@sedaketabHomayoun-Shajarian-Del-Be-Del-128.mp3
زمان:
حجم:
5.4M
🎼 #موسیقی
🎧 دل به دل
🎙همایون شجریان
💐 زندگیتون سرشار از عشق و مهربانی
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab
📚#چند_خط_کتاب
🪴ما در عشق مییابیم که میخواهیم چه کسی باشیم و در جنگ میفهمیم چه کسی هستیم...
📗#بلبل
✍#کریستین_هانا
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab
صدای کتاب
📚#معرفی_کتاب 📗معجزههای خواربارفروشی نامیا ✍کیگو هیگاشینو 🔶 وقایع کتاب معجزههای خواربارفروشی نامی
@sedaketabD1738966T16211326(Web).mp3
زمان:
حجم:
12.5M
📚📣 کتاب صوتی
📗#معجزه_های_مغازه_خوار_و_بار_فروشی_نامیا
✍️ کیگو هیگاشینو
🎙راوی: بهادر ابراهیمی
🔸 قسمت ششم
💢 در کتاب صوتی این هفته، میزبان شما هستیم با ماجرای معمایی فروشگاهی که مردم نامههایشان را به داخل آن میاندازند و از صاحب آنجا کمک میخواهند! دو اقتباس سینمایی چینی و ژاپنی از این کتاب ساخته شدهاست.
#کتاب_صوتی
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab
🔺 مکتوب بر روی نگین
🔹 امام رضا علیهالسلام فرمودند:
نقش انگشتر حضرت آدم علیهالسلام لا اله الا اللَّه محمدٌ رسولُ اللَّه بود كه با خود از بهشت آورده بود.
🔸 و آن هنگام که حضرت نوح علیهالسلام بر كشتى سوار شد، خدا به او وحى كرد:
اى نوح! اگر از غرقشدن ترس داری، هزار بار من را تهليل بگو و از من نجات بخواه، که من تو را و هر کسی كه با تو ايمان آورده، نجات خواهم داد .
🔹 پس از آنکه نوح علیهالسلام و مؤمنان بر كشتى قرار گرفتند و بادبان را بالا بردند، باد تندى وزيد و نوح علیهالسلام از غرقشدن ترسيد و از سرعت باد نتوانست هزار بار
لا اله الا اللَّه بگويد، اما با زبان سريانى گفت: هَلوليا، هزار بار، هزار بار، اى كشتى در جای خود قرار بگیر .
🔸 در این لحظه بادبان استوار شد و كشتى به راه خود ادامه داد. نوح گفت:
سزاوار است جملهای که به وسيله آن، خدا من را از غرقشدن نجات داد، از من جدا نباشد .
و آن جمله را بر روی نگین انگشتر خویش مکتوب کرد:
🏷 لا اله الا اللَّه الف مرة يا ربِّ اَصلِحنى .
📚 پینوشت:
صدوق، محمد، الامالی، ص457، کتابچی.
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎼 اندکی آرامش
🧿من خوشبختی ات را، آرامشت را ... من آرزوهای زیبای تو را آرزو می کنم.
🌌 در پناه خداوند، شب خوش
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab
✍ زیبایی در هیچ چیز ابدی نیست... بجز یک ذات زیبا که تا ابد زیباست .
🏷 سلام و احترام، خوش آمدین به کانال صدای کتاب
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab
📚#داستان_کوتاه
✍پادشاهى با نوكرش در كشتى نشست تا سفر كند، از آنجا كه آن نوكر نخستین بار بود كه دریا را مى دید و تا آن وقت رنجهاى دریانوردى را ندیده بود، از ترس به گریه و زارى و لرزه افتاد و بى تابى كرد.
🍃 هرچه او را دلدارى دادند آرام نگرفت ، ناآرامى او باعث شد كه آسایش شاه را بر هم زد، اطرافیان شاه در فكر چاره جویى بودند، تا اینكه حكیمى به شاه گفت : (اگر فرمان دهى من او را به طریقى آرام و خاموش مى كنم .)
🍃 شاه گفت : اگر چنین كنى نهایت لطف را به من نموده اى . حكیم گفت : فرمان بده نوكر را به دریا بیندازند. شاه چنین فرمانى را صادر كرد. او را به دریا افكندند. او پس از چندبار غوطه خوردن در دریا فریاد مى زد مرا كمك كنید! مرا نجات دهید! سرانجام مو سرش را گرفتند و به داخل كشتى كشیدند.
🍃 او در گوشه اى از كشتى خاموش نشست و دیگر چیزى نگفت . شاه از این دستور حكیم تعجب كرد و از او پرسید: (حكمت این كار چه بود كه موجب آرامش غلام گردید؟ )
🏷 حكیم جواب داد: (او اول رنج غرق شدن را نچشیده بود و قدر سلامت كشتى را نمى دانست ، همچنین قدر عافیت را آن كس داند كه قبلا گرفتار مصیبت گردد.)
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab
دعای روز شنبه.mp3
زمان:
حجم:
342.8K
🌅 دعای روز شنبه
🕊 خدای من توئی، ای رحمت تو بی پایان...
🎙محمد عبدالحسینی
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
✅@sedaketab