‹ سـایـه سـار ¹³³›
چیزی تا دیدن این روزا نمونده🥲🫀
+ازیِڪۍپرسیدم
انشاءللہاگہبخوام اربعین برمڪربلا
بایدچہڪاراۍادارۍروانجامبدم ؟!
گفت↓
-اولمیرۍپاسپورتتوازاِمامرِضامیگیری؛
بعدحضرتمعصومهپارافمیڪنہ
بعدحضرتعباسامضاءميڪنہ
بعدازاونمیبریدبیرخونہ؛
حضرتزینبثبتمیڪنہ
وآخرینمرحلہممھوربہمهرحضرتمادر
میشہوتمام . . .(:'💔
+گفتمراهۍندارهڪہزودترانجامبشہ؟!
-رقیہجآن!
‹ سـایـه سـار ¹³³›
+ازیِڪۍپرسیدم انشاءللہاگہبخوام اربعین برمڪربلا بایدچہڪاراۍادارۍروانجامبدم ؟! گفت↓ -اولمیرۍ
چی میشه امسال منم یکی از زائرات باشم آقا..!💔
رقیه خاتون🥺؟
گردخترکی پیش پدر ناز کند
گره کرب بلای همه را باز کند💔
‹ سـایـه سـار ¹³³›
-• حال که علم ز دست ما نمی افتد ؛ ای صاحبْ علم! بیا که انتظار شور ما را بیشتر کرده است ...
ماروضهها رو میشنویم
و آتیش میگیریم : )
اماممهدی که میشنوه و
میبینه چی ؟! . . 🥲 .
به نیت آروم شدن قلبِ آقا
اینروزا کارای مستحبی زیادی
رو به نیتشون انجام بدیم ❤️🩹 ( ؛
.
ڪـٰاشروزیبـرسـد ،
ڪهبههممژدهدهیم. . .🌱
یوسِـففــٰاطـمـهآمـد
دیـدی...؟!🙂❤️🩹
مـنسـلـامـشدادم✋🏻...
پاسـخـمدادامـام
پاسـخـشطـوریبـود!🫠
باخودمزمزمهکردمکهامام. . .💔
میشناسدمگراینبیسروبیسامانرا؟!🌱
وشـنـیـدمفـرمـودند :
🕊توهمانیکه«فـــرج»میخواندی✨
نام:فاطمه سادات ساداتی ارمکی
تاریخ تولد:۱۳۹۵ (ماه وروزش مشخص نیست)
تاریخ شهادت:۱۴۰۴/۳/۲۴
مزار:بهشت زهرا قطعه ۴۲ ردیف ۵۱ شماره ۲۹ (گزارش کاملتر از این؟)😅
خاطره
لپ سید علی را کشیدم
فاطمه نگاه کرد
معلوم بود خیلی ناراحت شده
بهش گفتم پاشو بریم مغازه برات بستنی بخرم
رفتیم
از آن همه تنوع آن یک یخی برداشت
گفتم:((برای چه یخی برداشتی؟))
گفت :((برای اینکه پولش زیاد نشه))
چقدر پاک بودی عزیزم😭
‹ سـایـه سـار ¹³³›
التماس دعا 🌱
به زیر صدا که هی تکرار میشه توجه نفرمایید😅
متشکرم از ایتا بخاطر پایین آوردن کیفیت 😔