eitaa logo
هادے دلها،ابراهیم هادے🇮🇷
2.3هزار دنبال‌کننده
18.1هزار عکس
9.1هزار ویدیو
139 فایل
نهایة الحب تضحیة... عاقبت عشق جانفدا شدن است! حضور شما در کانال دعوت ازخود #شهداست. کپی با ذکر ۵ #صلوات #ادمین_تبادل @Mousavii7 #نویسندگی👇🏻 @ShugheParvaz #عربی @sodaneghramk #تبلیغات🤩 @Tblegh پـــیام #ناشناس👇🏻 https://gkite.ir/es/9463161
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 دستور نوبخت برای معافیت مالیاتی ۱۰۰ درصدی هنرمندان در لایحه بودجه ۹۹ سلبریتی‌ها معاف از مالیات شدند! ولی معلمان، کارگران، کارمندان باید مالیات بدهند!!! #طنز_تلخ
🍃🌸 ڪلام شهید: رفیق! حتے اگر احساس بے‌نیازے داشتے، دستت رابه سوی اهل‌بیت بگیر... اگر مشکل نداشتے همیشه وصل باش... مخصوصا به مادرت زهرا{س} فرزند نباید بےخیال مادر باشد... 🍃🌸
🍃🌸 ✍بخشی از وصیت نامه شهیده مریم فرهانیان: 🌷"از خدا می خواهم صداقتی همانند شهیدان به من عطا کند و سعادت این را بدهد که تنها و تنها در راه او قدم برداریم و برای رضای او کار کنیم. 👌شهید کسی است که به آخرین مرحله کمال خود رسیده است و راهش را با آگاهی، ایمان و خلوص می پیماید و همیشه پیروز و جاوید است" .🌷 🌹
خدایا همه جامانده گان راه عشق به ارزویشان برسان 😔😔 #هادی_دلها_ابراهیم_هادی
هادے دلها،ابراهیم هادے🇮🇷
💝🕊💝🕊💝🕊💝 #قصه_دلبری #قسمت_۳۳ وقتی آمد لباس های نظامی و پوتینش را بگذارد داخل کوله, سعی کردم کمی حالت
💝🕊💝🕊💝🕊💝 ۳۴ تا صبح مدام گوشی ام را نگاه می کردم. نکند خاموش شود یا احیاناً در خانه ی آرپاتمانی در دسترس نباشم. مرتب از این پهلو به آن پهلومی شدم. صبح از دمشق زنگ 📞زد. کد دار صحبت می کرد ونمی فهمیدم منظورش از این حرفها چیست🤔 خیلی تلگرافی حرف زد. آنتن نمی داد. چند دفعه قطع و وصل شد. بدی اش این بود که باید چشم انتظار می نشستم تا خودش زنگ بزند. بعضی وقتها باید چند بار تماس می گرفت تا بتوانیم دل سیر حرف بزنیم . بعد از بیست دقیقه⌛️ قطع می شد. دوباره باید زنگ می زد. روزهایی می شد که سه چهار تا بیست دقیقه ای حرفمان طول کشید. اوایل گاهی با وایبر و واتساب پیامک هایی رد و بدل می کردیم. تلگرام که آمد, خیلی بهتر شد. حرف هایمان را ضبط📼 شده می فرستادیم برای هم. این طوری بیشتر صدای همدیگر را می شنیدیم وبهتر می شد احساساتمان 😍را به هم نشان بدهیم. ۴۵ روز سفر اولش ,شد۶۳روز. دندان هایش پوسیده بود. رفتیم پیش دایی اش دندان پزشکی. دایی اش گفت: (چرا مسواک نمی زنی?) گفت:( جایی که هستیم , آب🚰 برای خوردن پیدا نمیشه. توقع دارین مسواک بزنم⁉️) اگر خواهر یا برادرم یا حتی دوستان از طعم و مزه یا نوع غذایی خودششان نمی آمد وناز می کردند, می گفت :( ناشکری نکنین! مردم اونجا توی وضیعت سختی زندگی می کنن) بعد از سفر اول, بعضی ها از او می پرسیدند: ( که تو هم قسی القلب شدی و آدم کُشتی?) می گفت: ( این چه ربطی به قساوت قلب داره?) کسی که قصد داره به حرم حضرت زینب 《 سلام الله علیها》 تجاوز کند , همون بهتر که کشته 🔫بشه!)