eitaa logo
🇮🇷 سدرةالمنتهی 🇮🇷
4.1هزار دنبال‌کننده
23.2هزار عکس
26.3هزار ویدیو
267 فایل
مجری سفرهای زیارتی: #عمره_عتبات_عالیات_عراق_سوریه_و... #زیرنظرحج_و_زیارت کدشرکت :٥٧٥٣٠ ثبت: ٥٥٤٦٦٨ تأسیس: ١٣٩٨ 📳تلفن: ٠٩١٩٩١٨٩٤٧٢ ٠٢١٧٧١٥١٦٥٩ 🔴تهران_سی متری نیروی هوایی نبش خ هشتم-خ۷/۲۵جنب بوستان پیروزی مسجد بقية الله الاعظم طبقه٤ #کپی_آزاد
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷 سدرةالمنتهی 🇮🇷
🔰ریشه‌های یک خیانت؛ چگونه «لیبرال‌های صفین» تاریخ را تغییر دادند؟ قسمت اول: 🔻خوارج؛ محصول کمپین سیاسی «نه به جنگ»/ چگونه پیروزی قریب‌الوقوع صفین به حکمیت تحمیلی رسید؟ 🔹در سال ۳۷ هجری قمری و در میانه نبرد صفین، پرچم‌های سپاه امام علی(ع) در اوج اقتدار می‌درخشید. مالک اشتر، فرمانده میدان، با پیشروی‌های پیاپی خطوط معاویه را درهم می‌شکست و پیروزی نزدیک به نظر می‌رسید. ناگهان، درست در اوج نبرد، از قلب لشکرگاه کوفه صدایی دیگر برخاست: «لا قتال… لا قتال»؛ نه به جنگ، بس است کشتار. 🔹این شعار برخلاف تصور رایج، ابتدا از حلقوم یک جنگجوی خسته یا روستایی ساده‌دل خارج نشد، بلکه محصول حلقه‌ای از چهره‌های معتبر و صاحب‌نفوذ در ساختار کوفه بود؛ کسانی که سابقه سیاسی‌شان به سال‌ها پیش از بیعت با امیرالمؤمنین (ع) بازمی‌گشت و پیوندهای قبیله‌ای‌شان تا شام امتداد داشت. چهره‌هایی همچون اشعث بن قیس و شبث بن ربعی که در ماه‌های بعد از توقف عملیات صفین، به محور فشار سیاسی علیه امیرالمؤمنین(ع) بدل شدند. این حلقه، با نفوذ کلام و جایگاه قبیله‌ای، توانست صدای «لا قتال» طرفداران ابوموسی اشعری که مربوط پیش از نبرد جمل بود را دوباره از حاشیه به متن میدان بیاورد و صفوف سپاه را دچار دودستگی کند. 🔹زمان‌بندی این رخداد، کلید فهم آن است: ماجرای «قرآن‌های بر سر نیزه» نه سرآغاز این فتنه بلکه تنها چند ساعت پس از اوج گرفتن این ندای نفاق‌آلود اتفاق می‌افتد. معاویه و عمروعاص تا پیش از شنیدن زمزمه‌های آتش‌بس از اردوگاه امام علی(ع)، آخرین برگ بازی خود را رو نکرده بودند. اما خبر دودستگی داخلی، فرصت را برای صحنه‌آرایی مقدس‌مآبانه فراهم کرد؛ نمایش قرآن برنیزه‌ها به نام دین و امت اما به کام قدرت‌طلبی منافقان. 🔹از این نقطه به بعد، صفین از جبهه نبرد به میدان سیاست تبدیل شد. گروهی از خواص مأمور شدند تا با فشار، علی(ع) را به توقف عملیات و پذیرش حکمیّت وادار کنند. بهانه، جلوگیری از خونریزی مسلمانان بود، اما واقع امر را امام خود به صراحت بیان کردند:«آن‌ها با خدعه و مکر، شما را فریب دادند و…». 🔹رفتار این جریان، تمام مؤلفه‌های یک لابی سیاسی اجتماعی و رسانه ای مدرن را داشت: شعار فریبنده و در ظاهر مثبت «نه به جنگ»، تردید در حقانیت امام علی(ع)، تحریک احساسات با ادعای «نجات جان مسلمانان»، همراه سازی خواص بانفوذ سیاسی، اقتصادی و قبیله‌ای، تحمیل پرهزینه‌ترین تصمیم در آستانه پیروزی قطعی در میدان. 