رادیو مفسر// سیدنیما موسوی
آنچه در تعارض میان امریکا و گروه انصارالله در یمن میبینیم دارای دو لبه است:
نخست این تعارض جزیی از تعارض ایران و امریکا محسوب میشود. امریکا قصد دارد تا با از بین بردن اهرم فشار ایران بر روی تنگه راهبردی بابالمندب با از دور خارج کردن یکی از نمادهای قدرت منطقهای ایران، ایران را وادار به ورود به توافقی با موازین خود بنماید. چنانچه در نامه ترامپ به مقامات عالیرتبه ایران بر لزوم امضای توافق جدید تا دو ماه دیگر تاکید شدهاست؛ در این میان اروپا هم با وجود تعارضات شدید با واشنگتن همچنان تعارض با ایران را به مثابه مخرج مشترک خود با ترامپ میبیند.
از سوی دیکر پرونده یمن نقطه اشتراک ترامپ و نتانیاهو است. با آغاز مجدد درگیری در نوار غزه به نظر میرسد که حمله امریکا به یمن در راستای تقسیم کار میان نتانیاهو و ترامپ باشد. در این میان حملات موشکی انصارالله به سرزمینهای اشغالی پاسخی در راستای مقابله با جداسازی دو جبهه نبرد است.
✅@Seidnima70
رادیو مفسر// سیدنیما موسوی
از سال ۱۳۹۵ تا کنون رضا پهلوی سعی داشته تا خود را بعنوان بدیل نظام سیاسی مطرح کند؛ درحالیکه تا پایان دهه ۱۳۸۰ کسی او را بعنوان بدیل نظام حاکم جدی نمیگرفت. آغاز دور جدید فعالیت او از شورای ملی ایران در سال ۱۳۹۲ و همزمان با تغییر ریلگذاری حاکمیتی جمهوری اسلامی در جهت مذاکره با غرب بود؛ الگویی که قرار بود مدلی از اپوزیسیون بشار اسد و گروه "برهان غلیون" در سالهای آغازین بحران سوریه باشد و حتی بخشی از جنبش سبز و گروههای قومیتی نیز با آن موتلف شدند؛ ولی اوج پروژه رضا پهلوی از سال ۱۳۹۷ همزمان با تاسیس اندیشکده ققنوس آغاز شد. پس از آن بود که وی با اتکای جدی به تلویزیون منوتو در ایجاد برندی نو از خود تلاش کرد. برای اولین بار پروژه منوتو با اتکا به تصاویر آرشیو صداوسیما سعی در ایجاد یک نوستالژی دلانگیز از دهه ۱۳۵۰ داشت؛ جامعهای که ۷۰درصد جمعیت آن در روستاها فاقد امکانات بهداشتی اولیه بود حال با نمایش چند خیابان شمالی تهران در دهه ۱۳۵۰ قرار بود تا تصویر رویایی آن هم در بحبوحه تشدید تحریمها برای جامعه ایران نشان دهد. برآمدن پهلوی از سال ۱۳۹۲ را پروژهای از داخل میبینم؛ چنانچه از پایان دهه ۱۳۸۰ پارادایم اصلی مطبوعاتی اصلاحطلبان از روشنفکری دینی به اندیشه ایرانشهری رسید؛ این پروژه بوسیله نشریه مهرنامه اجرا شد و از میانه دهه ۱۳۹۰ این گفتمان از مرحله نخبگان به درون جامعه آمد تا جاییکه تجمع آبانماه ۹۵ در پاسارگاد و در پس آن برجستهسازی پهلوی از سال ۱۳۹۶ و آغاز پروژه ققنوس حائز اهمیت است.
از آنچه که امروز میبینیم میتوان فهمید برجسته شدن کارت پهلوی نسبت مستقیمی با پوستاندازی الیگارشی داخلی دارد. الیگارشی که از سالهای دهه ۱۳۷۰ و واگذاری شرکتهای دولتی و سپس خصوصیسازی در دهه ۱۳۸۰ صاحب صنایع مادر، معادن، بانکهای خصوصی و گلوگاههای اقتصادی شد حال با برجستهسازی پهلوی برای خود آینده سیاسی جدید تعریف میکند. برجسته شدن گفتمان ایرانشهری از نشریات نزدیک به اتاق بازرگانی و حلقه نیاوران در دهه ۱۳۸۰ آغاز این پروژه بود و در کنار آن ایجاد نوستالژی پهلوی از مستند "تهران-قاهره" در شبکه منوتو در سال ۱۳۹۱ به موازات این پروژه در حال رخدادن بود. نکته مهم در شناخت این مستندها استفاده از آرشیو صداوسیما در این مستندهاست. جالب اینکه سازنده برخی از مستندهای تاریخی شبکه منوتو ، "علی حمید" مستندسازی بود که تا چند سال قبل در موسسه روایت فتح مشغول بکار بود.
