📝 از متن تا تحلیل 📝
✻ هشتمین جلسه از طرح «اینجا چراغی روشن است» که به بررسی کتاب «ایران، جامعه کوتاهمدت» اثر همایون کاتوزیان اختصاص داشت، روز ۲۱ خردادماه ۱۴۰۵ با حضور علاقهمندان به مباحث تاریخ، جامعهشناسی و مطالعات ایران برگزار شد.
🌪 در این نشست، شرکتکنندگان ضمن آشنایی با ایدهی محوری نویسنده دربارهی «جامعه کوتاهمدت» و نسبت آن با تجربهی تاریخی ایران، به گفتوگو دربارهی زمینههای شکلگیری این مفهوم، پیامدهای آن در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور، و نیز ارتباطش با مسئلهی ثبات، توسعه و نهادسازی پرداختند.
🖋 در ادامه، بخشهایی از کتاب بهصورت جمعی مرور شد و با طرح پرسشهای باز، فرصتی برای مشارکت فعال حاضران فراهم آمد تا دیدگاهها، نقدها و برداشتهای خود را در فضایی صمیمی و گفتگومحور مطرح کنند. این شیوهی تعامل، علاوه بر افزایش پویایی جلسه، به پیوند دادن مباحث نظری کتاب با تجربهها و دغدغههای روز دانشجویان نیز کمک کرد.
🖇
این نشست رضایت ۹۴ درصدی شرکتکنندگان را به خود اختصاص داد.
🟨 @sdjdm_ir
📮 در فرصتی که به دانشآموزانم برای نوشتن دادم خودم هم وسوسه شدم تا دست به قلم ببرم و بنویسم.
بیت را دوباره با خودم خواندم؛ روبهروشدن اختیار با جبر، موضوعی که ذهن بشر همیشه با آن درگیر بوده است. با کمی کنکاش بین کتابهای خوانده شده در حافظهام، به کتاب مرشد و مارگاریتا رسیدم.
بولگاکف نویسنده هوشمند و ریزبین روسی از همان ابتدا شخصیتهای داستان را در موقعیت انتخاب قرار میدهد.
داستان از میانه گفتوگوی دو شخصیت ادبی که یک طرف مدیر بهترین محفل ادبی روسیه و طرف دیگر شاعر جوان که شعری درباره مسیح سروده، آغاز میشود. در همین فاصله شخصی با ظاهری عجیب وارد بحث آن دو شده و اظهاراتی نامتعارف درباره مسیح و چگونگی مصلوبشدن ایشان بیان میکند و آن دو تن و خوانندگان را با خود به اورشلیم در ۲۰۰۰ سال قبل میبرد و در دادگاهی که پیلاتس برای مسیح، که در کتاب یسوعا نام دارد، برپا کرده مینشاند و ما از شاهدان اجرای حکم اعدام برای مسیح هستیم. روایتی که با انجیل متفاوت است.
از اینجا بخوانید:
✻ Vaqayet.com
🟥 @sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
📮 در فرصتی که به دانشآموزانم برای نوشتن دادم خودم هم وسوسه شدم تا دست به قلم ببرم و بنویسم. بیت را
✻ آنچه که خواندید، بخشهایی بود از جستار "مرشد و مارگاریت؛ روایتی از اخلاق، جبر و آزادی"، نوشتهی مرضیه حقی، در شمارهی ۱۲۳ نشریه وقایع اتفاقیه.
🔻[ادامهی این جستار در سایت اختصاصی نشریه]
🟥 @sdjdm_ir
معرفی کتاب باغ وحش شیشه ای.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
✻ اینروزها چه کتابی بخونیم خوبه؟
✉️| باغ وحش شیشهای
خاطرات مثل شیشهاند؛ شفاف، درخشان، اما بهشدت شکننده.
این، داستان خانوادهی وینگفیلد است؛ خانوادهای که در گوشهای از یک آپارتمان فقیرنشین، سعی میکنند با رویاهایشان زنده بمانند. ماجرا را از زبان تام میشنویم؛ پسر خانواده که هم راوی قصه است و هم خودش گرفتار آرزوی فرار.
