وقتی آدما بشناسنت
نسبت بهت جاذبه یا دافعه پیدا میکنن
حالا این سوگیری که اتفاق میفته به شکل قضاوتهای مثبت یا منفی نمود پیدا میکنه.
قضاوت منظورم یه جور نتیجهگیری گزارهایه.
مثلا میگه: "من نیک رو میشناسم؛ اون هیچ وقت همچین حرفی نمیزنه."
حالا از قضا نیک اون حرفو زده.
ولی این فرد با شناختی که پیدا کرده
و اون جاذبه (یا علاقه) ای که به نیک داره
این گزاره رو برای خودش تعریف کرده که فلان رفتار رو از طرف نیک نمیتونه قبول کنه.
حالا نیک تو برو به هزارتا آیه و قرعان قسم بخور.
چه فایده
آدم جذابی هستی
و آدمای جذاب مثل سراب میمونن