در حال حاضر از مهدی نصیری عضو سابق بیترهبری، نادر فتورهچی فعال سابق چپ که بعد از خروج از زندان رویه دیگری در پیش گرفت، چندین و چند بازیگر صادراتی به لسآنجلس در کنار چند صد صفحه اینستاگرامی در حال برجستهسازی "پهلویسم" هستند؛ تا جاییکه گستره تبلیغ پهلویسم به سریالهای شبکه خانگی در بستر فیلیمو نیز کشیدهشدهاست. با توجه به ارتباطات داخل میتوان فهمید که گزینه پهلوی بیش از آنکه آلترناتیو غرب برای ایران باشد آلترناتیو الیگارشی داخلی برای پوستاندازی است. فردی مثل رضا پهلوی هیچگاه ارتباطات مسیح علینژاد، حامد اسماعیلیون و مریم رجوی را با سیاستمداران غربی نداشتهاست و شبکه حامی وی از الیگارشهای داخلی تامین مالی میشود؛ لذا "پهلویسم" اسم رمز پوستاندازی الیگارشی داخلی میباشد؛ چنانچه هویت امروز رضا پهلوی بقای شبکه بروکراسی، بانکداران و سرمایهداران ولی با پوستاندازی و عبور از اسلام است.
پیشدرآمد این گذار تغییرات فرهنگی و اقتصادی در داخل میباشد؛ شوکهای متعدد اقتصادی علاوه بر سودآوری برای الیگارشی حاکم، زمینهساز روانی برای شورش اجتماعی و تغییرات سیاسی مدنظر الیگارشی را ایجاد میکند. بدنه تغییرات نئولیبرالی از سوی کارشناسان سازمان برنامه، حلقه دانشکده اقتصاد شریف و مرکز پژوهشهای مجلس انجام میشود. در کنار تغییرات اقتصادی، تغییرات فرهنگی نیز پیشنیاز گذار مدنظر الیگارشهاست. عبور از شریعت در عرصه عمومی، فرهنگ مصرفی اینستاگرام، صفویسازی هویت اجتماعی که در افغانستیزی، تُرکستیزی و عربستیزی دیده میشود؛ انقلاب جنسی بویژه در نسل زد و تغییرات دو دهه اخیر در مناسک دینی(برجسته شدن گفتمان برائتی) جزئی از تغییرات فرهنگی است که در راستای پوستاندازی و چرخش به راست در جمهوری اسلامی دیده میشود.
✅@Seidnima70
رادیو مفسر// سیدنیما موسوی
جنگ و تونل( قسمت ۱ از ۲)
یکی از مهمترین ابداعات بشر حفر کانال های زیرزمینی برای دستیابی به منابع زیرزمین است. با توجه به دوران ذوب فلزات، بشر توانست با استفاده از وسایل تیزی که میساخت در عمق زمین تونلها و چاههایی برای حفاظت از خود و انبار کردن مواد غذایی بوجود آورد. به تدریج ساخت تونل و چاه برای بهره گیری از آبهای زیر زمینی و بهره گیری از معادن نیز استفاده شد. آنچه در یادداشت زیر میخوانیم ابتدا بیان تاریخچه ای از نقش حفر تونلها در جنگهای مهم تاریخ است که در پایان به نقش حفر تونل در مقطعی از «جنگ ایران و عراق» و نیز جنگ اخیر غزه در دوران معاصر خواهیم پرداخت.
