👩👧 بچهات درس نمیخونه
دفترش بازه، ولی حواسش هزار جاست…
تو نگاهش میکنی و یهو…
ترس میاد 😣
💭 «نکنه عقب بمونه؟»
💭 «نکنه آیندهاش خراب بشه؟»
💭 «نکنه من مادر خوبی نیستم؟»
🔹 غرق شدن در ترس:
ترس میره پشت فرمون 🚗
بدن داغ میشه 🔥
صدا میره بالا 📣
حرفها تند میشن
😤 «من چکار دیگهای باید بکنم که بشینی سر درست؟!»
😠 «همه دارن درسشونو میخونن، حواست کجاست؟!»
🤯 «اگه کم و کسری داری بگو، چی دیگه برات فراهم کنم؟»
😞 بعدش چی میشه؟
جواب بچهها با دعوا یا گریه…
😢 «اصلاً میخوام درس نخونم!»
😠 «برا چی اومدی اتاق من؟»
😞 «دوست ندارم… میخوام ول کنم…»
و بعدش؟
تو میمونی و یه عالمه عذاب وجدان…
ترس آروم نشده
فقط شکلش عوض شده 💔
🔹 حالا اگه ترس رو ببینم:
همون صحنهست
همون بچه
همون فکرها…
اما اینبار
✨ یه مکث کوچولو
😮💨 یه نفس
🧠 یه توجه به بدن
💭 «الان تو دلم رخت میشورن…»
😬 «فکم سفت شده…»
🔥 «گر گرفتم…»
💛 «من ترسیدم… واقعاً نگرانشم»
صدا خودبهخود میاد پایین
بدن آرومتر میشه
و حرفت عوض میشه
🗣 «میبینم درسات عقب افتاده…
راستش نگران آیندهتم
بیا باهم یه راهی پیدا کنیم»
👂 این صدا شنیده میشه
نه چون کامل بود
بلکه چون از ترسِ دیدهشده اومده بود 🌱
🍃 فرقش کجاست؟
ترس هر دو جا هست
اما:
🌪️ یهجا ترس فریاد میزنه
🌿 یهجا ترس دیده میشه
وقتی ترس دیده میشه
🤍 هم رابطه حفظ میشه
🤍 هم خودت گم نمیشی
💬 تو تجربهی تو
ترسِ مادرانه بیشتر کِی خودش رو نشون میده؟
🎋 @Askhodbekhoda
🎂 همسرت تولدت رو یادش رفته…
نه پیام
نه تبریک
نه حتی یه «یادم نبود» ساده…
تو دلت یهو خالی میشه 😔
قفسهی سینهت میگیره
گلوت سفت میشه
و یه فکر آروم میاد بالا:
💭 «انگار اصلاً مهم نیستم…»
🔹 غرق شدن در ترس:
ترس شروع میکنه حرف زدن:
💭 «بیتوجهه»
💭 «دوستم نداره»
💭 «من براش اولویت نیستم»
و توی ترس…
میری تو قهر 😶
یا طعنه میزنی:
😠 «آدم اگه بخواد، یادش میمونه!»
