- 𝖲𝖺𝗒
[جلد دوم] : دشت جهنم
خلاصه:
بیشهنشینهای بازمانده این بار با افرادی مشابه خودشان اما در گروه ب مواجه میشوند. آنها مستقیماً با شخصی از اهرامن رودررو میشوند که برایشان توضیحاتی بیشتر از برنامه اهرامن و وضعیت دنیا میدهد…
و این بار راهی جهنم خواهند شد؛ دشت جهنم. خطرناک تر و کشنده تر از هزارتو…
چه کسانی می میرند و چه کسانی زنده خواهند ماند؟
اهرامن این بار چه برنامه ای دارد؟
آنچه را دوست دارید دیگری برایتان انجام دهد، خودتان برای خود انجام دهید.
– نیمه تاریک وجود ؛ دبی فورد
- 𝖲𝖺𝗒
[ جلد سوم ] : درمان مرگ
خلاصه:
در اين جلد از رمان «اهرامن» همهچيز را از «توماس» گرفته است: زندگياش، حافظهاش و حالا دوستانش؛ بيشه نشينها. اما سرانجام وقت پايان است. آزمونها پس از آزمايشي نهايي به اتمام ميرسد. «توماس» بيش ازآنچه «اهرامن» فکر ميکند، به خاطر ميآورد و همين کافي است تا «توماس» نتواند يک کلمه هم از گفتههاي آنها را باور کند. «توماس» هزارتو را پشت سر گذاشت. از دشت جهنم جان سالم بدر برد. هر کاري براي نجات دوستانش انجام داد. اما حقيقت چيزي است که شايد به همهچيز پايان دهد.
در چشمهای من دقیق تر نگاه کن! جز تو هیچ چیزی در آن نیست.
– چشمهایش ؛ بزرگ علوی