سند و مدرکه همهی این حرفا چیزای نصفه نیمه ی باقی مونده ی این آثار و حرفه قدیمیای این روستاس
حتا یسریاشون از جمله پدربزرگه بنده با چشم دیدن یسری جادو ها و طلسم ها و چیزای وحشتناکه این روستارو
حرفم از اول اصن اینا نبود حرفم این بود چرا دارن اجازه میدن این چیزا این گنجا این آثار خراب و دزدیده بشن
فقط این روستا نیس از اونجایی که همدان زمانه قدیم پایتخت بوده همه ی روستاهای اطرافش احتمال خیلی خیلی زیاد کلی از این چیزای جالب داره
Seved Messages.³
بعد اهالیه روستا رو با اسمه خانشون صدا میکردن مثلن بابای من و جدشون اهله روستایی بودن که خانش احمد ب
بخدا اگر مطالعات و با این شوق میخوندم این وضعم نبود:))
Seved Messages.³
فقط این روستا نیس از اونجایی که همدان زمانه قدیم پایتخت بوده همه ی روستاهای اطرافش احتمال خیلی خیلی
چرا میزارن خراب بشه اینا چرا کسی نیس این چیزا رو ثبت کنه
بابابزرگم یه زمینی داره وسطه اون یه سنه بزرگه میگه بهش میگفتن نشانگاه میگفت میرفتن یه سنگه کوچیک یا پول میچسبوندن به سنگ بزرگه نیت میکردن اگه خواستشون شودنی بود پول یا سنگی که گرفتن سمته سنگ بزرگه میچسبند قشنگ به سنگه
اما بابام میگه که سنگای دیگه رو میچسبوندی به سنگ بزرگه یکمی نگه میداشتی میچسبند بهش عین آهن ربا
بابا بزرگم اصن میگه رفتم توی کوهه در ورودیش خیلی کوچولوع به سختی میشه رفت توش ته کلی تونل میرسه به یه تالار یجای بزرگ بعد میگه از یه وره میشه رفت توی کوه و میشه از اون وره کوه دراومد