یونانیان بعنوان قومی که برای نخستین بار با حفر درون زمین به معادن دست پیدا کردند. به تدریج حفر زمین را در خدمت اهداف نظامی قرار دادند. نخستین زمینه های حفر زمین جهت برداشت معادن در معدن لوریون در جنوب آتن بود تا جاییکه برخی تاریخ معدن کاوی در یونان را به قرن 6 پیش از میلاد نسبت میدهند. از سوی دیگر در ایران هم حفر تونل برای دسترسی به منابع آبی زیرزمین انجام میشد. چاههای افقی که با چشمه های زیر کوه دسترسی داشت میتوانست با توجه به بیابانی بودن اقلیم ایران راه مطمئنی برای رسیدن به آب سالم جهت کشاورزی و نوشیدن باشد. البته بتدریج فن حفر تونل در خدمت نظامیگری نیز قرار گرفت. هخامنشیان پادشاهان باستانی ایران از فن حفر قنات علاوه بر توسعه منابع آبی و کشاورزی برای اهداف جنگی نیز استفاده میکردند. پولیبیوس مورخ یونانی که در قرن دوم پیش از میلاد مسیح میزیست به فن حفر تونل آبی(قنات) بوسیله ایرانیان در عصر هخامنشیان اشاره کرده است.
از سوی دیگر از مهمترین ابتکارات مقدونیان و سپس رومیان در جنگهای عصر باستان بهره گیری از حفر تونل بود، آنان فن حفر تونل را از معدنکاران یونانی آموختند و آن را در خدمت دکترین جنگی خود قرار دادند. طی جنگهایی که در قرن دوم میلادی بین فیلیپ پنجم مقدونی با مردم پریناسوس انجام شد، فیلیپ با بهره گیری از فن حفر تونل باعث شکسته شدن محاصره پریناسوس و تصرف آن شد. بعدها در جنگهای بین پارتیان و سلوکیان(نوادگان اسکندر مقدونی) در ایران نیز این فن بکار گرفته شد. بطور مثال در جنگی که در شهر سرینکس (ساری کنونی) در شمال ایران انجام شد؛ آنتیوخوس به مدد حفر تونل توانست پارتیان را از سرینکس براند. در یکی از مهمترین جنگها بین ایران و روم که در قرن سوم میلادی رخ داد؛ شاپور اول پادشاه ایرانی در جنگی که در سال 256 میلادی رخ داد توانست با تکنیک حفر تونل قلعه دورایوروپوس که اکنون در نزدیکی شهر صالحیه در دیرالزور سوریه است را به تصرف درآورد. البته در کنار تکیک حفر تونل، تکنیکهایی هم برای مقابله با آن اندیشیده میشد. سوزاندن گورگرد و زغال به مثابه شکل قدیمی از حمله شیمیایی در برابر تاکتیک حفر تونل مطرح بود. در قرون بعدی با تلفیق صنعت باروت در چین با تجربیات ایرانی و رومی در زمینه حفر تونل، نخستین بمبگذاریهای زیرزمینی هم انجام شد؛ بعدها در جنگهای داخلی امریکا در قرن 19 و حتی جنگهای اول و دوم جهانی این روش بصورت گسترده مورد استفاده قرار گرفت.
در گذشته با توجه به اینکه حفر تونل احتیاج به پیش نیاز سنگین مهندسی داشت؛ این امکان بیشتر در اختیار ارتشهای ملی بود که بتوانند با استفاده از فنون مهندسی حفر تونل، آن را در خدمت منافع نظامی خود قرار دهند. در دوران جنگ سرد با توجه به رشد گروههای گریز از مرکز و جنبشهای آزادیبخش در سراسر جهان و از سوی دیگر توسعه فناوری حفر تونل به تدریج این فنون بدست گروههای غیردولتی نیز رسید. مهمترین آوردگاه حفر تونل نظامی در جنگ ویتنام بود که با ابتکار ژنرال جیاپ وزیر دفاع ویتنام که از شخصیتهای محبوب جوانان جهان در دوران جنگ سرد بود. این روش بکار گرفته شد. تلفیقی از استتار جنگلی با تونلسازی در مناطق صعب العبور باعث شد تا در جنگ چندین ساله سرانجام امریکا مجبور به فرار از ویتنام بشود. راهکاری که در همان دوره جنگ سرد در جنگهای داخلی لبنان نیز بکار گرفته شد. تونلهایی که از زمان جنگ داخلی لبنان تا کنون حفر شده است، امروزه شبکه ای از ارتباطات زیرزمینی را برای گروههای مسلح ساکن در لبنان ایجاد کرده است.
ادامه در پست بعدی...
✅@Seidnima70
رادیو مفسر// سیدنیما موسوی
جنگ و تونل( قسمت ۱ از ۲) یکی از مهمترین ابداعات بشر حفر کانال های زیرزمینی برای دستیابی به منابع
جنگ و تونل (قسمت ۲ از۲)
ادامه از بالا...
