Henning Fuchs4_5812189846503952535.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
🎶🎶🎶🎶🎶موسیقی به مثابه روان
@selfknowledge1401
شما را دعوت میکنیم به مطالعه این مطلب
دنیای بزرگسالی ما و ریشه های آن در کودکی
https://mehrpsyclinic.com/klein_1959/
Instrumental4_6010209528434409066.mp3
زمان:
حجم:
3.1M
🎶🎶🎶🎶موسیقی به مثابه روان
@selfknowledge1401
در پست گذشته دربارۀ رویاها به عنوان یکی از مهمترین شیوههای ابراز امیال ناهشیار صحبت شد. یکی دیگر از راههای گمانهزنی دربارۀ افکار و احساسات ناهشیار، توجه به گفتار فرد است که در این پست دربارۀ لغزشهای فرویدی صحبت میکنیم.
فروید معتقد بود که لغزشهای زبانی یا اشتباهات لپی هنگام صحبت کردن (همچنین موقع خواندن یا نوشتن) تصادفی نیستند و اغلب ناشی از احساسات منفی ابرازنشدهای همچون خشم و حسادت یا آرزوهای ناهشیاری هستند که والدین، جامعه، اخلاقیات و آرمانها، یا مابهازای درونی آنها سوپرایگو، ما را از ابرازشان بازداشتهاند. سوپرایگو به ما میگوید متنفر نباش، جنسی نباش، حسود نباش! کنترلشده باش! ولی ما عصبانی، جنسی و حسود هستیم؛ این در وجود ما هست و نمیتوانیم از آن فرار کنیم، بنابراین به طریقی آنها را ابراز میکنیم.
یک مرد جوان قاعدتاً نباید نامزدش را با اسم بهترین دوستش، که اتفاقاً از او خوشش هم میآید، صدا کند! اما این کار را میکند! همین فرد بعدها احتمالاً پیامی را اشتباهاً به نامزدش میفرستد که نباید! یک زن میانسال که از مهمانی دادن به فامیل همسرش (به ویژه طی این روزهای قرنطینه) خشنود نیست، هنگام تبادل تعارفات معمول اشتباهاً میگوید «خواهش میکنم شما زحمتی!».
یا به این مورد که واقعاً اتفاق افتاده توجه کنید: یک سناتور آمریکایی در سخنرانی خودش پیرامون آموزش و پرورش بجای گفتن «سیاست ما تشویق بهترینها و باهوشترینها (برایتست) است»، گفته «سیاست ما تشویق بهترینها و پستانها (برست) است! و جالبتر اینکه زبان بدن، یعنی حالت دستانش هم این گاف او را تکمیل کردهاند! لغزشهای فرویدی میتوانند اشکال دیگری نیز به خود بگیرند؛ مثل جا گذاشتن اشیا، فراموش کردن نامها، آدرسها یا برخی اطلاعات. اگر من مرتباً نام درمانگرم را فراموش کنم، این پیام را به او میدهم که تو حتی آنقدری برایم اهمیتی نداری که اسمت را به حافظهام بسپارم! اگر شما یک بار کلید محل کارتان را جا بگذارید میتوانید آن را به حواسپرتی نسبت دهید، ولی وقتی چندین بار مرتکب این اشتباه میشوید قطعاً مسئلهای با شغل فعلیتان دارید! همۀ اینها به طور بالقوه چیزی دربارۀ ناهشیار شما میگویند.
اما این را هم به خاطر داشته باشید که طبق قوانین نانوشتۀ اجتماعی، ما حق تفسیر لغزشهای یکدیگر در تعاملات روزمره را نداریم، و اصلاً به همین خاطر است که در فرهنگ عامه چنین لغزشهایی تصادفی و نه از روی قصد (هرچند ناهشیار) تعبیر میشوند
@selfknowledge1401
Hans Zimmerinterste.mp3
زمان:
حجم:
12.4M
🎶🎶🎶🎶موسیقی به مثابه روان
@selfknowledge1401
فروید در سخنرانی ۱۹۱۷ خود پیرامون مقدمهای بر روانکاوی عنوان کرد که بشریت در طول تاریخ متحمل دو توهین بزرگ به خودشیفتگی سادهلوحانۀ خویش شده است. اولی زمانیکه دریافت زمین نه مرکز خلقت، که فقط لکهای ناچیز در منظومۀ عظیم گیتیست. دیگری زمانی بود که تحقیقات زیستشناسی امتیاز ویژۀ مخلوقی استثنایی را از بشر صلب نموده و او را به تبار حیوانات تنزل داد. اما ولع بشر برای خودبزرگبینی اکنون سومین و تلخترین ضربه را از مطالعات روانکاوی میخورد… زمانی که این ایده مطرح میشود که ایگو، یا بهعبارتی ما، ارباب خانۀ خویش، یعنی ذهن خود نیستیم.
درحالیکه انسان کاملاً نسبت به آنچه در ذهن هشیارش میگذرد، آگاهی دارد؛ اما تصورش را نیز نمیکند که چه چیزهایی در ذهن ناهشیارش در جریان هستند. ایدۀ اصلی روانکاوی این است که رفتار انسان بیش از آن چیزی که خودش گمان میکند تحت تأثیر ذهن ناهشیار وی قرار دارد و ما عملاً به بخش بسیار کوچک و جزئی از دادههای ذهنی خویش دسترسی آگاهانه داریم؛ سایر دادهها اگرچه خارج از دسترس ذهن هشیارند ولی کاملاً بر چگونگی فکر، احساس و عمل ما تأثیر میگذارند.
