چرا اصلاً همیشه باید آدمهای خوب در بدبختی به سر ببرند، درحالیکه خوشبختی ناخواسته به سراغ آدمهای دیگر میرود؟
– بیچارگان ؛ فیودور داستایوسکی
معمولا حقیقت را توی دروغ پنهان میکنند تا نتیجه دیگری بگیرند.
– کوری ؛ ژوزه ساراماگو
ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد.pdf
1.11M
نظر شخصی:
یکی از قشنگترین و مفهومیترین کتابها که باعث میشه قدر زندگیمونو بدونیم. کتاب مفهوم بسیار نزدیکی با اشعار مولانا داره و چند روز پیش فهمیدم نویسندش خیلی به مولانا علاقه داره.
- 𝖲𝖺𝗒
نظر شخصی: یکی از قشنگترین و مفهومیترین کتابها که باعث میشه قدر زندگیمونو بدونیم. کتاب مفهوم بسیار
خلاصه:
ورونیکا، هر چیزی که می تواند آرزو کند را در زندگی خود دارد: جوانی و زیبایی، روابط خوب، شغلی رضایت بخش و خانواده ای صمیمی. اما چیزی در زندگی او کم است و به نظر می رسد در درون ورونیکا، خلاءِ آنچنان عمیقی وجود دارد که هیچ چیز هیچ وقت نمی تواند آن را پُر کند. به همین خاطر، او در صبح یازدهم نوامبر سال 1977 تصمیم می گیرد که بمیرد. ورونیکا چندین قرص را با هم می خورد به امید این که دیگر از خواب بیدار نشود. او از خواب بیدار می شود اما نه در خانه بلکه در بیمارستانی روانی. کارکنان این بیمارستان به ورونیکا می گویند که اوردوز، صدمه ی شدیدی به قلبش وارد کرده است و او حالا فقط چند روز وقت برای زندگی کردن دارد.
«هنر بخرد بودن مرادف با دانستن این است که چه چیزهایی را باید نادیده بگیریم».
– جانهای بیمار ذهنهای سرحال ؛ جان کاگ
پیش از آنکه قهوهات سرد شود.pdf
21.62M
نظرشخصی:
داستان جالی داره و سرگرم کنندهس و یک سری پیامای خیلی خوبی داره
– ژانر : تخیلی ؛ معمایی ؛ ماجراجویی
- 𝖲𝖺𝗒
نظرشخصی: داستان جالی داره و سرگرم کنندهس و یک سری پیامای خیلی خوبی داره – ژانر : تخیلی ؛ معمایی ؛
خلاصه:
کافهای قدیمی در یکی از محلات کوچک توکیو، با تمام کافههای دنیا فرق دارد. این کافهی منحصر به فرد قهوهای ویژه سرو میکند که مشتریان با آن میتوانند سفر در زمان را تجربه کنند. بازگشت به گذشته یکی از حسرتهاییست که به نوعی همهی انسانها در دورهای از زندگیشان تجربه میکنند؛ حالا در توکیو کافهای وجود دارد که این رویا را محقق میکند، اما با قوانین خودش!
قوانین کافه این است که مشتریان وقتی به گذشته برمیگردنند، نمیتوانند از اتفاقی جلوگیری کنند یا همه مشکلات در گذشته را حل کنند، آنها تنها به اندازهی زمان سرد شدن قهوهی مخصوصشان فرصت دارند و زمانی که قهوه سرد شود به زمان حال برمیگردند. در این فرصت محدود آنها میتوانند هر کسی را که میخواهند ملاقات کنند اما هیچ کدام از کارهایی که در این سفر انجام میدهند، آیندهشان را تغییر نمیدهد. پس با وجود این قوانین چرا باید به گذشته برگشت؟ این پرسشیست که احتمالاً برایتان مطرح شده است. این سفر فرصتی ویژه محسوب میشود تا مشتریان بتوانند یکبار دیگر برای آخرین بار با هر کسی که میخواهند دیدار کنند.