مادر خانواده، آماندا، در گذشتهای دور زندگی میکند و هنوز دل از خاطرات جوانیاش نکنده است. اما قلب این داستان، لوراست؛ دختری جوان که بهخاطر یک نقص جسمی ساده، خودش را از دنیای بیرون کنار کشیده است. او آنقدر تنهاست که برای خودش جهانی ساخته؛ دنیایی از مجسمههای شیشهای حیوانات که با آنها حرف میزند. شیشههایی که درست مثل قلب خودش، با یک تلنگر کوچک ممکن است بشکنند.
حالا آماندا میخواهد برای نجات لورا، غریبهای را به خانه بیاورد؛ جیم اوکانر، دوست تام.
به نظر شما درِ این خانه به روی یک زندگی تازه باز میشود، یا قرار است فقط تماشاگر شکستن دوبارهی این دنیای شیشهای باشیم؟
«باغوحش شیشهای»، اثر کلاسیک و بینظیر تنسی ویلیامز، نمایشنامهای کوتاه اما عمیق است که مستقیم به قلب احساسات انسان میزند. اگر دنبال کتابی هستید که بعد از تمام شدنش تا ساعتها ذهن شما را درگیر کند، این همان کتاب است.
#معرفی_کتاب #باغ_وحش_شیشهای
🟨 @sdjdm_ir
🪔 اینجا چراغی روشن است 🪔
✻ باشگاه کتابخوانی هفتگی؛ گفتوگو در دنیای کتاب
کتاب نهمینجلسه: روح پراگ | اثر ایوان کلیما
♦️ تسهیلگر:
مهدی نعیمیانراد | مدیر اجرایی سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان
🗓 زمان برگزاری:
پنجشنبه، ۲۸ خردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶
📍مکان:
میدان آزادی، کتابفروشی جهاد دانشگاهی
جهت عضویت در گروه و ثبت نام به آیدی زیر در پیامرسان بله، پیام دهید:
🆔 @mehraneh_mahdinia
ظرفیت محدود❗️
🟨 @Sdjdm_ir
معرفی کتاب روح پراگ.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
معرفی کتابهای باشگاه کتابخوانی هفتگی |
نهمین جلسه: روح پراگ 🌉
- تا حالا شده فکر کنید یک شهر چطور میتونه سالها زیر فشارِ دیکتاتوری، جنگ و شکست، باز هم «خودش» باقی بمونه؟ پراگ، شهرِ ایوان کلیما، دقیقاً همینطوره. شهری که همیشه انگار یک چیزی تویِ قلبش داشته که هیچ قدرتی نتونسته اون رو تسخیر کنه.
کلیما توی کتاب «روح پراگ» خیلی قشنگ ما رو با خودش به کوچهپسکوچههای پراگ میبره. اون از پراگی میگه که تویِ دوران خفقان، با «طنز» به جنگِ پوچیِ قدرت رفته. جالبه، نه؟ اینکه مردمش به جایِ خشمِ بیحاصل، با زیبایی و حافظه، در برابرِ فراموشی ایستادن.
اما نکتهی طلایی کتاب، جاییه که کلیما از دوران آزادی حرف میزنه. اون با خودش فکر میکنه که خب، حالا که دیکتاتوری رفته، آیا پراگ باز هم میتونه زنده بمونه؟ یا قراره زیرِ زبالههایِ مصرفگرایی، بیتفاوتی و بیمعنایی دفن بشه؟ این سوال، خیلی تکوندهندهست. اینکه آزادی، اگر با وجدان و اخلاق همراه نشه، میتونه خطرناکتر از هر دیکتاتوریای باشه.
🟨 @Sdjdm_ir
سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
معرفی کتابهای باشگاه کتابخوانی هفتگی | نهمین جلسه: روح پراگ 🌉 - تا حالا شده فکر کنید یک شهر چطور
بُرش |
📄 قدرت توتالیتری معمولا منکر میشود که اصلا بحرانی وجود دارد، و میکوشد از این موقعیت به نفع خویش بهره ببرد. یعنی میکوشد هر آن چیزی را که تا همین اواخر یک نیاز معمولی انسانی بود یک امتیاز مهم جلوه دهد، که بهخاطر همین توتالیتاریسم بدل به چیزی نایاب شده است. آنگاه به شهروندانش رشوه میدهد: حق داشتن سقفی بالای سرخود بدل به یک امتیاز میشود، و همچنین حق داشتن غذایی سالم، بهداشت و درمان، اطلاعات سانسور نشده، اجازه سفر، تعلیم و تربیت، گرما، و سرانجام خود زندگی.
📖 در طاقچه بخونید
🟨 @Sdjdm_ir