🔹موج «نه به جنگ» برخلاف آنچه بعدها به عنوان خوارج شناخته شد، ابتدا در میان خواص جبهه و لایه‌های متنفذ در حکومت زاده شد و سپس به نیروهای بی‌ بصیرت در اردوگاه علوی سرایت کرد. خوارج، معلول و بخشی از پروژه‌ای بودند که طراحی و هدایتش در دست همان خواص و مقامات توطئه‌گر سیاسی بود و جماعتی که مغلوب خط فریب و ناخواسته، سیاهی لشگر حکمیت تحمیلی شده بودند. در این تقسیم کار، شبث‌بن‌ربعی نقش چهره موجه دینی و اشعث‌بن‌قیس نقش بازوی سیاسی و هماهنگ‌کننده را برعهده داشتند. پیامد این روند روشن بود: ابتدا تردید افکنی در حقانیت و مصلحت جنگ؛ دوم، پیشبری پویش نه‌ به‌ جنگ در لشگر مولا و ایجاد چنددستگی؛ سوم، فشار به شخص امام برای مجوز توقف جنگ و پذیرش حکمیّت؛ چهارم، خلع قدرت ولایت و یا لااقل تضعیف شدید حاکمیت علوی. 🔹با فتنه گری منافقانی چون اشعث و البته غفلت برخی خواص اهل حق ، ابتکار عمل به سرعت از امام علی(ع) گرفته شد. روند فرسایشی هفت تا هشت‌ ماهه حکمیّت، انسجام جبهه حق را هم سست کرد و بگومگوها زمینه‌ساز شکاف سیاسی-عقیدتی شد که چندی بعد، در نهروان، به اوج رسید. 🔹آنچه بعدها یک فرقه جنگ طلب و متعصب را پدید آورد، نه جریانی شریعت محور؛ بلکه یک جریان روشن فکری آشفته و پریشان و خسته از جنگ بود که پس از قبول خط فریب سازش و مذاکرات حکمیت، پس از چند ماه با نتایج فضاحت بار آن پروژه سیاسی سازمان‌یافته مواجه شده بود و آن وضعیت خودساخته را نمی پسندید و لذا به امام خود نسبت اتهام میداد. آنان که با شعارهای صلح‌طلبانه، اراده میدانی سلحشوران لشکر را شکست داده بودند مدعی امام شدند. خطای دیروز، همچنان قابل تکرار است: بی‌توجهی به آن حلقه میانی که نه آشکارا دشمن است و نه حقیقتاً مبارز و وفادار؛ همان نفوذپذیرانی که میدان را، برای نفوذی ها در حاکمیت باز میکنند و خواسته یا ناخواسته، سرنوشت کشور و امت را به دست نفوذی های دشمن و تصمیمات آنان می‌سپارند. این هشداری است برای همیشه تاریخ. 🔹اما شعار لا حکم إلا لله خوارج نیز محصول فریب خوردگی شان و در امتداد پذیرش شعار قبلی فتنه‌گران یعنی «لاقتال» بود. 🔹شعار «لا حکم…» سر میدادند تا از پذیرش نظر ولی خدا سر باز بزنند و نظر خودشان را که عِدل نظر ولایت میشمردند را جا بیاندازند و برای بار دوم و سوم اراده ابلهانه و اشعث زده شان را به امام علی(ع) تحمیل نمایند. 🕊 ↙️↙️ ‌ 🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺تحلیل عالی و شنیدنی و بسیار مهم آقای یونس محمدی مجری برنامه مکث 🔹ما در کدام سمت قرار داریم⁉️ ‌ محشره!! مدال شجاعت باید به این مجری بی باک، شجاع و فهیم داد 🕊 ↙️↙️ ‌ 🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