در جریان جنگ ایران و عراق با توجه به تجربه چندهزار ساله ایرانیان در حفر قنات، معماران قنات که آنان را «مقنّی» میخواندند نقش مهمی در برخی از عملیاتهای جنگی داشتند. با توجه به زوال ارتش کلاسیک ایران پس از انقلاب و برجسته شدن کارویژه گروههای مردمی که ذیل سپاه پاسداران قعالیت میکردند؛ حفر قنات برای اهداف نظامی بعنوان یک ابتکار مورد توجه بسیاری از فرماندهان سپاه قرار گرفت. البته فرماندهان ارتش نیز برخی از این ابتکارات را به سازمان رزم خود افزودند تا جاییکه لشگر21 حمزه و فرمانده آن «حسین حسنی سعدی» در عملیات فتح المبین از این ابتکار بهره جست.
انتشار دو کتاب «خانه عموحسین» و «معبد زیرزمینی» که در سالهای اخیر با موضوع نقش مقنی ها در جنگ ایران و عراق نوشته شده است برای فهم این مسئله حائز اهمیت است. «غلامحسین رعیت رکن آبادی» یکی از مهمترین مقنیان بود که در این دو کتاب داستانهایی در باب زندگی او نوشته شده است. رکن آبادی اهل روستایی در نزدیکی شهر میبد در کویر مرکزی ایران بود. مصادف با عملیات فتح المبین در سال ۱۳۶۱ در ابتدای جنگ ایران و عراق با توجه به وجود رود کرخه برای انجام عملیات، در یک طرح ابتکاری رکن آبادی بعنوان یکی مقنی معروف در شهر میبد با یک تیم سی نفره جهت حفر تونل استخدام میشوند که این تونل نقش مهمی در پیروزی ایران در این عملیات برای بازپسگیری بخشهایی از استان خوزستان داشت. رکن آبادی زندگی عجیبی داشت و در طول دوران خدمت در جنگ حقوقی دریافت نکرد و سرانجام در ماه مه ۱۳۶۲ در جنگ مجروح و سپس کشته شد.
امروز با ورود به جهان هوش مصنوعی هنوز هم تونل سازی یک سبک مهم برای جنگیدن است. نبرد حماس با اسراییل طی سالهای 2024 و 2025 نشان داد که هنوز هم جغرافیا بر فناوری پیروز است. با توجه به اینکه جغرافیای ساحلی غزه خاک مناسبی برای حفر تونل دارد؛ نخستین تونلها با نظارت قاسم سلیمانی و عماد مغنیه در نوار غزه احداث شد. این کانالها در طول سالیان سال عملا یک شهر زیرزمینی را به موازات آنچه که روی زمین بود در غزه سامان دادند و با وجود بمباران وحشیانه و مرگ 50هزار نفر از ساکنان غزه ولی این تونلها توانست بقای سازمان حماس را حفظ کند. بطوریکه درست پس از آتش بش اسراییل بلافاصله رژه نظامی در غزه انجام شد که نشان میداد سازمان نظامی حماس علیرغم ضربات اسراییل با استفاده از این تونلها توانسته تا خود را حفظ نماید. چنانچه استفاده اسراییل از تاکتیکهای ضد تونل، رصد ماهواری، شبکه جاسوسان، مشاوره دستگاه اطلاعاتی مصر، استفاده از سگهای شکاری و یا اتصال کانال آب به داخل تونلها نتوانست نقش نجات بخش این تونلها را به خطر بیندازد. زیرا اکثر این کانالها تا پایان جنگ 14 ماهه سالم باقی ماند.
✅@Seidnima70
رادیو مفسر// سیدنیما موسوی
یکی از زیباترین نمادهای ادبیات معاصر عرب، شخصیت "ریتا" در اشعار محمود درویش شاعر فلسطینی است. شاید بتوان ریتا را فراتر از امر واقع نماد عشق به سرزمین در اشعار درویش دانست؛ چیزی شبیه به شخصیت "حنظله" در نقاشیهای "ناجیعلی" کارتونیست فلسطینی در دهه ۱۹۷۰.
درویش را باید مهمترین نماد شعر مقاومت فلسطین خواند؛ شاعر چپگرا که عضو حزب کمونیست بود و بعدها به سازمان آزادیبخش فلسطین پیوست. وی گرچه بعنوان مشاور یاسر عرفات نگارنده متن اعلامیه استقلال فلسطین در سال ۱۹۸۸ بود ولی پس از پیمان اسلو از سازمان آزادیبخش کناره گرفت. در تمام این سالها وی در قدس شریف، مسکو، قاهره، بیروت، نیکوزیا، حیفا و رامالله زندگی کرد و سرانجام در سال ۲۰۰۸ درگذشت که محمود عباس به مناسبت درگذشت او سه روز عزای عمومی اعلام کرد.
