📝 رهبر انقلاب خطاب به دانشجویان حامی فلسطین در آمریکا:
👈 شما اکنون در طرف درست تاریخ ایستادهاید
📝 حضرت آیتالله خامنهای در نامهای خطاب به دانشجویان باوجدان حامی مردم فلسطین در دانشگاههای ایالات متحده آمریکا:
این نامه را به جوانانی مینویسم که وجدان بیدارشان آنها را به دفاع از کودکان و زنان مظلوم غزّه برانگیخته است. جوانان عزیز دانشجو در ایالات متّحدهی آمریکا! این، پیام همدلی و همبستگی ما با شما است. شما اکنون در طرف درست تاریخ ــ که در حال ورق خوردن است ــ ایستادهاید. ۱۴۰۳/۳/۵
هدایت شده از فرهنگ و تبلیغ
. 🌷🌷 #اطلاعیه 🌷🌷
#اجتماع بزرگ مهمونی غدیر در شهرستان لردگان
💢همراه با برنامه های متنوع فرهنگی و بیش از پنجاه موکب پذیرایی
🎁اهدای جوایز متعدد : (کمک هزینه کربلای معلا ، کمک هزینه مشهد مقدس ،دوچرخه ، پتو و جوایز متعدد دیگر )
🔸#سه_شنبه ۵تیرماه
📕فرم ثبت نام #قرعه_کشی اجتماع بزرگ مهمونی غدیر:
https://survey.porsline.ir/s/CsUgoZwW
✅ توجه:
🔹 شروع برنامه مواکب از ساعت ۱۶ الی ۲۲
🔹 برنامه تجمع از ساعت ۲۰
⬅️قرعه کشی فقط از کسانی که در لینک بالایی ثبت نام کرده باشند انجام میگیرد
💢لطفا با انتشار حداکثری شما هم مبلغ غدیر باشید💢
#مهمونی_غدیر #عید_غدیر #لردگان
#نشر_حداکثری
#غدیر
#نهضت_ادامه_دارد
🔰 بپیوندید 👇
⬅️کانال فرهنگ و تبلیغ
https://eitaa.com/Cultur
🌸🍃🌸🍃
#هدیه_امام_حسین_به_امیرکبیر
آیت الله اراکی فرمود:
شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت خیر سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت :نه با تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟ جواب داد هدیه مولایم حسین است!
گفتم چطور؟ با اشک گفت آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت :
به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم
#برگرفته_ازکتاب_داستان_راستان
🔰 #داستان_وضرب_المثل 🔰
@sedal313
🌸🍃🌸🍃
در اساطیر یونان باستان، از شخصیتی افسانه اي به نام پروکروستس نام برده شده است
او همه مسافرانی که قصد ورود به آتن را داشتند، روی تختی می خواباند و اگر مسافری، کوتاه تر از اندازه تخت بود، آنقدر او را می کشید تا اندازه شود یا اگر هم بلندتر بود پاها یا دستهایش را قطع می کرد!
*از نظر پروکروستس تنها اشخاصی درست و کامل بودند که به اندازه تخت او بودند!
داستان این تخت داستان هر روز زندگی ماست...
در حقیقت تک تک ما آدم ها که خود را جزو افراد روشن و باسواد می دانیم، دیگران را با تخت پروکروستس خود می سنجیم ...
تختی که ابعادش اعتقاد، باور، ثروت، قدرت، زیبایی و... است!
اگر فردی در این چهارچوب قرار نگیرد، نه تنها باعث افتخار نیست; بلکه ما به عنوان یک آدم بازنده، بی عرضه و بی کفایت به او نگاه می کنیم و آنقدر او را می کشیم یا له می کنیم، تا از اندازه و فرم واقعی خودش خارج شود و طبق سلیقه و قضاوت ما شود...
آنگاه که چیزی از خود واقعی اش نماند، تازه به او افتخار می کنیم... !
حکایت آن تخت، روایت قالب های ذهنی و پیش داوری های ماست...
🔰 #داستان_وضرب_المثل 🔰
@sedal313