اما محتویات ناهشیار چیست و اصلاً چرا باید چنین بخشی در ذهن ما وجود داشته باشد؟ آنچه برای روان ما تهدیدکننده و غیرقابلقبول است نمیتواند در ذهن هشیارمان باقی بماند، چراکه دراینصورت فرد اضطراب شدیدی را تجربه خواهد کرد که امکان فروپاشی روان را به همراه دارد. بنابراین محتویات اضطرابزا از ذهن هشیار ما رانده میشوند و در بخش دیگری از ذهن یعنی ناهشیار نگهداری میشوند! تا اینجا که همه چیز منطقی و سرراست است! هر فکر خطرناک، تصور شرمآور، خاطرۀ تلخ، و خلاصه هر تعارضی که پیش آمد را به زبالهدان ذهن میاندازیم و از شر آن خلاص میشویم!
اما طبق گفتۀ مشهور فروید، آنچه در ناهشیار دفن میکنیم نمرده است، ما آنها را زنده به گور میکنیم و آنها نیز راهی برای بیرون آمدن از گور خواهند یافت؛ اینبار به اشکال زشتتری همچون علائم و اختلالات و بیماریهای روان. اما اینکه چرا باید محتوایی خاص برای ذهن ما تهدیدکننده قلمداد شود؟ اینکه چرا آنچه به ناهشیار رانده شده بیدردسر همانجا نمیماند و چگونه خود را ابراز میکند؟ و سرانجام اینکه چه ساختارهایی از روان در این سناریو نقش دارند؟ پرسشهایی هستند که در مطالب بعدی به آنها پرداخته خواهد شد.
@selfknowledge1401
در مطلب گذشته (رفتار ما تا چه اندازه آگاهانه است؟) به این پرداخته شد که ایدۀ اصلی روانکاوی این است که ما برخلاف آنچه تصور میکنیم اختیاردار منطقی زندگی خویش نیستیم، بلکه تحت نفوذ نیروهای ناهشیاری قرار داریم که از آگاهی و کنترل ناچیزی بر آنها برخورداریم. درواقع «ایگو ارباب خانۀ خویش نیست!». اما اصلاً «ایگو» چیست؟
فروید در مقالۀ ۱۹۲۳ خود «روانرنجوریها و ساختار روان» عنوان میکند:
«ایگو بخشی از اید است که تحت تأثیر مستقیم دنیای بیرونی تغییر یافته است».
خب مشکل دو تا شد! آنوقت «اید» چیست؟
اید بخش بدوی و غریزی روان ماست که با منطق سروکار ندارد. اید که پیرو اصل لذت است، خودخواهانه و بدون در نظر گرفتن واقعیتها و محدودیتها بهدنبال ارضای آنی و مستقیم تکانهها، نیازها و امیال فرد است. با این حال اگر ما چشمانمان را به روی واقعیت ببندیم، واقعیت محو نمیشود! واقعیت به مرور زمان خود را به روان ما تحمیل میکند. تجربه به ما میآموزد که هر وقت هرچه بخواهیم حاضر و آماده ظاهر نمیشود و برای برآورده شدن خواستههایمان باید تمهیداتی بیاندیشیم! بنابراین بخشی از روان تحت عنوان ایگو از اید جدا شده اینبار با در نظر گرفتن اصل واقعیت درجهت ارضای امیال اید برمیآید. ایگو سوارکاری است که بر اسب سرکش اید سوار شده و تلاش میکند آن را در مسیر درست هدایت کند.
اما مشکلات ایگو به سروکله زدن با واقعیت ختم نمیشود! زمانیکه بایدها و نبایدهای والدین و جامعه در قالب سوپرایگو پا به عرصۀ روان میگذارند، سر و سامان دادن اوضاع برای ایگو دشوارتر نیز میشود. سوپرایگو بخش وجدانی و آرمانی روان ماست که ایگو را مجبور به پیروی از اخلاقیات میکند؛ اخلاقیاتی که قاعدتاً در تعارض با امیال اغلب جنسی و پرخاشگرانۀ اید قرار میگیرند. بدین ترتیب روان به صحنهای برای نزاع دائمی میان این نیروهای متعارض بدل میشود:
همیشه میان خواهش روح و تمنای جسم در من تضادی است،
تحریکم میکنند، آرامم میکنند، مدام عذابم میدهند!
مسئول پادرمیانی در این اوضاع آشفته ایگو، ابزار اصلی آن در این مأموریت مکانیزمهای دفاعی، و مکانیزم دفاعی اصلی روان در این کارزار واپسرانی است. اگر ایگو قادر به حلوفصل مشکلات بین اید و سوپرایگو نباشد این مشکلات را به ناهشیار میراند. اما همانطور که گفته شد محتویات ناهشیار مدام تلاش میکنند که خود را به سطح برسانند تا بتوانند ابراز، ارضا یا حل و فصل شوند.
@selfknowledge1401
Piano Peace4_5935926067595315690.mp3
زمان:
حجم:
3M
🎶🎶🎶🎶موسیقی به مثابه روان
@selfknowledge1401