اتود در قرمز لاکی.pdf
1.6M
نظر شخصی:
این کتاب سرآغاز تمام پرونده های شرلوک هلمزه .
– ژانر : معمایی ؛ جنایی
- 𝖲𝖺𝗒
نظر شخصی: این کتاب سرآغاز تمام پرونده های شرلوک هلمزه . – ژانر : معمایی ؛ جنایی
خلاصه:
شرلوک هولمز کارآگاه عجیب و غیب و نامآشنایی است که هرکدام از خوانندگان و علاقهمندان به داستانهای جنایی یکبار هم که شده تلاش کردهاند مسائل را از دریچهی نگاه او ببینند و مثل او تیزبین و دقیق باشند و رابطهی مسائل را پیدا کنند. او کسی است که حدسهایش شبیه غیبگویی جادوگرهاست و اطرافیانش و البته خواننده را حیرتزده میکند؛ اما شرلوک هولمز اولین بار از کجا آمد. اتود در قرمز لاکی سرآغاز داستان شرلوک است. داستانی که آرتور کانون دویل نوشت و در آن زوج شرلوک و جان واتسون را خلق کرد تا علاقهمندان به داستانهای پلیسی و جنایی تا سالها بعد از وجود یک کارآگاه جذاب و درعینحال اعصابخردکن لذت ببرند. این داستان دوستداشتنی را بخوانید و با سرآغاز داستان شرلوک هولمز آشنا شوید
درهی وحشت.pdf
3.61M
نظر شخصی:
این کتاب یکی از بهترینهای شرلوک هلمز هست.
– ژانر : معمایی ؛ جنایی
- 𝖲𝖺𝗒
نظر شخصی: این کتاب یکی از بهترینهای شرلوک هلمز هست. – ژانر : معمایی ؛ جنایی
خلاصه:
در میان شصت داستان شرلوک هولمز، فقط چهار داستان بلند وجود دارد که در قالب رمان منتشر شدهاند: اتود در قرمز لاکی (۱۸۸۷)، نشانه چهار (۱۸۹۰)، درنده باسکرویل (۱۹۰۲ ـ ۱۹۰۱)، و دره وحشت (۱۵ ـ ۱۹۱۴). در طرح داستانی دره وحشت چیزی وجود دارد که در آثار پیشین ِ نویسنده نبوده است. در سایر داستانها، عدم حضور هولمز در حداقل نگه داشته میشود ــ هولمز فقط در پنج فصل از چهارده فصلِ اتود در قرمز لاکی حضور ندارد، در همه فصلهای نشانه چهار حاضر است، و در چهار فصل از پانزده فصل درنده باسکرویل غایب است ــ ولی در هشت فصل از پانزده فصلِ دره وحشت حضور ندارد. به عبارتی، در مقابل هر هفت صفحهای که حضور دارد، در هشت صفحه غایب است.
دختری در قطار.pdf
10.44M
نظر شخصی:
مگه از این بهترم کتابی هست؟ جنایی و معمایی و عاشقانه در کنار هم یک ترکیب عالی ایجاد میکنه و بهتون قول میدم که تا آخر این کتاب را دنبال کنید بیآنکه خسته و دلسرد بشید و در داستان غرق خواهید شد.
– ژانر : عاشقانه ؛ معمایی ؛ جنایی
- 𝖲𝖺𝗒
نظر شخصی: مگه از این بهترم کتابی هست؟ جنایی و معمایی و عاشقانه در کنار هم یک ترکیب عالی ایجاد میکنه
خلاصه:
ریچل، هر روز و هر شب سوار قطاری با مقصدی ثابت می شود. او هر روز در مسیری مشخص به خانه های دنج حومه ی شهر می نگرد و منتظر علامتی می ماند که به او اجازه می دهد تا صبحانه خوردن هر روزه ی یک زوج در ایوان شان را تماشا کند. او حتی اخیرا حس می کند که آن ها را می شناسد و نام های جس و جیسون را برای شان انتخاب کرده است. زندگی آن ها-در نظر ریچل-کامل و بی نقص است؛ چیزی شبیه زندگی سابق خود او. اما روزی ریچل چیزی بسیار شوکه کننده می بیند که همه چیز را تغییر می دهد. او که نمی تواند چیزی که دیده را نزد خود نگاه دارد، به اداره ی پلیس می رود. اما آیا او آن طور که آن ها می گویند، غیرقابل اطمینان است؟ ریچل خیلی زود، درگیر بازپرسی های پلیس و حتی زندگی تمام افراد مرتبط با حادثه می شود. آیا کاری که او انجام داده، باعث ویرانی افراد پیرامونش شده است؟
قلم نویسنده، ابزار نویسنده نیست، بلکه عضوی از وجود اوست.
– گفتگو با کافکا ؛ گوستاو یانوش
تو نمی توانی با رفتن از جایی به جای دیگر، از خودت فرار کنی.
– خورشید همچنان میدمد ؛ ارنست همینگوی