eitaa logo
دانلود
هدایت شده از ˙˚ 𝘕𝘰𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨 ˚˙
𝓕𝓸𝓻 𝓓𝓮𝓪𝓻 پناهگاه : 💌 * صحنه: یک کافه قدیمی، هوای سرد و باران ملایم پشت شیشه. پشت میز نشسته اید و فقط به بیرون نگاه می‌کند. ناگهان، میان آدم‌ها یک چهره‌ی آشنا را می‌بیند… - اینجا… واقعاً تویی؟ * فرد آرام می‌نشیند، با نگاهی که انگار از دور مراقب بوده + می‌دونم. خیلی چیزها درباره ما اتفاق میوفته که انتظارش رو نداریم… حالت چطوره؟ - من… خوبم نمی‌تونم بگم. همه چیز قاطی شده. این روزها حس می‌کنم خودم هم گم شدم—بیشتر از هر چیز، توی هویتم. + سردرگمی رو می‌شناسم. مثل مه. اما یادت هست؟ حتی وقتی مه جلوی دید رو می‌گیره، تو اوم بخشی رو داری که می‌پرسه و دنبال جواب می‌گرده. همون بخش، خودِ توعه + ولی… تنها‌م. - تنها نیستی. حتی وقتی جسمی نیستم، حضورم می‌مونه—تو همون احترام به سؤال‌هات، تو همون عشقی که از دور داشتم. فقط شکلش فرق می‌کنه. - پس… اینجا بودن یعنی چی؟ من دارمخواب می‌بینم؟ + حضور همیشه جسم نیست. گاهی یک نگاهِ هم‌دل، یک حرفِ راست، کافیه تا اون مه سبک شه. من برای تو همین‌جا هستم—برای اون قسمت از تو که دنبال حقیقت خودش می‌گرده. - خب… من باید چکار کنم؟ + فقط خودت باش. هنوز کامل نمی‌شناسی‌اش؟ ایرادی نداره. به سوال‌ها گوش بده، به سکوت درونت. هر قدمی—اگر ساده یا کوچک—بخشی از مسیر پیدا کردن خودته. من از دور… و شاید همین نزدیکی… همراهت می‌مونم. - انگار.. کمی از سنگینی ای که داشتم کم شده. + این تازه شروعه. خودت رو دست‌کم نگیر. + مراقب خودت باش…
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا