eitaa logo
از خودم شکل نویی ساخته‌ام/فاطمه پوررضایی مهرابادی
342 دنبال‌کننده
59 عکس
22 ویدیو
2 فایل
دانش‌آموخته شیمی و زبان و ادبیات فارسی 📚_برگزیده_مطلع (از خودم شکل نویی ساخته‌ام) #سوره_مهر در دست چاپ
مشاهده در ایتا
دانلود
زن انتخاب می‌کند یا انتخاب می‌شود؟ آیا عشق موجب رهایی است یا وابستگی؟ وقتی چنین پرسش‌هایی را وارد شعر می‌کنیم، بسیاری از تجربه‌های عاشقانهٔ زنانه، معنایی فراتر از احساس فردی پیدا می‌کنند. عشق می‌تواند میدان کشمکش میان آزادی و وابستگی، انتخاب و اجبار، حضور و تنهایی باشد. از همین رو، اضطراب عشق در شعر این دو شاعر را می‌توان با مسئلهٔ هویت زنانه پیوند داد. اما یک تفاوت مهم را نباید نادیده گرفت: فروغ و غاده را نباید صرفاً به عنوان «شاعران زن» خواند. اگر تمام شعر آنان را به مسئلهٔ جنسیت فروبکاهیم، بخش مهمی از جهان شعری‌شان را از دست خواهیم داد. فروغ شاعری است که دربارهٔ مرگ، زمان، تنهایی، ایمان، هستی و معنای زندگی نیز می‌اندیشد؛ غاده نیز تنها شاعر زنِ معترض نیست، بلکه شاعری است که جنگ، وطن، تبعید، عشق و وضعیت انسان معاصر را تجربه می‌کند. از همین‌رو، نقد فمینیستی زمانی سودمندتر است که یکی از ابزارهای خوانش باشد، نه تنها ابزار آن. کتاب پناهی نیز از همین جهت ظرفیت خوانش‌های متعدد دارد. ساختار پژوهش، علاوه بر مباحث نظری و زندگی‌نامهٔ دو شاعر، به بررسی تطبیقی دلهره و اضطراب در شعر آنان می‌پردازد.  بنابراین می‌توان از بحث اضطراب عبور کرد و پرسید: چه چیزی این اضطراب را ایجاد کرده و چگونه این اضطراب در زبان شاعرانه به اعتراض، عشق، تنهایی یا جست‌وجوی آزادی تبدیل شده است؟ در نهایت، شاید مهم‌ترین نقطهٔ مشترک میان نگاه فمینیستی و پژوهش پناهی این باشد که زن را موجودی منفعل و صرفاً موضوع ادبیات نمی‌بینند. فروغ و غاده در شعر خود از جایگاه موضوع بودن فاصله می‌گیرند و به سوژه تبدیل می‌شوند؛ خود سخن می‌گویند، خود انتخاب می‌کنند و خود جهان پیرامونشان را داوری می‌کنند. از این منظر، اضطراب در شعر آنان فقط نشانهٔ ترس نیست؛ گاهی نشانهٔ بیداری است. انسانی که از موقعیت خود آگاه نیست، شاید آرام باشد؛ اما انسانی که نابرابری، تنهایی، مرگ، جنگ و محدودیت را می‌بیند، ناگزیر پرسشگر می‌شود. شاید بتوان تمام این بحث را در یک جمله خلاصه کرد: نقد فمینیستی از «جایگاه زن» می‌پرسد و نقد پناهی از «اضطراب زن در آن جایگاه»؛ و شعر فروغ و غاده نشان می‌دهد که این اضطراب چگونه می‌تواند به زبان، اعتراض و جست‌وجوی آزادی تبدیل شود. از این منظر، مقایسهٔ فروغ فرخزاد و غادة السمان فقط مقایسهٔ دو شاعر زن از دو زبان و دو فرهنگ نیست؛ مقایسهٔ دو شیوهٔ تبدیل یک تجربهٔ انسانی به شعر است. یکی در ایران و دیگری در جهان عرب، هر دو با محدودیت‌های جهان پیرامون خود روبه‌رو می‌شوند، اما پاسخشان صرفاً سکوت نیست. آنان اضطراب را به زبان می‌آورند و همین زبان، نخستین گام برای شکستن سکوت است. ╭══════════☘═╮  @segani3 ╰══════════☘═╯ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نه فکر نکن که از تو مایوس شده یا با قفس سکوت مانوس شده مشغول نوشتن دو خط شعر ترم من_آن زنِ توی خانه محبوس شده ╭══════════☘═╮  @segani3 ╰══════════☘═╯
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
: عشق‌ِ حق به آدمی زبانزد است؛ با وجود این، حبیب او یکی‌ست؛ ذکرِ حق، محمد است. اللهم صل علی محمد و آل محمد ╭══════════☘═╮  @segani3 ╰══════════☘═╯
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا