#سلام_امام_زمانم♥️
ڪاش مے شد سینہ ام را
پر ڪنم از عشق تو
آنقدر لبریز ڪہ از لب هاے من
نام تو تنها شود جارے
فقط یابن الحسن...
🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌤
#امام_زمان
🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️
🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
#دعای_سلامتی_امام_زمان_عج🌼
بِسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
*۞اَللّهُمَّ۞*
*۞کُنْ لِوَلِیِّکَ۞*
*۞الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ۞*
*۞صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ۞*
*۞فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة۞*
*۞وَلِیّاًوَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراًوَدَلیلاً۞*
*۞وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ۞*
*۞طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها۞*
*۞طَویلا۞*
🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌤
#امام_زمان
🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️
🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
دعای غریق بخوانید
🔹 امام صادق علیه السلام: عن عبد اللّه بن سنان قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: سَتُصِيبُكُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقَوْنَ بِلاَ عَلَمٍ يُرَى وَ لاَ إِمَامٍ هُدًى وَ لاَ يَنْجُو مِنْهَا إِلاَّ مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ اَلْغَرِيقِ. قُلْتُ: كَيْفَ دُعَاءُ اَلْغَرِيقِ؟ قَالَ: يَقُولُ: يَا اَللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ
🔸به نقل از عبد اللّه بن سنان ـ : امام صادق عليه السلام فرمود: بزودى در شبهه اى خواهيد افتاد و بدون نشانه اى نمايان و امامى رهنما خواهيد ماند. از اين شبهه رهايى نمى يابد مگر آن كس كه دعاى غريق را بخواند.
عرض كردم: دعاى غريق چگونه است؟
فرمود: مى گويى: «يا اللّه ، يا رحمن، يا رحيم، يا مقلّب القلوب ثبّت قلبى على دينك؛ » «ای خدا! ای بخشنده! ای مهربان! ای که دگرگونی دل ها به دست توست! قلب مرا بر آیین خویش استوار فرما!»
📗 كمال الدين ج2 ص351
🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️
🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
010-ziyarat-ashura.mp3
زمان:
حجم:
26.1M
📜زیارت عاشورا سوزناک عربی
#زیارت_عاشورا
📌#ڪانال_ما_را_بہ_اشتراڪ_بگذارید
🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️
🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
@hoseiniie4_6017228922335266420.mp3
زمان:
حجم:
8.5M
دعای عهد
استاد فرهمند
🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️
🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
⬅️توصیه رهبر انقلاب به قرائت سوره فتح، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه و دعای توسل برای پیروزی جبهه مقاومت
♦️جهاد من در این روزها
🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️
🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
🇮🇷 سدرةالمنتهی 🇮🇷
🔰ریشههای یک خیانت؛ چگونه «لیبرالهای صفین» تاریخ را تغییر دادند؟
قسمت اول:
🔻خوارج؛ محصول کمپین سیاسی «نه به جنگ»/ چگونه پیروزی قریبالوقوع صفین به حکمیت تحمیلی رسید؟
🔹در سال ۳۷ هجری قمری و در میانه نبرد صفین، پرچمهای سپاه امام علی(ع) در اوج اقتدار میدرخشید. مالک اشتر، فرمانده میدان، با پیشرویهای پیاپی خطوط معاویه را درهم میشکست و پیروزی نزدیک به نظر میرسید. ناگهان، درست در اوج نبرد، از قلب لشکرگاه کوفه صدایی دیگر برخاست: «لا قتال… لا قتال»؛ نه به جنگ، بس است کشتار.
🔹این شعار برخلاف تصور رایج، ابتدا از حلقوم یک جنگجوی خسته یا روستایی سادهدل خارج نشد، بلکه محصول حلقهای از چهرههای معتبر و صاحبنفوذ در ساختار کوفه بود؛ کسانی که سابقه سیاسیشان به سالها پیش از بیعت با امیرالمؤمنین (ع) بازمیگشت و پیوندهای قبیلهایشان تا شام امتداد داشت. چهرههایی همچون اشعث بن قیس و شبث بن ربعی که در ماههای بعد از توقف عملیات صفین، به محور فشار سیاسی علیه امیرالمؤمنین(ع) بدل شدند. این حلقه، با نفوذ کلام و جایگاه قبیلهای، توانست صدای «لا قتال» طرفداران ابوموسی اشعری که مربوط پیش از نبرد جمل بود را دوباره از حاشیه به متن میدان بیاورد و صفوف سپاه را دچار دودستگی کند.
🔹زمانبندی این رخداد، کلید فهم آن است: ماجرای «قرآنهای بر سر نیزه» نه سرآغاز این فتنه بلکه تنها چند ساعت پس از اوج گرفتن این ندای نفاقآلود اتفاق میافتد. معاویه و عمروعاص تا پیش از شنیدن زمزمههای آتشبس از اردوگاه امام علی(ع)، آخرین برگ بازی خود را رو نکرده بودند. اما خبر دودستگی داخلی، فرصت را برای صحنهآرایی مقدسمآبانه فراهم کرد؛ نمایش قرآن برنیزهها به نام دین و امت اما به کام قدرتطلبی منافقان.
🔹از این نقطه به بعد، صفین از جبهه نبرد به میدان سیاست تبدیل شد. گروهی از خواص مأمور شدند تا با فشار، علی(ع) را به توقف عملیات و پذیرش حکمیّت وادار کنند. بهانه، جلوگیری از خونریزی مسلمانان بود، اما واقع امر را امام خود به صراحت بیان کردند:«آنها با خدعه و مکر، شما را فریب دادند و…».
🔹رفتار این جریان، تمام مؤلفههای یک لابی سیاسی اجتماعی و رسانه ای مدرن را داشت:
شعار فریبنده و در ظاهر مثبت «نه به جنگ»،
تردید در حقانیت امام علی(ع)،
تحریک احساسات با ادعای «نجات جان مسلمانان»،
همراه سازی خواص بانفوذ سیاسی، اقتصادی و قبیلهای،
تحمیل پرهزینهترین تصمیم در آستانه پیروزی قطعی در میدان.
🔹موج «نه به جنگ» برخلاف آنچه بعدها به عنوان خوارج شناخته شد، ابتدا در میان خواص جبهه و لایههای متنفذ در حکومت زاده شد و سپس به نیروهای بی بصیرت در اردوگاه علوی سرایت کرد. خوارج، معلول و بخشی از پروژهای بودند که طراحی و هدایتش در دست همان خواص و مقامات توطئهگر سیاسی بود و جماعتی که مغلوب خط فریب و ناخواسته، سیاهی لشگر حکمیت تحمیلی شده بودند. در این تقسیم کار، شبثبنربعی نقش چهره موجه دینی و اشعثبنقیس نقش بازوی سیاسی و هماهنگکننده را برعهده داشتند. پیامد این روند روشن بود: ابتدا تردید افکنی در حقانیت و مصلحت جنگ؛ دوم، پیشبری پویش نه به جنگ در لشگر مولا و ایجاد چنددستگی؛ سوم، فشار به شخص امام برای مجوز توقف جنگ و پذیرش حکمیّت؛ چهارم، خلع قدرت ولایت و یا لااقل تضعیف شدید حاکمیت علوی.
🔹با فتنه گری منافقانی چون اشعث و البته غفلت برخی خواص اهل حق ، ابتکار عمل به سرعت از امام علی(ع) گرفته شد. روند فرسایشی هفت تا هشت ماهه حکمیّت، انسجام جبهه حق را هم سست کرد و بگومگوها زمینهساز شکاف سیاسی-عقیدتی شد که چندی بعد، در نهروان، به اوج رسید.
🔹آنچه بعدها یک فرقه جنگ طلب و متعصب را پدید آورد، نه جریانی شریعت محور؛ بلکه یک جریان روشن فکری آشفته و پریشان و خسته از جنگ بود که پس از قبول خط فریب سازش و مذاکرات حکمیت، پس از چند ماه با نتایج فضاحت بار آن پروژه سیاسی سازمانیافته مواجه شده بود و آن وضعیت خودساخته را نمی پسندید و لذا به امام خود نسبت اتهام میداد. آنان که با شعارهای صلحطلبانه، اراده میدانی سلحشوران لشکر را شکست داده بودند مدعی امام شدند. خطای دیروز، همچنان قابل تکرار است: بیتوجهی به آن حلقه میانی که نه آشکارا دشمن است و نه حقیقتاً مبارز و وفادار؛ همان نفوذپذیرانی که میدان را، برای نفوذی ها در حاکمیت باز میکنند و خواسته یا ناخواسته، سرنوشت کشور و امت را به دست نفوذی های دشمن و تصمیمات آنان میسپارند. این هشداری است برای همیشه تاریخ.
