؛ اما مقابل حقایق میایستم و میگذارم ردشان چون یک سیلی بر صورتم بر جای بماند...
_سکوت
هدایت شده از Amir Empire
و این هم دومین تقدیمی امپراتوری من.😼
این پیام رو فور بزنید چنلتون و لینکش رو اینجا برام بفرستید تا صحنه کشته شدنتون در یک جنگ قرون وسطی رو بنویسم.🔥🗡
(لطفا فور بزنید ممبر میخوام)
هدایت شده از ~°Arora’s World 🪞꩜
──────── ⋆⋅☆⋅⋆ ────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ یه سورپرایز کوچیک برای دنیای قصههات!
قراره به هر چنل ، یه عکس رندوم تقدیم کنیم؛ شاید همون تصویری باشه که به دنیای داستانت تعلق داره. 🕯️
اگه دوست داری توی این تقدیمی شرکت کنی، کافیه عضو چنل بشی،این پیام رو داخل چنلت فوروارد کنی و لینک چنلت رو داخل ناشناس بذاری.
──────── ⋆⋅☆⋅⋆ ────────