💠چرا شمر سر مبارک امام حسین(ع) را از پشت برید⁉️ درباره این‌که چرا شمر گلوی مبارک امام حسین(ع) را از جلو نبرید با توجه به نقل‌هایی که برای چگونگی شهادت امام حسین(ع) وارد شده، می‌توان چند احتمال داد: 1. افراد دیگری -غیر از شمر- که می‌خواستند نزدیک امام حسین(ع) شوند و او را به شهادت برسانند، همین که امام به آنها نظری می‌افکند، تنشان می‌لرزید و شمشیر از دستشان می‌افتاد؛ برخی از مورّخان متأخّر و معاصر به نقل از ابومخنف گفته‌اند: «اولین شخصی که با شمشیر کشیده به سوی امام پیش تاخت، شبث بن ربعى بود. امام حسین(ع) به جانب او نظرى افکند. شبث را رعده‌اى گرفت و لرزید و شمشیر از دستش افتاد و ‏گفت: «معاذ اللّه که من خداى را ملاقات کنم و ذمه من مشغول به خون حسین باشد». همچنین در ادامه به نقل از ابو مخنف گفته‌اند: سنان بن أنس با شماتت و با عصبانیت رو به شبث کرد و گفت: «مادر بر تو بگرید و قوم تو تباه گردد! چرا از قتل او دست بازداشتى و روى برداشتی؟» شبث گفت: «چون چشم بگشود و مرا نظاره کرد، چشم‌هاى رسول خدا را دیدم. نیروى من برفت و اندامم بلرزید». خولى بن یزید اصبحى، تصمیم گرفت که سر مبارک امام(ع) را از تن دور کند. وى نیز چند قدمى برداشت و رعدتى او را گرفت و فرار کرد. شاید با توجه به این جریانات، برای این‌که شمر ملعون به عاقبت این افراد دچار نشود، سر امام حسین(ع) را از پشت برید تا چشم او به چشم امام حسین(ع) نیفتد. 2. علامه مجلسی می‌نویسد: در بعضى از کتاب‌های معتبر از طبری و او از طاوس یمانى نقل کرده است: «...پیامبر اسلام(ص) پیشانی و گلوى امام حسین(ع) را زیاد می‌بوسید». همچنین به نقل از کتاب «معدن البکاء فی مقتل سید الشهداء»آمده است: شمر خواست سر امام حسین(ع) را از گلو جدا کند، ولى شمشیرش نبرید، امام حسین(ع) فرمود: «واى بر تو! آیا می‌پندارى شمشیر تو جایى را که رسول خدا ص آن را بوسید. به هر حال، با فرض پذیرش این نقل؛ چون گلوی امام حسین(ع) مکان بوسه پیامبر اسلام(ص) بوده، سر امام حسین(ع) را از پشت برید. پی نوشت: قندوزی، سلیمان بن ابراهیم‏، ینابیع المودة لذو القربى همان، ص 82 – 83. ر.ک: طبرسی، فضل بن حسن، تاج الموالید، ص 86، بحار الانوار، ج 44، ص 187 – 188 🕊 ↙️↙️ ‌ 🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
🇮🇷 سدرةالمنتهی 🇮🇷
🔰ریشه‌های یک خیانت؛ چگونه «لیبرال‌های صفین» تاریخ را تغییر دادند؟ قسمت اول: 🔻خوارج؛ محصول کمپین سیا
📌ریشه‌های یک خیانت؛ چگونه «لیبرال‌های صفین» تاریخ را تغییر دادند؟ قسمت دوم: ریشه‌های یک «مذاکره تحمیلی»/ اشعث در صفین چگونه کمپین «نه به جنگ» را به وجود آورد؟ 🔹در گزارش پیشین، به تولد کمپین «نه به جنگ» در حساس‌ترین لحظات نبرد صفین پرداختیم؛ کمپینی از دل اردوگاه امیرالمؤمنین(ع) که پیروزی قطعی را به آتش‌بسی فرسایشی و شکست سیاسی بدل کرد. ریشه این فاجعه در کمپینی حساب‌شده با شعارهای به ظاهر صلح‌طلبانه بود. بازیگران اصلی، نه زاهدان کج‌فهم که نخبگان سیاسی بودند که به زبان امروز می‌توان آنها را «لیبرال‌های صلح‌طلب» نامید؛ جریانی که با شعار «نه به جنگ» اراده امام را قربانی «صلح به هر قیمت» کرد. مهندس ارشد این پروژه کسی نبود جز اشعث بن قیس کندی، رئیس قدرتمندترین قبیله یمنی کوفه و چهره‌ای سیاسی با سابقه‌ای پر فراز و نشیب که نقشش در تحمیل حکمیت، فراتر از یک مهره ساده بود. 