📮 خیلی زود بود برای فهمیدنش اما همان روزها فهمیدم که ما آدمها زندگیمان تازه وقتی شروع میشود که میفهمیم قرار نیست هیچکس دلش برایمان بسوزد. ما بهخاطر همین که میتوانیم مختار باشیم و انتخاب کنیم، خیلی چیزها را از دست دادهایم و بارِ همهشان هم اتفاقا افتاده است روی دوش خودمان.
*از اینجا بخوانید:*
⏳️ [vaqayet.com]
🟥 @Sdjdm_ir
📮 حالا میتوانیم بنشینیم و خدا خدا کنیم که در یک وضعیت اسفناک، معجزهای چیزی شود و از آسمان کسی بیاید پایین برای آنکه ما را از شر خودکردههایمان نجات دهد. اما این خودکرده چیزی است شبیه دندان درد؛ احتمالا تنها دردی که هیچ معجزهای برای ساکت کردنش وجود ندارد چون ما رعایتنکردن بهداشتش را انتخاب کرده بودیم و چهبسا از انتخابمان لذت برده بودیم.
*از اینجا بخوانید:*
⏳️ [vaqayet.com]
🟥 @Sdjdm_ir
آنچه که خواندید بخشهایی بود از جستار "آتش، به اختیار آدمها"، نوشتهی محمدسجاد کاشانی،
در شمارهی ۱۱۷ نشریه وقایع اتفاقیه.
🔻[ادامهی این جستار در سایت اختصاصی نشریه]
🟥 @Sdjdm_ir
✉️ گاهی اختلافها آنقدر جدی میشوند که دیگر نمیشود با چند جمله ساده از کنارشان گذشت. در یکی از این موقعیتها، آدمهایی با باورهای کاملاً متفاوت دور هم جمع شدند. کسی قرار نبود دیگری را قانع کند؛ فقط میخواستند بفهمند طرف مقابل چطور به دنیا نگاه میکند.
جلسهها که جلو رفت، همه به نتیجه مشترک نرسیدند. بعضیها حتی همانقدر بر نظر خودشان ماندند. اما یک چیز تغییر کرد: یاد گرفتند بدون حمله، بدون تحقیر، با هم حرف بزنند.
کمکم مشخص شد "مشکل اصلی، خود اختلاف نیست"؛ واکنش ما به آن است. وقتی خشم و ترس کنترل نشوند، گفتگو خیلی زود تبدیل به جدل میشود. اما اگر کمی مکث کنیم، گوش بدهیم و عجلهای برای جواب دادن نداشته باشیم، فضا تغییر میکند.
در نهایت، قرار نیست همیشه همنظر باشیم.
اما میتوانیم یاد بگیریم با وجود اختلاف، ارتباط را حفظ کنیم.
شاید همینجا مرز بین تنش و بلوغ در رابطههای انسانی شکل میگیرد.
📚 برگرفته از کتاب "ابرتعاملگرها"، اثر چارلز دوهیگ
#روانشناسی
🟨 @Sdjdm_ir
عقاید یک دلقک.pdf
حجم:
3.4M
"|بُرش|"
📜 در خانه من همهچیز آجریرنگ است: درها، کاغذدیواری، کمددیواری. اگر زنی با ربدوشامبر سرخ آجری هم روی آن کاناپهٔ سیاه مینشست، خوب به این فضا میآمد. ظاهرآ شدنی هم هست، فقط اینکه... امراض من صرفآ به مالیخولیا و سردرد و تنبلی و توانایی رازآمیز تشخیص بوها از پشت تلفن محدود نمیشود. وخیمترین مرضی که دارم تمایلم به تکهمسری است. تنها یک زن هست که میتوانم با او همهٔ آن کارهایی را بکنم که مردان با زنان میکنند: ماری. و از زمانی که او از پیش من رفته، مثل راهبها زندگی میکنم، تنها با این تفاوت که من راهب نیستم. بارها به این موضوع فکر کردهام که به روستا بروم و از پدر روحانی مدرسهٔ سابقم مشورت بخواهم، ولی تمام این جماعت آدمیزاد را موجودی چندهمسری میدانند (برای همین است که اینطور سفت وسخت از تکهمسری دفاع میکنند). لابد من به نظرشان هیولایی خواهم آمد و توصیهشان هم چیزی نخواهد بود مگر اشارهای تلویحی به جاهایی که به نظرشان میتوان در آن عشقی برای فروش یافت.