در مورد اینکه ریتا چه کسی بود محمود درویش همواره تاکید داشت که وی یک شخصیت خیالی است؛ در حالیکه آنچه از قراین بر میآید شخصیت ریتا دختر یهودی بوده که درویش در سنین جوانی به وی عشق میورزیدهاست. گویا نام اصلی ریتا، "تامار بهی" متولد ۱۹۴۳ در حیفا بودهاست و طبق تحقیقات "ابتسام مرعنه" کارگردان فلسطینی وی بعدها استاد ادبیات دانشگاه تلآویو شده است. نخستین دیدار محمود درویش و ریتا در سن ۱۶ سالگی انجام شد؛ جنگ ۱۹۶۷ و عضویت ریتا در ارتش اسراییل همزمان با دستگیری درویش پس از برگزاری یک شب شعر در دانشگاه قدس (اورشلیم) همه باعث شد تا عشق ریتا و محمود به پایان برسد. درویش پس از ریتا دو بار ازدواج کرد.
محمود درویش در شعر مشهور "ریتا و اسلحه" چنین میگوید: " و آنکه ریتا را میشناسد، خم میشود و برای خدایی که در آن چشمان عسلی است نماز میگزارد/و من ریتا را بوسیدم/ آنگاه که کوچک بود و به یاد میآورم که چهسان به من درآویخت/ و بازویم را زیباترین بافهی گیسو فروپوشاند و من ریتا را به یاد میآورم/ همانسان که گنجشکی برکهی خود را/آه ریتا/ میان ما یک میلیون گنجشک و تصویر است/ و وعدههای فراوانی/ که تفنگی به رویشان آتش گشود/نام ریتا در دهانم عید بود/تن ریتا عروسی بود در خونم/و من در راه ریتا دو سال گم گشتم/ و او دو سال بر دستم خفت/ و بر زیباترین پیمانه پیمان بستیم و آتش گرفتیم در شراب لبها/و دو بار زاده شدیم/آه ریتا/ چه چیز چشمم را از چشمانت برگرداند/ جز دو خواب کوتاه و ابرهایی عسلی/پیش از این تفنگ/بود آنچه بود/ ای سکوت شامگاه/ ماه من در آن بامداد دور هجرت گزید/در چشمان عسلی/ و شهر همه آوازخوانان را و ریتا را رُفت/میان ریتا و چشمانم تفنگیست"
"انور براهم" آهنگساز تونسی در سال ۲۰۰۹ با ساختن آلبومی به نام "چشمان زیبای ریتا" که تنها چند ماه پس از درگذشت محمود درویش ساخته شد؛ به وی ادای احترام کرد. در سال ۱۳۹۲ براهم در سفری که در حاشیه جشنواره موسیقی فجر به تهران داشت این موسیقی را بشکل زنده اجرا کرد که ویدئوی بالا به این اجرا اختصاص دارد.
✅@Seidnima70
رادیو مفسر// سیدنیما موسوی
همزمانی امسال عید فطر و مناسک ماه رمضان با نوروز و جشنهای آغاز سال جدید برآیند دوپارگی جامعه ایران در سالهای پس از ۱۴۰۱ بود؛ جامعه ایران در پس دو دهه اجرای سیاست نئولیبرالی به نهایت گسستگی رسیدهاست. این گسستگی از یکسو دارای ریشههای اقتصادی و از سوی دیگر برآیند تعارضات فرهنگی و حتی قومیتی در جامعه ایران است. اوج این تعارضات در شب عید امسال و تلاقی آن با لیالی قدر بود. در این یادداشت کوتاه به بررسی مهمترین دلایل تعارضات فرهنگی و تلاقی آن با تعارضات قومیتی میپردازیم:
سال ۱۴۰۱ برای نخستین بار در تاریخ پس از انقلاب، تعارضات قومیتی بر مبنای تئوری فیلمفارسی برجسته شد. از دو دهه پیش و طرح خاورمیانه جدید، برنامههای جدی جهت تجزیه ایران چیده شدهبود. سال ۱۴۰۱ و سناریوهای فیلمفارسی "دختر لُر"، "دختر کُرد" و ... این تعارض را جدیتر کرد. اولین ثمره قومیتی شدن سیاست و آغاز عصر سیاستهویت در ج.ا انتخابات مجلس در سال ۱۴۰۲ بود که آن را باید قومیتیترین انتخابات ایران دانست. علاوه بر این پیروزی مسعود پزشکیان با بهرهگیری از چالشهای قومیتی که در ماههای پس از ۱۴۰۱ رشد یافتهبود؛ زمینه لازم را برای رشد این شکافها بوجود آورد.