🔹برای فهم رفتار اشعث، باید به شناسنامه سیاسی‌اش رجوع کرد. او پس از رحلت پیامبر(ص) مرتد شد و شورش نمود. پس از شکست، مورد عفو قرار گرفت و به ساختار قدرت بازگشت. این سابقه، او را به عنصری «غیر قابل اعتماد» در دستگاه خلافت بدل کرده بود. با این حال، نفوذ بی‌بدیلش بر قبیله کِنده و بخش بزرگی از نیروهای کوفی، قدرتی از عِرق قبیله‌ای، نه ایمان، به او می‌داد؛ قدرتی که در صفین، نه در خدمت امام، که علیه او به کار گرفت. 🔹کمپین فشار علیه امام(ع) صرفاً داخلی نبود، بلکه دشمن آن را شناسایی و پیشبری می‌کرد. معاویه که نقاط ضعف سپاه کوفه را می‌شناخت، برادرش، عتبة بن ابی سفیان، را مامور ملاقاتی سری با اشعث بن قیس کرد. پیام عتبه یک شاهکار عملیات روانی بود: با تمجید از جایگاه اشعث (تو رئیس مردم عراق و مقبول اهل یمنی) و یادآوری پیوندهای گذشته (تو داماد ابوبکر و کارگزار عثمان بودی)، در او حس غرور ایجاد کرد. سپس با استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن»، حساب او را از یاران وفادار امام(ع) جدا کرد و گفت: «حساب تو با مالک اشتر و عدی بن حاتم جداست.» و پیشنهادش را در لفافه صلح‌طلبی پیچید: «تو را به حفظ باقیماندگان دعوت می‌کنم که در آن صلاح من و توست.» 🔹پاسخ اشعث، دیپلماتیک بود. برای حفظ ظاهر ابتدا از امام علی تجلیل کرد، اما در پایان با جمله‌ای زیرکانه، چراغ سبز را به دشمن نشان داد: «نیاز شما به حفظ باقیماندگان بیش از ما نیست.» این یک «بله» قاطع در پوشش دیپلماتیک بود. وقتی عتبه پیام را به معاویه رساند، او با رضایت گفت: «قَد جَنَحَ لِلسِّلم» (او به صلح گرایش پیدا کرده است). بذر فتنه با موفقیت کاشته شده بود. 🔹با این چراغ سبز و هماهنگی پنهانی، اقدامات علنی اشعث معنای دیگری یافت. در «لیلة الهریر»، شبی که شمشیر مالک اشتر تا فتح خیمه معاویه فاصله‌ای نداشت، اشعث در میان قبیله خود برخاست و خطبه «مصلحت‌جویانه» برای توقف جنگ و مذاکره با معاویه را ایراد کرد. به محض رسیدن خبر خطابه اشعث و احتمال شکاف داخلی به معاویه، او با مکر عمروعاص دستور داد قرآن‌ها را بر سر نیزه‌ها کنند. صحنه‌آرایی معاویه، نه علت، که معلولِ خیانت جریان «لاقتال» و مقدمه تحمیل حکمیت بود. 🔹با بالا رفتن قرآن‌ها، پروژه اشعث‌ها وارد مرحله نهایی شد. او و حلقه‌اش که اکنون بهانه «احترام به قرآن» را هم به دست آورده بودند و خط فریب‌شان برای لشگر خسته علی کامل شده بود، امام را در خیمه مقدس علوی محاصره کرده و از ایشان توقف کامل جنگ و مجوز حکمیت را طلب نمودند. 