یا یهو منفجر میشی
یا سرد میشی و فاصله میگیری ❄️
حرف هست…
اما شنیده نمیشه
درد هست…
اما میشه جنگ 🧨
🔹 دیدن ترس:
همون اتفاقه
همون دلخوری هست
اما اینبار…
⏸️ یه مکث کوچیک
سنگینی سینهتو حس میکنی
نفست رو میبینی 😮💨
و با خودت میگی:
💭 «الان بدنم ترسیده…
ترس از دیده نشدن
ترس از مهم نبودن»
صدا خودبهخود نرمتر میشه
و بعد میتونی بگی:
💬 «وقتی تولدم یادت رفت، ناراحت شدم…
دلم میخواست دیده شم»
نه حمله
نه سرزنش
نه قهر
فقط حرفی که
از خواست میاد
نه از ترس 🤍
🍃 فرقش کجاست؟
ترس همونه
اتفاق همونه
اما اینبار
ترس فرمانده نیست
فقط یه پیامرسانه ✨
و اینجاست که
حرفت
شانسِ شنیده شدن پیدا میکنه 💛
🎋 @Askhodbekhoda
😔 یه اشتباهی کردی
و یهو فکرت میره اونجا که:
«آخ… این من بودم؟»
یه چیزی تو دلت فرو میریزه
سینهات سنگین میشه
یه دلدردِ ریز میاد
نفست سطحی میشه 😮💨
و ذهنت شروع میکنه:
💭 «باز خراب کردی…»
💭 «کی میخوای درست شی؟»
💭 «اگه کار بلد بودی، اینجوری نمیشد…»
💭 «آبروت رفت!» 😣
📌 ترس از طرد شدن میاد
و ناخودآگاه میری تو جبرانِ افراطی
– عذرخواهی
– توضیح
– سرویس دادن
– کنار کشیدن از خواستههات
فقط برای اینکه فضا آروم بشه…
اما به چه قیمتی؟
💔 خسته شدنِ تو
💔 گم شدنِ خودت
🔹 دیدن ترس:
همونجا
قبل از اینکه بدویی برای جبران
یه مکث کوچیک ⏸️
میبینی:
– دلدرد هست
– نفس سطحی شده
– شونهها افتاده
و به خودت میگی:
💬 «این احساسِ گناهه…
و زیرش، ترس از طرد شدنه»
نه انکارش میکنی
نه میپری وسط درستکردنِ همهچی
فقط میبینیش 👀
🤍 «فهمیدمت…
ولی الان نمیخوام خودمو قربانی کنم
که دوستداشتنی بمونم»
اگه لازم باشه
مسئولیت کارت رو میپذیری و اقدام میکنی
اما:
نه از سر ترس
نه با له شدن
نه با فرسودگی 🍃
🌿 دیدن ترس یعنی:
ترس هست
بدن خبر داده
و من فرار نمیکنم
باهاش میمونم
🌪️ غرق شدن در ترس یعنی:
ترس میشه فرمانده
بدن داد میزنه
ذهن میدوه
و آخرش
ما میمونیم و خستگی و پشیمونی
💛 فرقش؟
یکی ما رو به خودمون نزدیکتر میکنه
اون یکی
آرومآروم از خودمون دورتر…
✨ دیدن ترس
یعنی انتخاب
نه واکنشِ اجباری
نه جنگ
نه فرار
فقط
یه مکثِ انسانی…
که خیلی وقتا
همهچی رو عوض میکنه 🤍🍃
🍃 امروز با هم دیدیم که ترسهای پنهان در بدنمون چطور خودشون رو نشون میدن و وقتی دیده می شن، چه تغییری در رفتار و احساساتمون ایجاد میکنن.
✨ دیدن ترس یعنی مکث کردن، نه فرار کردن؛ یعنی انتخاب واکنش از جای سالم، نه واکنش از سر اضطراب یا عادت قدیمی.
💬 حالاشما بگین : وقتی ترس یا دلشورهای رو تو روابطتون با همسر، فرزند، خانواده یا همکار دیدین، چه احساسی داشتین؟ چطور تونستین باهاش کنار بیاین؟
شنوای تجربیاتتون بدون قضاوت هستم
🎋 @Askhodbekhoda
📱 «بالاخره بچهم چقدر گوشی دستش باشه؟»
یکی از پرتکرارترین گفتگوهایی که با مراجعین دارم،
دعواها و چالشهای رابطه با بچههاست؛
چه کودک، چه نوجوان…
سرِ گوشی.
