زندگیمو یه جوری سپردم دستت که انگار نه انگار دست نداری 💔
این یعنی تکیه گاه ...
ابوفاضل🤍
‹ سـایـه سـار ¹³³›
یاد بود امشبمون به نیت شهید غلام حسین افشردی (حسن باقری) 🤍 یه فاتحه و ۵ صلوات سهم شما هدیه به این شه
یاد بود امشبمون به نیت شهید جانباز غلامرضا عالے🤍
یه فاتحه و ۵ صلوات هدیه کن به ایشون...
شبتون شهدایے🌱
رفقا شهید امروزمون مجروح ۷۰ درصد بودن ...
عکسی از ایشون نمیزارم 💔
شهدامون قهرمان بودن اما به نظر من شهدای جانباز یه لول بالاتر هستن بدلیل سختی هایی که بخاطر جانبازیشون طی حیاتشون کشیدن 🥺
شهید جانباز شهید حاج رجب محمد زاده 💔
تاریخ تولد : ۱۳۷۱
محل تولد : مشهد
تاریخ شهادت :۱۳۹۵
«بابا رجب» اسطوره فراموش نشدنی:
حاج رجب محمدزاده معروف به "بابا رجب" در سال 1317 در "مشهد" به دنیا آمد. 👶🏻او پس از طی کردن تحصیلات مقدماتی در زادگاهش به حرفه نانوایی مشغول شد و با "شیوا زرندی" که نسبت فامیلی با وی داشت ازدواج کرد که حاصل آن 4 پسر و 2 دختر بود.👨👩👧👦حاج رجب محمدزاده از سال 1359 به همکاری با جهاد سازندگی پرداخت و از سال 1363 پنج بار به عنوان بسیجی داوطلب به جبهه اعزام شد و سرانجام در سال 1366 از ناحیه صورت به شدت مجروح شد. بر روی صورت او 25 بار حراجی انجام شد اما باز هم صورت او به گونه ای بود که حتی مردم در خیابان از او فرار می کردند و نگاه های سنگین مردم سبب شد که او به مدت 29 سال خانه نشین باشد.💔او بعد از مجروحیت به دلیل نداشتن بینی به سختی نفس میکشید و چون حنجره نداشت با استفاده از نی تغذیه می کرد. سرانجام حاج رجب محمدزاده، جانباز 70 درصد جنگ تحمیلی پس از 29 سال دست و پنجه نرم کردن با جراحتهای ناشی از مجروحیت در 14 مرداد ماه 1395 در سن 78 سالگی به فیض شهادت نائل شد و به یاران شهیدش پیوشت. 🥺💔
‹ سـایـه سـار ¹³³›
یاد بود امشبمون به نیت شهید جانباز غلامرضا عالے🤍 یه فاتحه و ۵ صلوات هدیه کن به ایشون... شبتون شهدایے
یاد بود امشبمون به نیت شهید حاج رجب محمدزاده🌱
یه فاتحه و ۵ صلوات بفرست و هدیه کن به روح این شهید بزرگوار🌱
شبتون بخیر...
این شهید بزرگوار عملیات کربلای ۵ به شدت مجروح شد و به مدت دوماه بستری بود . 🛏
او بعد از بهبودی نسبی به جبهه اعزام شد .🥷🏻
روایت از برادر شهید :🗣
ایشون ازمایش سنجش شنوایی داشتن و به شدت ضعیف شده بودن . یک وقتی به خودم اومدم دیدم دارن از پلکان انتقال خون بیمارستان بالا میرن بهشون گفتم حال خودت را نمیبینی که میخوای خون بدی ؟ جواب داد : درسته که من مجروحم اما این خون یک رزمنده است و ارزشش بیشتره ...🙂
اگر دوران نقاحت رو به حساب نیاریم حمیدرضا با اینکه متاهل بود تمام عمر خود در میدان نبرد بود .ایشان در زمان شهادت معاون عملیاتی گردان حضرت زینب بود .
دوستانش دیده اند سر بر سجده خاک میگذارد و پس از ان شکرگزاری میکند بابت این نیرو که خداوند بر او عطا نموده ...🫀
سر انجام حمید رضا توسط یکی از بعثیون از خدا بی خبر مورد اصابت گلوله ای که مستقیما به قلب ایشان اصابت کرده و ایشان شهد شیرین شهادت را چشیدند .💔