🔹اما شعار لا حکم إلا لله خوارج نیز محصول فریب خوردگی شان و در امتداد پذیرش شعار قبلی فتنهگران یعنی «لاقتال» بود.
🔹شعار «لا حکم…» سر میدادند تا از پذیرش نظر ولی خدا سر باز بزنند و نظر خودشان را که عِدل نظر ولایت میشمردند را جا بیاندازند و برای بار دوم و سوم اراده ابلهانه و اشعث زده شان را به امام علی(ع) تحمیل نمایند.
🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️
🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺تحلیل عالی و شنیدنی و بسیار مهم آقای یونس محمدی مجری برنامه مکث
🔹ما در کدام سمت قرار داریم⁉️
محشره!!
مدال شجاعت باید به این مجری بی باک، شجاع و فهیم داد
🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️
🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
💠چرا شمر سر مبارک امام حسین(ع) را از پشت برید⁉️
درباره اینکه چرا شمر گلوی مبارک امام حسین(ع) را از جلو نبرید با توجه به نقلهایی که برای چگونگی شهادت امام حسین(ع) وارد شده، میتوان چند احتمال داد:
1. افراد دیگری -غیر از شمر- که میخواستند نزدیک امام حسین(ع) شوند و او را به شهادت برسانند، همین که امام به آنها نظری میافکند، تنشان میلرزید و شمشیر از دستشان میافتاد؛ برخی از مورّخان متأخّر و معاصر به نقل از ابومخنف گفتهاند: «اولین شخصی که با شمشیر کشیده به سوی امام پیش تاخت، شبث بن ربعى بود. امام حسین(ع) به جانب او نظرى افکند. شبث را رعدهاى گرفت و لرزید و شمشیر از دستش افتاد و گفت: «معاذ اللّه که من خداى را ملاقات کنم و ذمه من مشغول به خون حسین باشد».
همچنین در ادامه به نقل از ابو مخنف گفتهاند: سنان بن أنس با شماتت و با عصبانیت رو به شبث کرد و گفت: «مادر بر تو بگرید و قوم تو تباه گردد! چرا از قتل او دست بازداشتى و روى برداشتی؟»
شبث گفت: «چون چشم بگشود و مرا نظاره کرد، چشمهاى رسول خدا را دیدم. نیروى من برفت و اندامم بلرزید».
خولى بن یزید اصبحى، تصمیم گرفت که سر مبارک امام(ع) را از تن دور کند. وى نیز چند قدمى برداشت و رعدتى او را گرفت و فرار کرد.
شاید با توجه به این جریانات، برای اینکه شمر ملعون به عاقبت این افراد دچار نشود، سر امام حسین(ع) را از پشت برید تا چشم او به چشم امام حسین(ع) نیفتد.
2. علامه مجلسی مینویسد: در بعضى از کتابهای معتبر از طبری و او از طاوس یمانى نقل کرده است: «...پیامبر اسلام(ص) پیشانی و گلوى امام حسین(ع) را زیاد میبوسید».
همچنین به نقل از کتاب «معدن البکاء فی مقتل سید الشهداء»آمده است: شمر خواست سر امام حسین(ع) را از گلو جدا کند، ولى شمشیرش نبرید، امام حسین(ع) فرمود: «واى بر تو! آیا میپندارى شمشیر تو جایى را که رسول خدا ص آن را بوسید. به هر حال، با فرض پذیرش این نقل؛ چون گلوی امام حسین(ع) مکان بوسه پیامبر اسلام(ص) بوده، #شمر سر امام حسین(ع) را از پشت برید.
پی نوشت:
قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة لذو القربى
همان، ص 82 – 83.
ر.ک: طبرسی، فضل بن حسن، تاج الموالید، ص 86،
بحار الانوار، ج 44، ص 187 – 188
#کربلا
#حرم
🕊#سدرةالمنتهی ↙️↙️
🕋👉@Sedrah👈🇮🇷