اسير ترين سرباز جنگم
وقتي در حصار اغوشت
در قفل دستانت
و در آتش چشمانت
ميل مردن دارم؛
-گفته بودم اگر بوسه دهی توبه کنم
که دگر با تو از گونه خطاها نکنم
بوسه دادی و چو برخاست لبت از لب من
توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم؛
بیش تر از دیروز
بیش تر از همه
بیشتر از همه چیز
بیشتر از خودم
بیشتر از چشمام
'دوستت دارم'