اینکه: ⏰ واقعاً چند ساعت؟
👀 ما چقدر از محتواش بدونیم؟
🧭 چطور مدیریت کنیم
که هم رابطمون خراب نشه
هم بچه احساس رضایت و امنیت داشته باشه؟
بعضی والدین میترسن اگه سخت بگیرن، رابطه خراب بشه
بعضی میترسن اگه رها کنن، بچه آسیب ببینه
و اغلب، وسط این دو ترس
هم والد خسته میشه
هم بچه عصبی 😮💨
این صحبت ها ، شروعِ یه گفتوگوی مهمه…
نه برای حذف گوشی ❌
نه برای رها کردنش ✔️
برای مدیریت آگاهانه
با مرز،
با رابطه،
و بدون جنگ قدرت 🤍
حقیقت اینه که :
مشکل واقعاً ساعت گوشی نیست…
اگه بخوام خلاصه بگم،
اکثر دعواهای والد و بچه
سرِ عدد و ساعت گوشی نیست.
دو تا بچه ممکنه هر دو
۳ ساعت گوشی دستشون باشه 📲
ولی: یکی بعدش آرومه، میخوابه، حرف میزنه
یکی عصبیه، پرخاشگره، قهر میکنه
پس مسئله اینه که:
گوشی چه نقشی تو زندگی بچه گرفته؟
تفریحه؟ 🎮
یا پناهه؟
آرامبخشه؟
یا جای خالی رابطه رو پر کرده؟
وقتی بچه:
بدون گوشی بیقرار میشه
با قطع گوشی از هم میپاشه
یا فقط توی صفحه حالش خوبه
اونوقت گوشی
دیگه ابزار نیست…
شده تنظیمکنندهی حال.
تا وقتی اینو نبینیم،
هر قانونی فقط دعوا میسازه 😔
📌 قبل از اینکه بپرسیم
«چند ساعت؟»
بهتره بپرسیم:
چرا اینقدر مهم شده؟ 🌱
📱 حالا واقعا چرا گوشی اینقدر مهم شده؟
خیلی وقتها گوشی برای بچهها
فقط سرگرمی نیست…
گوشی شده جایی که: 🎧 حالش آروم میشه
🎮 احساس کنترل میکنه
💬 دیده میشه
🌍 تنها نیست
برای بعضی بچهها،
گوشی کاری رو میکنه
که ما دلمون میخواست رابطه بکنه.
وقتی:
گفتوگو کمه
مرزها نامشخصه
تنهایی زیاده
یا فشار و مقایسه هست
صفحه میشه امنترین جا 📱🤍
نه چون بچهها بد شدن
نه چون والدین بیخیالن
بلکه چون گوشی: همیشه در دسترسه
قضاوت نمیکنه
و سریع حال رو عوض میکنه.
📌 پس اگر گوشی اینقدر مهم شده،
قبل از جنگ باهاش
بپرسیم: کجای زندگی بچه مون خالی مونده؟
📱 خب حالا چطور گوشی رو مدیریت کنیم بدون جنگ و قهر؟
فهمیدیم که گوشی برای بچهها فقط تفریح نیست،
یه جور پناه و تنظیمکنندهی حال هم هست 🤍
پس حالا چطور قانون بگذاریم بدون دعوا؟
۱️⃣ قانون شفاف و ساده
⏰ ساعت مشخص
📍 مکان مشخص (مثلاً نه تو تخت خواب)
🧩 پیامد مشخص، نه تهدید لحظهای
۲️⃣ گفتوگو به جای بازجویی
💬 «میفهمم دوست داری بیشتر بازی کنی، ولی قانون خانواده هم اینه…»
نه: «چقدر با گوشی وقت میگذرونی؟ بده ببینم!» ❌
۳️⃣ حضور والدین، نه کنترل دائمی
👀 آگاه باش، ولی همهجا حاضر نباش
✨ مرز باش، نه پلیس
۴️⃣ جایگزین واقعی بده
🏃♂️ ورزش، 🎨 سرگرمی، 👭 دوست واقعی
وقتی زندگی واقعی هم جذابه،
صفحه تنها گزینه نمیشه
💡 نکته کلیدی:
نظارت یعنی حضور و آگاهی با احترام
