4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام بچهها من مهدیسم
آره من مهدیسم….
‹ سـایـه سـار ¹³³›
سلام بچهها من مهدیسم آره من مهدیسم….
مهدیس بعد از یازده سال نازایی بدنیا اومد...
شب قبل از حادثه مهدیس گلودرد و تب داشت و درمانگاه آبسالان(همون درمانگاه کنار مدرسه که مورد حمله قرار گرفت) زیر سروم بود، دکتر گفت آلرژی داره و مشکل خاصی نداره
صبح یکم حالش بهتر بود و چونکه امتحان املا ونگارش داشت استامینوفن خورد و با باباش رفت مدرسه….
ساعت هشت صبح مادرش قبل از اینکه بره سرکار رفت مدرسه ، هم ببینه حال مهدیس چطوره و هم تِل موهاشو که جا گذاشته بود براش ببره، وقتی اونجا رسید مهدیس توی حیاط بود و ورزش میکردند، مهدیس مثل پروانه اومد سمت مادرش و بغلش کرد، مادرش که دید حال مهدیس خوبه اونو بوسید و رفت سرکار، اونموقع خبری از جنگ نبود وگرنه مهدیس رو میاورد خونه….
حس اون بغل آخر تا ابد در آغوش مادرش میمونه...
از شیطان پرسیدند:
گمراه کردن شیعیان چه سودی دارد!؟
گفت:
مگر صدای گریه ی امام شان را نمیشنوی.!
امام اینها که بیاید
روزگار من سیاه خواهد شد
اینها که گناه می کنند امامشان دیرتر می آید.
#تلنگرانه
#فورواجبپخشکنیدحتمابخاطرامامتون
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نوری که تنها ۱۴ ماه در این دنیا تابید..
‹ سـایـه سـار ¹³³›
-
فکر کن رسیدی کربلا!
اشک چشمات باعث شده حرمو تار ببینی بعد باگوشه آستینت اشکتو پاک کنی وبگی : آمدهام که بنگرم گریه نمی دهد امان... 😭❤️🩹