مریم بازرک، دانشآموز شهید مدرسه میناب و یک کودک کلاس چهارمی بود. یکی مثل هزاران کودک دیگر با کیف مدرسه، دفتر مشق و رویاهایی که هنوز شکل نگرفتهاند. در این سن معمولاً از بچهها میپرسند: «وقتی بزرگ شدی میخواهی چهکاره شوی؟» پاسخها هم آشناست؛ دکتر، مهندس، خلبان، فوتبالیست، آتشنشان... اما مریم، جواب دیگری داشت. میگفت: «میخواهم معروف بشوم».مریم ارزو داشت ادمی خیر خواه و نیکو شود و برای کشورش افتخار باشد و برای مردم دنیا مفید . مریم در دفترش شعری از مصطفی رحماندوست نوشته بود. شعری کودکانه با همان حالوهوای ساده و روشن جهان بچهه ها .شعری برای وطن . اری این کودکان کشور خود را بسیار دوست داشتند .
عکس این شهیده زیبا را نشر بدهید تا به ارزوی زیبا ی خود برسد؛
شهیدهمریمبازرک
‹ سـایـه سـار ¹³³›
_
روزِحسابکتابڪہبرسھ..
بعضےازگُناهاټروکہبهتنِشوڹمیدڹ،
مےبینےبراشوڹاستغفارنڪردۍ،
اصݪاًیادٺنبوده !
امّازیرِهࢪگُناهټ یہاستغفارنوشتہشده..
اونجاسٺکہتازهمیفهمۍ
یکۍبہجاټتوبهڪرده....
یکےڪہحواسشبھټبوده..؟
یہپدردݪسوز..
یکےمثلِحضرتمهدۍ"عج"
باباۍِمھربونمون.. 🥺
‹ سـایـه سـار ¹³³›
_
آمدنتڪهقطعیست،
فقطترسمناینستڪه
آنموقعمننباشم...!
‹ سـایـه سـار ¹³³›
امام کاظم(ع) فرمودند: هيچ چيز به اندازه ی ديدارِ برادران از يكديگر به خاطرِ خدا، ابليس و سپاهِ او را
امیر المومنین (ع)میفرمایند :
« ثَـوابُ الـعَمَـلِ عَـلَی قَـدْرِ المَـشَقَّـةِ فـیـهِ »
پــاداش کــار به انــدازۀ رنــج و زحـمـتـى اســت کـه در راه آن مـتـحـمـل میشونـد.
#حدیث_روز
‹ سـایـه سـار ¹³³›
_
به عشق بازی خودتوخدات ،افتخار کن!
خداوقتی یه نفر و نخواد،خودشوازاون آدم میگیره..
یعنی بهش اجازه نمیده بگه،خدا✨!
‹ سـایـه سـار ¹³³›
_
+میدونی این عدد ها چیه!؟🎲
_نه!! چیه؟!
+مدت زمان تنهایی یه نفره..
که منتظره من و تو پاشیم
وبرای ظهورش یه کاری کنیم:)
<وقتش نرسیده که
به خودمون بیاییم؟؟> 🪁
‹ سـایـه سـار ¹³³›
..
من بازم جاموندم(:
لطفا اگر عازم کربلایید و این نوشته رو میبینید ،
توی مسیر مشایه ،
هرجا اسم عباس (ع)رو شنیدین و دیدین ،
هرجا چای عراقی دیدید ،
مای بارد گفتن بچها رو شنیدید ،
عمود ¹³³ که رسیدید ،
توی پیاده روی هروقت خسته شدید ،
عمود ۱۴۰۷ که گلدسته های حرم عمو عباس (ع)رو دیدید ،
تو شارع العباس ، زیر مشک جناب قمر ،
و زیر قبه ی حرم حضرت دلدار ،
حقیر رو یاد کنید...:)
- یهبندهخدایی..
خیلیقشنگتعریفکرد
میگفت
میخواستیگناهکنی
عاشورا به یاد بیار
که حسین داد زد گفت؛
(هَل مِن ناصرِ یَنصُرنی)
یهوقتاینگناهکاریباهاتنکنهکه
صدایامامزمانتونشنوی (:❤️🩹