🟨 @Sdjdm_ir
📮 هیچگاه درک نکردم «خیال» چیست. در حالی که این محبت منحوس تمام زندگی مرا به ورطهی نابودی کشیده است. خیال، آغوش گرمی برای فرار از واقعیت تلخ است. تلخی همچون بادامِ تلخ آجیلِ مهمانی عید که کشنده نیست اما، حس چشایی تو را میگیرد تا هیچ شیرینی را حس نکنی. خیال آن میوهی شیرین است که هیچگاه گندیده نمیشود مگر با دست خود آن را بشکافی و رها کنی.
*از اینجا بخوانید:*
⏳️ [vaqayet.com]
🟥 @Sdjdm_ir
📮 یادِ خیالِ تو را در لابهلای نوشتههای روزانه که حتی یکی از آنها قابل درک نیست دفن کرده بودم. بادی میان این همه خاطره وزید و حالا خیال فراموششدهات در پیش چشمهایم عریان گشت. حالا من بیدفاع تر از همیشه در برابر جنگی باطل با فراموشی خیال تو شدم؛ جنگی که هیچ پایانی ندارد جز مرگ نگارنده.
*از اینجا بخوانید:*
⏳️ [vaqayet.com]
🟥 @Sdjdm_ir
آنچه خواندید بخشهایی بود از "خیال، نارنجِ خوشبوی گندیده"، نوشتهی متین خامسی تهرانی،
در شمارهی ۱۱۶ نشریه وقایع اتفاقیه.
🔻[ادامهی این جستار در سایت اختصاصی نشریه]
🟥 @Sdjdm_ir
📮 خیال کولهبار شیرینِ رنج است. کولهبار سنگینی که ما را خُرد میکند اما حاضر به دلکندن از آن نیستیم. رنجی که همیشه به انتظار پایان آن هستیم اما حاضر به رها کردن نیستیم.
*از اینجا بخوانید:*
✻ Vaqayet.com
🟥 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
📮 خیال کولهبار شیرینِ رنج است. کولهبار سنگینی که ما را خُرد میکند اما حاضر به دلکندن از آن نیستی
📮 خیال امیدِ تاریک زندگی است، تاریکیای که جان همهی ما میگیرد و اجازهی سبزشدن نمیدهد. خیال همان نارنج خوشبویی است که فقط یکبار عطر آن به جانمان نشسته و پی آن میگردیم.
*از اینجا بخوانید:*
✻ Vaqayet.com
🟥 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
📮 خیال امیدِ تاریک زندگی است، تاریکیای که جان همهی ما میگیرد و اجازهی سبزشدن نمیدهد. خیال همان
✻ آنچه که خواندید، بخشهایی بود از جستار "خیال، نارنجِ خوشبوی گندیده"، نوشتهی متین خامسی تهرانی، در شمارهی ۱۱۶ نشریه وقایع اتفاقیه.
🔻[ادامهی این جستار در سایت اختصاصی نشریه]
🟥 @Sdjdm_ir
🛄 "راهنمای بقا در قطع طولانی (۱۴روزه)، مطابق استانداردهای FEMA و CDC"
1⃣ | "آب (اولویت مطلق)"
برق که برود، فشار آب شهری ظرف چند ساعت میافتد. احتمالاً آب لولهکشی هم نخواهی داشت.🚰
🔵 "نیاز واقعی هر نفر در روز (طبق FEMA):"
حداقل ۳٫۸ لیتر (یک گالن) برای نوشیدن و بهداشت سبک.
توصیه محتاطانه: ۵ تا ۶ لیتر (نوشیدن + پخت و پز + شستشو)
🔵 "برای ۱۴ روز:"
حدود ۸۰ لیتر آب برای هر نفر ذخیره کن.
🔵 "روش تأمین:"
· از الان چند گالن ۲۰ لیتری پلیکربنات بگیر و پر کن.
· اگر غافلگیر شدی: بلافاصله پس از قطع برق، وان حمام، بطریها و هر ظرف تمیزی را پر از آب کن.
· هشدار: آب وان حمام فقط برای شستشو و بهداشت است، نه برای نوشیدن.
· برای اطمینان: یک فیلتر تصفیه آب (LifeStraw یا Sawyer Mini) داشته باش.
🔵 "روش ضدعفونی اضطراری آب (طبق CDC): "
اگر از آب نامطمئن هستی، به ازای هر لیتر آب، ۲ قطره سفیدکننده بدون بو (هیپوکلریت سدیم ۵-۶٪) بریز، ۳۰ دقیقه صبر کن. اگر بوی کلر میدهد، قابل استفاده است.
🟨 @Sdjdm_ir