ՏᗴᗷᗩՏTIᑎ🇮🇷
بذارید یه داستان براتون بگم
میگن یه زمانی یه کاسبی دید از این شغل خیلی درآمد نداره
از همسر و ۳ فرزندش خداحافظی کرد رفت ترکیه اونجا مشغول به کار شد
بعد از چند ماه یه نامه فرستاد همسرش خیلی خوشحال شد و بچهی کوچیکشون کلی بالا پایین پرید که آخ جون بابا نامه داده
اما نکته اینجا بود این خانواده نامه ارو باز نمیکردن ببینن چی توش نوشته شده
فقط هرزگاهی مادر از روی طاقچه اونو دست مال میکشید و میبوسید اما نامه ارو باز نمیکرد
@sebastin🇮🇷
ՏᗴᗷᗩՏTIᑎ🇮🇷
میگن یه زمانی یه کاسبی دید از این شغل خیلی درآمد نداره از همسر و ۳ فرزندش خداحافظی کرد رفت ترکیه او
بار دوم همین روند دوباره تکرار شد پدر نامه فرستاد همه خوشحال بودن ولی کسی نامه ارو باز نمیکرد و صرفا میذاشتن جلوی طاقچه
و همینطور بار سوم هم پدر نامه فرستاد اما کسی داخلش رو نگاه نمیکرد و میذاشتن جلوی طاقچه و هرزگاهی اونو میبوسیدند
@sebastin🇮🇷
ՏᗴᗷᗩՏTIᑎ🇮🇷
بار دوم همین روند دوباره تکرار شد پدر نامه فرستاد همه خوشحال بودن ولی کسی نامه ارو باز نمیکرد و صرف
بعد از دوسال پدر از ترکیه برمیگرده میبینه خبری از اهل خانواده نیست جز فرزند کوچکش
ازش میپرسه مامانت کو؟
بچه میگه بابا یادته مامان مریض بود؟
مریضیش باعث شد بمیره!
باباعه گفت اع! من که توی اون پاکت اولی که بهتون دادم پول فرستاده بودم که مامانتون رو ببرید دکتر چرا نبردید؟
بچه کوچیکه گفت ما فقط نامه ارو میذاشتیم جلوی طاقچه هرزگاهی گرد و غبارش رو میگرفتیم
@sebastin🇮🇷
ՏᗴᗷᗩՏTIᑎ🇮🇷
بعد از دوسال پدر از ترکیه برمیگرده میبینه خبری از اهل خانواده نیست جز فرزند کوچکش ازش میپرسه مامانت
بعد باباعه پرسید خب حالا داداشت کجاست؟
بچهه گفت بابا اون معتاد ارو دیدی نشسته بود سرکوچه؟ اون پسرت بود بعد اینکه تو رفتی معتاد شد؟
باباعه گفت اع! من که توی اون نامه دومی گفتم نذارید با اون رفیق نابابش بگرده چرا گوش ندادید؟
پسر گفت والا ما نامه ارو باز نمیکردیم میذاشتیم جلوی طاقچه نگاش میکردیم
@sebastin🇮🇷
ՏᗴᗷᗩՏTIᑎ🇮🇷
بعد باباعه پرسید خب حالا داداشت کجاست؟ بچهه گفت بابا اون معتاد ارو دیدی نشسته بود سرکوچه؟ اون پسرت ب
باباعه گفت خب حالا بگو ببینم ابجیت کجاست؟
پسر گفت بابا همین امروز رفت طلاق بگیره از شوهرش
باباعه گفت با کی مگه ازدواج کرد؟
پسر گفت همون خواستگاری که پاشه در خونه ارو از جا کنده بود
باباعه گفت مگه من توی نامه سومی نگفته بودم این پسره آدم درست و حسابی نیست جواب مثبت بهش ندید؟
پسر گفت نه ما فقط نامه میذاشتیم جلوی طاقچه هرزگاهی یه دستی روش میکشیدیم
@sebastin🇮🇷
ՏᗴᗷᗩՏTIᑎ🇮🇷
باباعه گفت خب حالا بگو ببینم ابجیت کجاست؟ پسر گفت بابا همین امروز رفت طلاق بگیره از شوهرش باباعه گفت
اما این توی این داستان چه پندی قراره بگیریم؟
دیر یا زود همه ما خواهیم مرد
روز قیامت همه ما باید جوابگوی اعمالمون باشیم
اما اینجا خدا از ما سوال میپرسه میگه
مگه من توی قرآن نگفتم غیبت حرامه؟
مگه من توی قران نگفتم دروغ کلید همهی بدی هاست؟
مگه من تو قران نگفتم کسی که نزول میگیره یا نزول میده انگار به جنگ من اومده؟
مگه من توی قران نگفتم کسی که نماز نمیخونه هرچی کار خیر انجام داده باشه قبول نیست؟
و ما چی میگیم؟ نه والا ما قران رو گذاشته بودیم روی طاقچه هرزگاهی بوسش میکردیم
هرزگاهی گرد غبارش رو میگرفتیم ولی از محتوای داخلش خودمونو آگاه نمیکردیم😂💔
@sebastin🇮🇷
ՏᗴᗷᗩՏTIᑎ🇮🇷
📢 هر روز یک صفحه قرآن بخوانیم 🔹 امروز؛ صفحه دویست و ده قرآن کریم سوره مبارکه يونس ✏️ توصیه مهم حضر
حالا هم بچهی خوبی باشید قرآن هارو بخونید
بابامم خیلییی دعا کنید بچهاش به ۳ میلیارد پول نیاز داره❤️
ՏᗴᗷᗩՏTIᑎ🇮🇷
حالا هم بچهی خوبی باشید قرآن هارو بخونید بابامم خیلییی دعا کنید بچهاش به ۳ میلیارد پول نیاز داره❤️
پشمام حاجی بابای منم به این مشکل خورده 😑💔
ՏᗴᗷᗩՏTIᑎ🇮🇷
پشمام حاجی بابای منم به این مشکل خورده 😑💔
خداروشکر که ما از این مشکلا نداریم