eitaa logo
کانال سید مقدام حیدری
804 دنبال‌کننده
924 عکس
223 ویدیو
48 فایل
این‌جا نه با غذا؛ که با یادداشت‌های فاخر پذیرایی می‌شوید. و نه اطلاعات زیاد؛ بل‌که نگاه و زاویه‌ی دید تقدیم حضورتان می‌شود. مدیر و نویسنده‌ی کانال @meqdam
مشاهده در ایتا
دانلود
کوچک زیباست! افسانه آبراهام لینکلن مُرد...! ‌🔺 رویترز: دوران ناوهای هواپیمابر به پایان خود نزدیک می‌شود؛ یواس‌اس آبراهام لینکلن با وضعیتی اسفناک در حال خروج از خلیج فارس است. 🔺 رویترز: ایران با نبوغ نظامی خود ثابت کرد که ناوهای هواپیمابر دیگر "دژهای تسخیرناپذیر" نیستند، بلکه تنها اهدافی بزرگ و گران‌قیمت هستند. 🔺 سی‌ان‌ان: یک ضربه ملی؛ چگونه یک دارایی ۱۳ میلیارد دلاری می‌تواند در عرض چند دقیقه از کار انداخته شود؟ 🔺 سی‌ان‌ان: بازگشت یواس‌اس آبراهام لینکلن به ایالات متحده با این وضعیت، بزرگ‌ترین ضربه به حیثیت ارتش آمریکا از زمان جنگ ویتنام است. 🔺 اسپوتنیک: افسانه مرد؛ آبراهام لینکلن آمد تا تهدید کند، اما به عنوان تلی از ضایعات شناور برمی‌گردد. 🔺 خبرگزاری فرانسه (AFP): وحشت در پنتاگون؛ با خروج یواس‌اس آبراهام لینکلن، توازن قدرت در غرب آسیا قطعاً به نفع ایران تغییر کرده است. 🔺 خبرگزاری فرانسه (AFP): متحدان آمریکا وحشت زده شده‌اند؛ اگر بزرگ‌ترین کشتی جنگی آمریکا نتواند در برابر ایران از خود محافظت کند، دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند روی حمایت آمریکا حساب کند. 🔺 تلگراف: این شکست در تاریخ به عنوان "لحظه فروپاشی برتری دریایی غرب" ثبت خواهد شد این همان قدرت کوچک‌مقیاس در برابر بزرگ‌مقیاس است... ♨️ اقْتِصادِفَرهَنگی: 🇮🇷 💠 @h_abasifar
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍شهادت دکتر علی لاریجانی مبارکش باشد. شاید بعد از شهادت حضرت آقا، شهادت‌شان بیش‌تر از دیگر مسئولین دل مردم را سوزاند. چون دکتر محکم حرف می‌زد. محکم توئیت می‌زد. محکم پاسخ می‌داد و خوب حال دشمن را می‌گرفت. 🔸مسئولی که توی دهن دشمن می‌زند، محبوب مردم می‌شود. تجربه نشان داده که محبوب خدا هم می‌شود و قشنگ‌تر تحویلش می‌گیرد. نوش جانش باشد این خوش‌عاقبتی رشک‌برانگیز. سید مقدام
هدایت شده از دیمزن
آن روی دیگر آقای لاریجانی این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود:‌ «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...»‌ همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.» دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «‌علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند. اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت. من مطمئنم یک آه این زن می تواند اسرائیل را از ریشه بخشکاند. ✍️فائضه غفارحدادی دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan 💬 نظرات
هدایت شده از آخرین خبر
🔺پیام تسلیت آیت‌الله آملی لاریجانی در پی شهادت دکتر علی لاریجانی؛ گوارا باد او را این فوز عظیم 🔹شهادت برادر عزیز، دانشمند و مجاهدم دکتر علی لاریجانی و فرزند برومندش مرتضی را تبریک و تسلیت عرض می‌کنم. شهادت، گر چه اجر عمر سراسر تلاش و خدمت و جهاد او بود و به آرزوی خویش رسید، ولکن فقدان او برای ما حرمانی است عظیم، که قلب را می‌سوزاند و اشک را جاری می‌سازد « وَ إِنَّا لَا نَقُولُ‌ إِلَّا حَقّاً». 