در کنار این تعارضات از یک دهه پیش ساختار هویتی ج.ا به سوی گفتمان ایرانشهری تغییر یافت. گفتمان ایرانشهری در پس عبور از نسخه شریعتمدار تشیع سعی داشت تا با نسخه سنتی تشیع که در چند دهه اخیر در قاموس انجمن حجتیه تحقق یافتهاست هویت نوینی را رقم بزند؛ این نسخه از تشیع نقطه وصل سیاستهای نئولیبرالی در اقتصاد و برنامه گفتگو با غرب ذیل پروژه برجام بود. این نسخه هویتی با واگذاشتن اسلام بعنوان نقطه اتصال جامعه ایران سعی داشت تا نوعی از ناسیونالیسم عظمتطلب را تحقق بخشد؛ این ناسیونالیسم با وجود اینکه هدف از بسط آن از بین بردن تعارض مسلم-لاییک در پس حوادث سال ۸۸ بود؛ ولی از پس آن تعارضات جدی قومیتی پدید آمد. ناسیونالیسم عظمتطلب، در روایتهایی وارد روایت نژاد پایه میشد و در سطح بالاتر تُرکستیز، اسلامستیز، افغانستیز و عربستیز بود.
این ناسیونالیسم طی توالی حوادث پس از ۱۴۰۱ وجه سکولار پیدا کرد چنانچه تعارضات جدی از پس آن شکل گرفت. تعارض با هسته سخت حامیان در اوج تعارضات اقتصادی و نیز تعارضات با ترامپ از جمله بحرانهایی بود که دو سال پیش در یادداشتی در همین کانال (+) به آن پرداخته شد. از سوی دیگر سکولارتر شدن گفتمان مرکز باعث شده تا نمادهای دینی همچون عید فطر بجای تبدیل به نماد انسجام جامعه تبدیل به نماد هویت گریز از مرکز شود؛ برگزاری جشنهای عیدفطر به مثابه هویتی در تعارض نوروز در مناطق عربنشین در سالهای اخیر رشد بیشتری یافتهاست؛ از سوی دیگر با توجه به همسویی کُردها با دو دولت ترکیه و سوریه امسال حتی احزاب سکولار کُرد هم عید فطر را گرامی داشتند؛ در کنار این تعارضات برگزاری گردهمایی در ارومیه در ابتدای ماه فروردین از جهت تلاقی تعارض دینی و قومیتی در کنار یکدیگر بود؛ این در حالی بود که در مرکز در راستای ایرانشهری شدن گفتمان حاکم، جشنهای عید فطر بسیار کمفروغ برگزار شد و این جشنها در مناطق دور از مرکز تبدیل به عامل فزاینده شدهاست.
آنچه پیداست هویت ایرانشهری در ۱۵ سال اخیر نه تنها تعارضی را رفع نکرد بلکه در درازمدت چند تعارض مهم را ایجاد کرد؛ تعارض مسلم-سکولار در مرکز و نیز تعارض مرکز-پیرامون در اقصینقاط کشور که دارای ضمایم فرهنگی و حتی زیستمحیطی است و به گسستهسازی فرهنگ سیاسی و حتی در سطح خطرناکتر به یوگسلاویزه شدن ایران در آینده منجر خواهد شد، چالش مهمی در آینده است. تبدیل هویت بخشی از مذهبیون مرکز به گفتمان ایرانشهری یادآور بازتولید هویت چتنیکهای صرب از چپگرایی به ملیگرایی در دهه ۱۹۹۰ است. تعارض شدید مرکز پیرامون در تلاقی با اتصال هویتهای پیرامونی به مذهب؛ در کنار سکولار شدن و نیز ایرانشهری شدن گفتمان تهران موجب افزایش تعارضات خواهد شد. در واقع گفتمان ایرانشهری با غیریتسازی نسبت به هویتهای پیرامونی و وانهادن نقش مذهب در ملتسازی باعث تسریع تعارضات و بحرانهای آینده میگردد.
✅@Seidnima70