نه جنگ قدرت، نه تهدید، نه حذف کامل
📱 گوشی دشمن نیست،
ابزاریه که با رابطه و مرز باید مدیریت بشه 🌱
📱 حالا چطور نظارت داشته باشیم
برای بچههای ۵ سال تا ۹ سال
🔹 کنترل بیشتری داریم
👀 کنار کودک باشیم
🎮 بازیها و محتواها رو انتخاب کنیم
⏰ زمان رو محدود کنیم
مثلا:
«تا ۶ بعدازظهر یه بازی کوتاه، بعد با هم میریم نقاشی کنیم» 🎨🖌️
از ۹ سال تا ۱۲ سال
🔹 نظارتمون باید با گفتگو همراه باشه
🎮 اجازه میدیم خودش بازی کنه
💬 ولی محتوا و ساعت با خودمون هماهنگ باشه
مثال: «میخوای الان بازی کنی؟ اوکی، تا ۷ شب، بعد با هم شام میخوریم» 🍲
🔑 نکته برای کودکان:
❌ کنترل افراطی ممنوع
✔️ بیخبری مطلق هم نیست
💬 گفتگو رو جایگزین بازجویی بکنیم
مثال: «امروز چه ویدیویی دیدی که خوشحال شدی؟»
نه: «چقدر با گوشی وقت گذروندی؟ بذار ببینم چه خبره تو گوشی» 🙈
⚖️ مرز باید واضح باشه:
⏰ ساعت
📍 مکان
🧩 پیامد
💡 پس سطح نظارتمون یعنی کنار موندن و حضور با احترام، نه دخالت دائمی 🌱
📱 نوجوانان (۱۳–۱۷ سال)
با نوجوانها کار خیلی ظریفه 👀
خیلی حساس هستن و هر رفتاری که حس کنن کنترل یا دخالته، جلو ما میایستن ❌
پس اول امنیت ایجاد کنیم 🌱
مثال عملی:
قبل از گفتوگو، کنار مینشینیم و با یک جمله کوتاه حس امنیت میدیم:
«میدونم امروز کلی خسته شدی، بیا یه دقیقه با هم بشینیم یه چایی بخوریم ،بعد حرف میزنیم» 💛
وقتی حس امنیت پیدا کردن، تازه میتونیم قانون و مرزها رو مطرح کنیم:
«مامان جون تا کی با گوشی کار داری اوکی، تا ۹ شب باشه، بعدش میریم پیادهروی» 🚶♂️🚶♀️
👦👧 با نوجوان
🔹 آگاهانه باید اعتماد بدیم، خودشون تصمیم بگیرن، اما قانون شفاف و گفتوگوی کوتاه داشته باشیم 💛
🔑 نکتهها:
❌ کنترل افراطی = نه
✔️ بیخبری مطلق = نه
💬 گفتوگو کردن به جای بازجویی
⚖️ مرز واضح = ساعت، مکان، پیامد
🌱 حضور با احترام + اعتماد = رابطه سالم و حس امنیت نوجوانها 💛
همه جا و در همه حال یادمون باشه:
بچهها خیلی تیزفهمن 👀
حال ما رو خوب متوجه میشن،
حتی نیت پشت حرفهای نگفتهمون رو هم میفهمن.
پس اگه با نیت کنترل،
با شک به بچه
یا با حرص و غر که پشت یه لبخند ظاهری قایم شده، پیشش بری…
بدون که کاری از پیش نمیبری ❌
اول خودت رو تنظیم کن 🌱
خودت رو پیدا کن،
بعد ببین با چه نیتی داری جلو میری.
وقتی نیتت روشن و خودت آروم باشی،
بهتر می تونی با بچه ارتباط برقرار کنی 🤍
اگه موضوعی با کودک و نوجوانت داری
اینجا میشنوم
@Askhodbekhoda
🎋https://eitaa.com/sedayenarmedaroon
میلاد آقا امیرالمؤمنین علیه السلام
حضرت پدر ❤️❤️❤️
مبارک باد
https://eitaa.com/sedayenarmedaroon