🔹دشمن غدّار، رئیس‌جمهور فاسد آمریکا و نخست‌وزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی و اذنابشان، بدانند اولاً این شهادت‌ها برای مسئولان و ملت عزیز ما سعادت است؛ سعادتی که از هرچه در این دنیاست ارزشمندتر است «وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ في‌ سَبيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُون‌» و ثانیاً ملت عزیز و الهی و نیروهای مسلّح غیور ما در مسیر ایستادگی و مقاومتشان، استوارتر خواهند شد و درسی فراموش‌ناشدنی و پشیمان‌کننده به جنایتکاران تاریخ خواهند داد. 🔹مجاهدت‌های بی‌تظاهر اما اثرگذار ایشان در دوران دبیری شورای عالی امنیت ملی، تلاش‌های خستگی‌ناپذیر برای دور کردن سایه جنگ از سر کشور و مقاومت جانانه در برابر تهدیدات بیگانگان، هرگز از حافظه تاریخ پاک نخواهد شد. به ویژه، نقش استوار و انسجام‌بخش ایشان در این ایام خطیر و پرالتهاب پس از رهبر شهید (قدس سره)، و همچنین مدیریت میدان و دیپلماسی از طریق رایزنی‌های راهبردی و منطقه‌ای با چین، روسیه، لبنان و عراق، نشان داد که وی شخصیتی مقبول، خردورز و مورد وثوق در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی است که در طوفان‌ها، کشتی نظام را به سمت آرامش هدایت می‌کرد. 🔹یکی از درخشان‌ترین اوراق دفتر زندگانی آن برادر عزیز، نجابت، تقوای سیاسی و ولایت‌پذیری ایشان بود. صبوری، حلم و سکوت نجیبانه در برابر پاره‌ای نامهربانی‌ها و جفاها، درس بزرگی از اخلاق‌مداری و ترجیح مصالح نظام بر منافع فردی بود. 🔹اهل باطن بود، اهل راز و نیاز بود، ولی تظاهری در این جهات نداشت. در این سالهای اخیر که مطّلعم چندین ماه در سال صائم بود. خداوند عمل عاملان را بی‌اجر نخواهد گذاشت «أَنّي لا أُضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُم‌». 🔹در اینجا لازم است یاد همراهان ارجمند او، فرزند مؤمن و صالحش مرتضی و معاون امنیتی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملّی و جمعی از محافظان غیور او که به شهادت رسیده‌اند را گرامی بداریم. 🔹اینجانب این مصیبت بزرگ و ضایعه جبران‌ناپذیر را به پیشگاه حضرت ولی‌عصر (ارواحنا فداه)، رهبر معظم انقلاب، حوزه‌های علمیه، ملت شریف ایران و به ویژه خانواده مکرم، همسر صبور و داغدار ایشان و سایر بازماندگان تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند متعال برای آن شهیدان عزیز، علو درجات و همنشینی با اولیاء الهی و برای جمیع بازماندگان صبری جمیل و اجری جزیل مسألت دارم. @Akharinkhabar | akharinkhabar.ir
✍داستان بعضی از مؤمنان چنین است که خدا به آن‌ها توفیق خدمت کلان می‌دهد. مثل مدیران، فرماندهان، دانش‌مندان و ره‌بران که توفیق خدمتی بزرگ پیدا می‌کنند. 🔸اما از جایی به بعد، یا به خاطر پیری و خستگی‌شان، یا به خاطر هجمه‌ی سنگین تهمت‌ها و ترور شخصیتی‌شان، یا به خاطر طوفان سهم‌گین فتنه‌های تودرتو که ادامه‌ی کار را دشوار می‌کند، خون‌شان از وجود بابرکت‌شان مفیدتر خواهد بود. آن‌گاه شهید می‌شوند، و ادامه‌ی خدمت را به صورت محکم‌تر، کارآمدتر، و البته پنهان‌تر ادامه می‌دهند. 🔹شهادت پی‌درپی فرمان‌دهان، مدیران و مسئولان‌مان جای ناراحتی و عزاداری دارد؛ اما جای ناامیدی هرگز ندارد. کار دست اسرائیل نیست؛ دست خداست و خدا کارش را خوب دارد انجام می‌دهد. 🔸می‌دانم کمی سنگ‌دلانه است. ولی جدای از عواطف و احساسات، ما برای ایران ابرقدرت فردا، نیاز به رهبری شهید و شماری مدیر شهید داریم. و اتفاقا هر چه مدیران و مسئولان شهیدمان محبوب‌تر و کارآمدتر باشند و در اوج، شهید شوند خون‌شان داغ‌تر و کارسازتر است. 🔹بد نیست، لابلای مصیبت‌زدگی و عزاداری، از حضرت زینب سلام الله علیها الهام بگیریم و کار زیبای خدا را تماشا کنیم. سید مقدام