🔹پس از تحمیل آتش‌بس، اشعث پروژه را رها نکرد. او که با تهدید و ایجاد تردید، بحران را خلق کرده بود، اکنون «راه‌حل» خود را نیز روی میز گذاشت:حکمیت و انتخاب ابوموسی اشعری به عنوان حَکَم و مذاکره کننده ارشد. این یک تقسیم کار دقیق بود: اشعث، نقش «بازوی فشار سیاسی» را ایفا میکرد و شبث بن ربعی و بعدا ابوموسی، نقش «چهره دینی صلح‌طلب» را بر عهده گرفتند تا به پروژه تردیدافکنی و قعود سیاسی، برای لشگر خسته از جنگ کوفه، ظاهری موجه ببخشد. با این وجود، امام علی(ع)، پس از قبول از سرناچاری و تن دادن با عدم رضایت به حکمیت، خواستند ابن عباس و مالک اشتر را به عنوان حکم از ناحیه خود معرفی کنند، اما باز اشعث و یارانش سر باز زدند، به این بهانه که اشتر عقیده به جنگ دارد و ابن عباس نیز بواسطه قریشی بودن و قرابت و خویشاوندی با علی (ع) نباید نماینده باشد؛ زیرا عمروعاص از قبیله مُضَری‏‌ها است، پس طرف دیگر بهتر است یمنی باشد. 🔹موفقیت اشعث، یک پیروزی سیاسی برای جبهه نفاق در سپاه کوفه بود. او با شعارهای به ظاهر صلح‌طلبانه، جنگ را در آستانه پیروزی متوقف، امثال مالک را منفعل، ابتکار عمل را از امام(ع) سلب و مهره‌ای خائن را به عنوان نماینده تحمیل کرد. بنابراین سرنوشت صفین نه در میدان نبرد، که در خیمه خواص رقم خورد که مذاکره را به ولی‌ خود تحمیل کردند؛ مقدمه‌ای برای شهادت و پایان حکومت عدل‌گستر امام علی(ع). 🕊
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قبرستان میری این کار رو انجام بده إِنَّالِلَّهِ وَإِنَّاإِلَیْهِ رَاجِعُونَ 🌳 کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام. 💐 بسم الله الرحمن الرحیم اللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ 🌼 بیادعزیزان آسمانی فاتحه و صلوات 🕊🍃🌹اللَّهُمَّ صَلِّ 🕊🍃🌹 عَلَى مُحَمَّدٍ 🕊🍃🌹 وآلِ مُحَمَّدٍ 🕊🍃🌹وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ 🌷اَللّهُــمَّ عَجـِّـل لِوَلیِّــکَ الفَــــرَج 🌷 🕊 ↙️↙️ ‌ 🕋👉@Sedrah👈🇮🇷 ✾࿐༅🍃♥️🍃༅࿐
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای‌ کشته‌ی لب‌تشنه، از آب فرات محروم عالم به فدای تو، یا سیدنا المظلوم 📺 🌙 🎙 🕊 ↙️↙️ ‌ 🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
25.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✡ مستند 🎯 قسمت پنجم: باور شیطانی 📚 مقالات مرتبط: 📖 رنسانس؛ آرمان‌های صلیبی و لیبرالیسم 👉 https://jscenter.ir/jewish-methods/jews-and-colonialism/1511 📖 مقالات شناخت تمدن شیطانی غرب 👉 https://jscenter.ir/jews-and-the-media/jews-and-culture/13849 📖 روچیلدها در آرزوی حکومت جهانی یهود 👉 https://jscenter.ir/jewish-methods/jews-and-globalization/7014 📖 در برابر معنویت‌گرایی ناشی از 👉 https://jscenter.ir/jewish-and-sects/false-mysticism/11570 🕊 ↙️↙️ ‌ 🕋👉@Sedrah👈🇮🇷
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀 پنجشنبه‌های‌حسینی ❤️❤️❤️ من هر روز هر ساعت هر ثانیه تنگه دلم برا کربلا... 🕊 ↙️↙️ ‌ 🕋👉@Sedrah👈🇮🇷