لحظههایی هستند که حس میکنیم میتوانیم هر کاری میخواهیم انجام دهیم. جلو برویم یا برگردیم عقب برایمان هیچ اهمیتی ندارد. در کنارش لحظههای دیگری وجود دارند که انگار مانند حلقههای زنجیر به هم فشردهاند، و در چنین مواردی نباید تیرمان به خطا برود؛ چون دیگر نمیتوان از نو شروع کرد.
– تهوع ؛ ژان پل سارتر
کمکم دریافتم که میتوانم به دیگران کمک کنم. نهتنها دردهایشان را از بین ببرم، بلکه ترس را هم در دلشان بکشم. نمیدانید چه تعداد زیادی از مردم دچار این مرض هستند. منظورم تنها ترس از بلندی و ترس از جاهای محدود نیست. عده زیادی از مردم از مرگ و حتی از زندگی هم میترسند و اینها بیشتر، مردمی هستند که در عین سلامتی و راحتی و به ظاهر، بینگرانی خاطر زندگی میکنند و با وجود این، هر لحظه، ترس، جانشان را شکنجه میکند. من بعضیوقتها فکر میکنم ترس بیش از هر احساس دیگر جان آدمی را آزار میکند.
– لبه تیغ ؛ سامرست موام
قبل از آنکه تو را بشناسم گمگشته بودم. هیچ کی قبولم نمیکرد، و تا میخواستم با کسی گرم بگیرم، بهم تشر میزد که بروم پی کارم. و وقتی میتوانستم آسایشی پیدا کنم، پیش کسانی بود که میخواستم از دستشان بگریزم.
– قصر ؛ فرانتس کافگا
@Say_my قصر.pdf
4.9M
نظرشخصی :
این کتاب رو تازه شروع کردم به خوندن و خوندن این کتاب مثل یک عمل مازوخیستیکه، وقتی میخونیش انگار دارن روحت را با چنگالهای شیر زخمی میکنن اما تو از این جراحت و درد شکایت نمیکنی،شاهکاره.
اینم اضافه کنم که اگه حرفه ای نیستید شاید این کتاب براتون کسل کننده باشه !
– ژانر : فلسفی ؛ ادبی
- 𝖲𝖺𝗒
نظرشخصی : این کتاب رو تازه شروع کردم به خوندن و خوندن این کتاب مثل یک عمل مازوخیستیکه، وقتی میخونیش
خلاصه:
در این رمان، قهرمان داستان که تنها با نام ک. شناخته می شود، به دهکده ای می رسد و تلاش می کند تا با مقامات و مسئولین اسرارآمیزی ملاقات کند که از درون یک قصر، بر دهکده حکومت می کنند. لازم به ذکر است که کافکا قبل از به اتمام رساندن این رمان از دنیا رفت. کتاب قصر، رمانی تاریک و گاهاً سوررئال است که به مسائلی چون بیگانگی، کاغذبازی های ناکارآمد، تلاش های بیهوده برای تعامل با نظام های استبدادی و پیگیری های بی ثمر برای رسیدن به اهدافی غیرقابل دستیابی می پردازد.
#آپدیت_بشیم 💪🏼
با این 5 کار اعتماد بنفستو زیاد کن و خودتو بیشتر دوست داشته باش :
1 - اداشو دربیار و وانمود کن که اعتماد بنفس داری
2- از نقص و ناکاملی شروع کن تا این شروع بهت اعتماد بنفس و حس توامندی بده
3-ورزش کردن (یوگا ، دویدن ، بدنسازی و ...)
4-کاراتو پشت گوش ننداز و قولاتو عملی کن
5-به بقیه و حیوانات تا جایی که میتونی کمک کن
(بهت حس خوب و توانمندی زیادی میده )
یکى از فکرهاى باطلى که از همه شناختهتر است و کموبیش در همه کس یافت مىشود، این است که همه گمان مىکنند هر فردى داراى خصلتهایى مشخص و قطعى است: آدمهایى خوبند و آدمهایى بد، تیزهوش یا خنگ و احمق، پرشور و شوق یا بىتفاوت و بىاحساس و از این قبیل. آدمها اینگونه ساخته نشدهاند. مىتوانیم این را دربارهى یک نفر بگوییم که خود را خوب یا بد نشان مىدهد، بیشتر وقتها باهوش است یا خنگ، پرشور و شوق یا بىتفاوت و بىاحساس و یا برعکس، اما درست نیست بگوییم یک نفر خوشنیت یا هوشمند است و دیگرى بدجنس یا خنگ. بااینهمه به این صورت دربارهشان قضاوت مىکنیم. این کار غلط است.
– رستاخیز ؛ لئو تولستوی
توی دنیا آنقدر بیتوجهی زیاد است که مجبور به انتخاب هستیم. آدم مجبور است بین بیتوجهیهای دنیا آنهایی را که بیشتر میپسندد انتخاب کند.
– زندگی در پیش رو ؛ رومن گاری