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
« ای مدعیان صف آخر، دیدید از اول مجلس شهدا را چیدند؟» 🎙 صحبت های حاج سحر چهارم مناجات‌ خوانی ماه مبارک رمضان در محضر امام رضا علیه‌السّلام 🗓 چهارشنبه ۲۷ اسفند ماه ۱۴۰۴ 📍 آستان قدس رضوی @Mohammad_AmiriTayebi
🔻قابلیت بروز شدنِ بانک اهداف با تهدید دشمن ✍دست سرداران و فرمان‌دهان نظامی را می‌بوسم. شأن من و امثال من تماشا کردن ضرب شست این قهرمانان و لذت بردن از سلحشوری آنان است. خودشان هر کاری که صلاح و لازم می‌دانند، انجام می‌دهند و ما هم کف خیابان هر شب تأیید می‌کنیم. ولی خب، برای جهاد و مقاومت باید حرف زد و ادبیات تولید کرد. وگرنه قصد فضولی نداریم. 🔸وقتی حضرت امام(ره) تصمیم به بازگشت به ایران گرفتند، بختیار نامه‌ای داد که اوضاع پس است و قدری بمانید. گروهی را هم به فرانسه فرستاد که نگذارید خمینی برگردد. فرودگاه را هم بست که دیگر چهارمیخه شود. از آن طرف آمریکا هم آن‌قدر تلاش کرد که امام را از بازگشت باز دارد که از رادیو لندن دور نماند. 🔹این فشارِ چندجانبه‌ی ترکیبیِ به ظاهر دل‌سوزانه‌ی با چاشنی تهدید و کودتا و حتی توطئه‌ی واژگون کردن هواپیمای امام که تفصیلش بماند، دوستان را هم نگران کرد و در نتیجه برخی از آن‌ها هم توصیه به درنگ کردند. 🔸حضرت امام بعدها فرمود: دیدم همه‌ی دشمنان یک‌صدا شدند و می‌گویند نرو! فهمیدم که باید بروم؛ همه این تهدیداتی که شد و توصیه‌هائی که شد، از قبل دولت ایران بوسیله دولت فرانسه و امریکا به وسائل مختلف، این‌‌ها همه قوت داد ذهن مرا که این‌ها توطئه می‌خواهند ببینند، از رفتن من به ایران، این‌ها یک خوفی در دل‌شان هست و رفتن من را می‌خواهند تعویق بیندازند، (زودرس است حالا نروید.) به صورت این‌که با ما می‌خواهند یک مثلاً نوازشی از ما بکنند، یک مصلحت بینی و من می‌دیدم که دشمن‌ها نمی‌خواهند مصلحت ما را ببینند، مصلحت خودشان این است. من این را فهمیدم عازم شدم به این‌که نه، باید بروم. [صحیفه امام، ج۵، ص۱۶۴] 🔹ای بسا این الگو در جنگ نظامی هم کارساز باشد. یعنی هر جا را که دشمن با سروصدا تهدید کرد که اگر بزنید چه می‌کنم، اتفاقا همان جا را باید زد. سید مقدام حیدری
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✍تاریخ خواهد نوشت، همه‌ی نسخه‌های اقتصادی ‌و سیاسی غرب‌پرستان برای حل مسائل و مشکلات کشور، غلط از آب درآمد، و تنها نسخه‌های انقلابی و برگرفته از قرآنِ خمینی و خامنه‌ای بود که کار کرد و ایران را به شکوفایی رساند. سید مقدام
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برگ‌های سررسید از مهر تو آکنده است لحظه‌ی تحویل، شد دل‌تنگی ما بیش‌ترسید مقدام
✍این که ما دل‌تنگ امام شهیدمان هستیم، سر جای خود درست و حق است. ولی گویا خدای مهربان ما چنین دید که ما مردم ایران و ما امت اسلام، بل‌که ما مردم جهان، در این پیچ تاریخی، به شهید خامنه‌ای، بیش از سید علی خامنه‌ای نیازمندیم. الحمد لله على عظيم رزيتنا. اللهم رضًا بقضائك تسليما لأمرك لا معبود سواك يا غياث المستغيثين. سید مقدام
پیام_نوروزی_رهبر_معظّم_انقلاب_اسلامی_1405.pdf
حجم: 320.1K
📖 | متن کامل پیام حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۵ شمسی 🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=62807 📲 @rahbar_enghelab_ir