Fable.pdf
11.49M
نظرشخصی:
این کتاب خیلی هیجان انگیزه و برای من به شخصه خیلی داستان جذابی داشت! اینجوریه که وقتی شروعش کنید دلتون نمیخواد تموم شه چون واقعا غرق دنیای فابل و دزدای دریایی میشید! یه تجربه کاملا متفاوت و جدید.
*نسخه ی بدون سانسور
– ژانر : فانتزی ؛ علمی تخیلی
- 𝖲𝖺𝗒
نظرشخصی: این کتاب خیلی هیجان انگیزه و برای من به شخصه خیلی داستان جذابی داشت! اینجوریه که وقتی شروع
خلاصه:
من " فابل " هستم. پدرم قوانین دریانوردی رو زیر پاش گذاشته بود و عاشق غواص کشتی خودش شده بود،عاشق مادرم…
توی دریانوردی و تجارت روی آب باید عشق رو بیرون کشتی بذاری و بعد سوار بشی ولی پدرم "سینت" عاشق مادرم شد و بعد از به دنیا اومدن من توی کشتی زندگی میکردیم…همون کشتی ایی که وقتی فقط ۱۴ سالم بود تو طوفان غرق شد و مادرم رو ازم گرفت…
بعد از اون شب ،پدرم سینت هیچ وقت اون ادم قبل نشد و فردای اون روز من رو به جزیره دزدها برد و با چاقو از مچ دستم تا بالارو زخمی کرد،انگار میخواست یه نشونه روی من بذاره
من فابل هستم و ۴ سال درست مثل یه دزد و یه مرد جنگجو فقط برای زنده موندن تلاش کردم…غواصی رو از مادرم یاد گرفته ام و زیر دریاهارو خوب بلدم
یه روز که غواصیمیکردم چشمم به سنگی درخشان افتاد، اون سنگ قیمتی میتونست زندگی من رو عوض کنه.
2Namesake .pdf
10.85M
جلد دوم فابل | هم نام
نظر شخصی:
اینقدر سریع و قشنگ پیش میره آدم نمیفهمه کی این کتابو تموم میکنه تو هر صفحه یچیز جدید رخ میده
- 𝖲𝖺𝗒
جلد دوم فابل | هم نام نظر شخصی: اینقدر سریع و قشنگ پیش میره آدم نمیفهمه کی این کتابو تموم میکنه تو
خلاصه:
حالا که مری گولد از سلطهی پدر فیبل خارج شده، او و باقی اعضای گروه باید دوباره از نو شروع کنند؛ اما این آزادی عمر کوتاهی دارد، چرا که فیبل به مهرهای در بازی گردنکشی بدنام تبدیل میشود. حالا که فیبل ناچار است برای رسیدن به مقصود خود به او کمک کند تا با هولند که تاجر قدرتمند جواهر و سنگهای قیمتی است، همکاری محکمی برقرار کند. هولند بیشتر و مهمتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
همانطور که فیبل بیشتر و بیشتر در دنیای خیانت و فریب فرو میرود، درمییابد رازهایی که مادرش با خود به گور برده حالا دارد تمام افرادی را که فیبل به آنها عشق میورزد درخطر قرار میدهد. اگر فیبل بخواهد آنها را نجات دهد، باید همه چیز را به خطر بیندازد. حتی پسری را که دوست دارد و خانهای را که بالاخره توانسته برای خود پیدا کند.
نظرشخصی:
تمام احساسات ممکنو به رخ کشیده
خیلی زیباست
– ژانر : عاشقانه
- 𝖲𝖺𝗒
نظرشخصی: تمام احساسات ممکنو به رخ کشیده خیلی زیباست – ژانر : عاشقانه
خلاصه:
سم، کسی که عاشقش شده بودم، اولین پسری که به دلم نشسته بود، گفت تصمیم گرفته «خودکشی» کنه! میگفت این تصمیم رو گرفته چون از مریض بودن خسته شده…چندسالی بود کسی رو دوست داشتم، پسری به اسم سم… پسری که اون هم مثل من بیمار بود
تنها امیدم به زندگی، بودن سم بود ولی وقتی بهم گفت چی توی سرشه، انگار دنیا روی سرم آوار شد…نمیتونستم این واقعیت که، «افرادی رو که سالها میشناختم و حالا داشتم یکی یکی از دستشون دادم» رو نادیده بگیرم…
مرگ همیشه در کمین ما بود…سالها گذشت، بزرگتر شدیم… دونه دونه از دست دادن دوستهام رو به چشم میدیدم… میدیدم که دارن به پوست و استخون تبدیل میشن و بعد میمیرن…
تظاهر به خوشبختی هر روز سختتر میشدتا وقتی که تصمیم میگیرن از اون بیمارستان فرار کنن… و حداقل بقیهی زندگیشون رو شاد زندگی کنن…