✅ بعضی می پرسیدند: ( چن نفر شون رو کشتی?) می گفت: ( ما که نمی کشیم. ما فقط برای آموزش می ریم) اینکه داشت از حرم آل الله دفاع می کرد و کم کم به آرزویش می رسید, خیلی برایش لذت بخش بود. خیلی عاطفی بود. بعضی وقت ها می گفتم:( تو اگه نویسنده 📝بشی, کتابات📚 پر فروش می شن!) با اینکه ادبیات نخوانده بود, دست به قلمش عالی بود. یکسری شعر گفته بود. اگر اشعار ونوشته های دوران دانشجویی اش را جمع کرده بود, الان به اندازه یک کتاب 📓 مطلب داشت. خیلی دل نوشته,می نوشت , می گفتم: ( حیف که نوشته هات رو جمع نمی کنی وگرنه وقتی شهید بشی, توی قد و قواره ی آوینی شناخته می شی!👌 با کلمات خیلی خوب بازی می کرد. ⚡📚 @seedammar @ebrahim_hadi_mallasani
یکی خطاهای رایج در حجاب #پویش_حجاب_فاطمے
بسم الله الرحمن الرحیم
Ahd.mp3
2.07M
#دعای_عهد ✳️تغییر مقدرات الهی با مداومت بر خواندن دعای عهد... 🌸امام خمینی ره: اگر هرروز (بعد از نماز صبح)دعای عهد خواندی،مقدراتت عوض میشود....⚡️ امام زمانی شو👇👇👇👇 #کانال_خواهم_امد http://eitaa.com/joinchat/287047696Cbbd8ae64b7
Ziyarat-Ashura-Halawaji.mp3
15.21M
زیارت عاشورا با صدای دلنشین اباذر حوائجی قرار هروز صبح😊🌹 @seedammar #کانال_ابراهیم_هادی_هادی_دلها
🌹🍃🌹 🍃🌹 🌹 🌹🍃جانم فدای نام شما يا صاحب‌الزمان عج 🍃🌹قربان آن مقام شما يا صاحب‌الزمان عج 🌹🍃جان ميدهم بخاطر يک لحظه ديدنتان 🍃🌹دل عاشقٍ سلامِ شما يا صاحب‌الزمان عج سلام پدر مهربان ما صبحت بخير❤️
💠 داخل قبر🌹🍃 🍃 موقع تدفین احمد خیلی بی تابی میکرد به قدری گریه و زاری میکرد که می ترسیدم خدای نکرده قلبش بگیرد 🍂کنار مزارش منتظر جنازه نشسته بودیم یک خانمی بعد از دیدن بی تابی مادر از وسط جمعیت بلند شد و به من گفت حاج آقا خاک از قبر بگیر و روی سر خانمت بزار تا آرام بگیره من اینجور کارها و حرف ها را تا توی کتاب ندیده باشم یا از بزرگی نشنیده باشم قبول نمیکنم ولی این دفعه ناخوداگاه بلند شدم و این کار را انجام دادم 🍃بعد از چند لحظه دیدم خانمم کاملا آرام شد، مراسم تدفین تمام شد و ما برگشتیم خانه یکی دو روز بعد از خانمم پرسیدم چطور شد که سر قبر احمد یک مرتبه آرام شدی؟ 🍂گفت: من یک لحظه مثل اینکه خواب ببینم دیدم احمد از قبر امد بیرون و دست مرا گرفت و برد داخل قبر، به من گفت مادر چرا اینقدر بی تابی میکنی ببین چقدر جای من خوبه، درخت ها و میوه ها و خانه های زیبا را ببین شما دیگه برای من ناراحت نباش... راوی: پدر شهید 🌷 🍃🌹🍃صلوات @seedammar @ebrahim_hadi_mallasani
💠انس با قرآن 🔸وقتی احمد کوچک بود ما کلاس های و را داخل خانه خودمان برگزار می کردیم، کلا سه اتاق داشتیم یک اتاق برای پدرم بود یک اتاق برای ما و یک اتاق هم پذیرایی. 🔹اتاق پذیرایی محل کلاس قرآن و برگزاری عزاداری بود، احمد در چنین خانه ای بزرگ شد و در شرایطی رشد کرد که غالبا می شنید 🔸پدرم بعد از نماز صبح با صدای بلند قرآن میخواند و تمام اهل خانه صدای قرآنش را می شنیدند. احمد در این فضا با قرآن گرفت و زمینه ای فراهم شد که زودتر از هم سن و سالانش قرآن را بخواند و حفظ کند. 🌷 🍃🌹🍃🌹صلوات @seedammar @ebrahim_hadi_mallasani